X
تبلیغات
باشگاه گنــــــــدم - امنیت غذایی

باشگاه گنــــــــدم

علمي - پژوهشي - اقتصادي ,اجتماعي (ارگان موسسه تخصصی گندم ونان ) موسسه خرد بنیان سابق

 

امنیت غذایی ، فرآورده ایی است که نتیجه ی تلاش نهاد های شهروندی از جمله دولت ، صنف کشاورزان ، نهاد های تجاری ، و... یک جامعه است . این برآیند ی سر افرازانه از نتیجه ی همکاری در ساحت امنیت ملی برای بهینه سازی زندگی شهروندی است .

امنیت غذایی فراتر از امنیت ملی و سپهر در برگیرنده برای امنیت شهروندی تلقی می گردد . به عبارت دیگر بدون حضور و وجود امنیت غذایی ، امنیت ملی و شهروندی بی معنا است .

برای دهها سال این تصور بوده است که می توان:  مسائله ی گرسنگی ، سو تغذیه و بد غذایی را پنهان کرد . می توان : از زندگی وسیره ی نبوی در شعب ابی طالب ، غزوات بسیار با گرسنگی ...الگو برداری کرد .

اگر چه امروزه طرح دوباره ی این مسائل از جمله  تبعید حضرت پیامبر ( ص) ورانده شدن به شعب ابی طالب علی رغم تفاوت های بسیار و ...می خواهد بنیان گذار نوعی از مقاومت روحی باشد . ولی این نکته ی مهم پیوسته در تاریخ با غفلت و سرپوشی مهجور مانده است . در ماجرای شعب ابی طالب ... هیچگاه نمی توان خویشاوندان و بستگاه پیامبر گرامی اسلامی  و امثال امیر المومنین علی بن ابی طالب ( ع) را با بقیه ی انسان ها برابر دانست . در ثانی در بحران شعب ابی طالب پس از 3 سال کل محاصره به اذن الهی پایان یافت . در حالی که محاصره ی کشور ایران پس از انقلاب اسلامی اکنون وارد 35 سالگی می شود و این  فراتر از آن چیزی است که حتی خود خدا هم خواسته باشد . در غزوات و برخی دوره ها جنگی ... در دسترس نبودن غذا برای دوره ایی کوتاه مدت وجود داشت و پس از آن از میان می رفت . ولی اکنون در کشور ، بیش از 30 سال است که عدم دسترسی کافی به غذا به تراژدی فرو پاشی امنیت غذایی کامل منتهی شده است .

در واقع باید شهروندان ایرانی را ستود که علی رغم توانای های سرزمینی بیش از 30 سال مقاومت کرده و تاب اورده است . این مهم است که در مبحث مناقشه بر انگیز امنیت ملی ( بخشی از امنیت غذایی کشور ) محاسبه کنیم که اگر چه سرزمین ایران در معرض تند باد های افراطی تکفیرهای –سلفی ها است ، و اگر چه شهروندان ایرانی ( دولت ، نهاد های جمعی ،بنگاه های اقتصادی و ...) در ساخت این مصیبت جهانی { گرسنگی ، سو تغذیه ، بد غذایی و ...} نقشی مهم نداشته اند .ولی این ملت پا به پای نخبگان در راستای افزایش پایداری استحکامات انسانی تلاش کرده اند .  تسلیم ناپذیری شهروندان ایرانی به واقع از آنان اسوه های فروزان در حیات جهانی تصویر کرده است .

به تعبیر دیگر  :  مردان و زنان غیور ایرانی هیچگاه در خفناک ترین لحظات تاریخی  ، حتی در زمانهایی که به اسارت گرفته شدند ( همچون دوران اسکندر مقدونی و چنگیزو ....) تسلیم نشدند . آنها برای همیشه اثبات کردند که در حافظه ی تاریخی خود ، شکوه و عظمتی بی انتها ، بخشی از روح سلشحوری و شهامت شخصیتی آنان است . روحی دلاورانه و با هیبت که هرگز کاستی نمی گیرد و هیچ دشمنی یارای هماوردی با آنان را ندارد .

ملت ایران ، به فرزندانی می بالد که در عین تنهایی ، محاصره ، خصومت و نادانی ...فرازمندانه برای پیشرفت سرزمین خود می کوشند . این سرزمینی مقدس است که در آن بر هر صخره ، کلوخ ، ماسه و خاکش ...فرزندی دلاور برای سربلندی و افتخار آن خون خود را هدیه کرده است .

شهروندان ایران ، همان دلاورانی هستند که :  نه از طعنه ی جاهلان پرگو ، نه از کینه توزی سارقان غارتگر ، نه از استبداد شاهان مقدس ، نه از تنبل های ژاژخا هرگز از آرمان ها و تلاش های بی وقفه ی خود دست نکشیده اند .

ملتی که  ملامت  تنش زای ملامتگران ، موعظه سالاران مولتی مدیا ، کهنه بدخواهان دشمن پرست .... نتواند آن را از پای در آورد و اندکی از تکاپوی آنان بکاهد ، هرگز در پیشگاه ساحت مقدس اراده ی ایزدی از پای در نمی آید و در نخواهد آمد .

با این حال ، دیری است که بی اندیشگی های نئشه وار ، پنداشته های توهم آلود ، گمانه های سراب آفرین ... کابوس امنیت غذایی این سلحشوران بی مهابا را به چالش کشیده است .

آنچه که مهم است آن است که در این پهنه ی فراخ دامن ، بی تدبیری بسیاری ، ملاحضات و سازوکارهای جهانی را نادیده انگاشته و بی توجه به محیط کنشگران سیاست های غذایی جهان ، نقش و کارکرد تحولات بین المللی  جوامع و ملت های نوظهور را به "تقدیر و سرنوشت"  رها ساخته است . و گاه به نادرستی این دوره را با مصیبت شعب ابی طالب مقایسه  می کنند . بی آن که در شعب ابی طالب و محاصره ی 3 ساله ی آن موضوع زمان و توانایی شرافت خاندانی حضرت را در پایداری در عین دانایی برای تحمل گرسنگی لحاظ کنند .

با این حال ، اکنون کابوس کمبود و فقدان کیفیت غذا در ایران نه زائیده ی این سرزمین به تنهایی است و نه برآیند سو مدیریت ها و عدم توانایی در انسجام راهبرد های استراتژیک ، بلکه فراتر از آن پدیده ای جهانی است که برکشیده از خروج تولید کنندگان غذا از چرخه ی حیاتی آن در کشورهای پر جمعیت و رو به رشد ، کهنسالی جمعیت مولد و کارآفرین در کشورهای جهان سوم ، ویرانی محیط زیست ، تغییرات شدید اقلیمی ، آلوده گی و نابودی تولید گاه ها و....

ولی :

اگر چه این چرخه ای بین المللی است که دامنگیر انسان های بسیاری است ، و اگر چه که گرسنگی و سو تغذیه که نشانه ای از فقدان امنیت غذایی است دیر سالی است که جان میلیون های انسان را از آفریقا تا آسیا گرفته است ، لیکن هرگز چنین نبوده است که اقیانوس ثروت آفرین ایران که بر ذخایر خدادادی نفت – گاز – منابع معدنی و .... متکی است و بالاتر از آن از نیروی انسانی مصمم و پر اراده  و جوانی بهره می برد ، اینچنین آسیمه سر و آشفته در تدبیر و برنامه ریزی خیزابه های نگرانی مدیران و سرآمدان جامعه را به ژرفای تفکر شهروندان رسوخ دهد .

این حقیقت است ،  که رشد اقتصادی پر شتاب اقتصاد های نوظهوری همچون چین – هند – برزیل – ترکیه – آفریقای جنوبی – اندونزی – مالزی و ..... برای آنان ثروتی بی نهایت و ارزش افزوده ی برآمده از توانایی های تکنولوژیک اعطا می نماید که آنان را قادر می سازد در رقابت با کشورهای فقیر و کم خرد از تدبیر ، مواد غذایی عمده ی جهانی را ببلعند و سهم کشورهای توسعه نیافته و دیکتاتوری زده را تصاحب نمایند ... همچنان که این واقعیتی است که با افزایش هزینه های سوخت های فسیلی و گرایش به سوخت های پاک و زیست محیطی از یک سو ، و عدم ارزش افزوده ی کافی برای تولید کننده گان غذا { که اغلب کشورهای توسعه یافته ای همچون آمریکا ، کانادا ، استرالیا ، فرانسه و...} این کشورها را برای تولید غذا بی رغبت ساخته است و لذا هزینه ها و قیمت مواد غذایی بیش ازاندازه افزایش داشته و خواهد داشت . پروسه ای که در نهایت منجر به شورش های گرسنگان و شهروندان فقیر از سنگال – تا بنگلادش شده و به سقوط دولت ها و حتی ساختارهای اجتماعی ( همچون سومالی منجر گردیده است ) و با عدم تولید غذا توسط کشورهای توسعه یافته و افزایش ثروت کشورهای پرجمعیت ، رقابت تنگاتنگ غذایی شورش ها و مصیبت های بیشماری را در پی خواهد داشت .

ولی این پرسش مهم مطرح است که : ایران که تا حدود 100 سال قبل یکی از تولید کننده گان مهم غذا در منطقه بوده و در سال 30- 31 دوباره به جمع صادر کننده گان غذا به دنیا پیوسته و پس از آن در طی سالهای 80- 81- 1382 سهم عمده ای از بازار منطقه ای گندم را در اختیار داشته است ، چرا باید علی رغم خشکسالی – آفات طبیعی – تحولات اقلیمی و....با این همه ثروت خدادادی نفت – گاز – معدن و نیروی انسانی مصمم ، با امنیت غذایی چالش زایی مواجه گردیده و تنش های برآمده از سو تغذیه ، آثار خود را در اراده و عزم شهروندان در استحکامات انسانی – ارزشی به مخاطره بیفکند ؟ از منظر هر شهروند ساده ای ، هنگامی که برای توزیع مرغ دولتی به قیمت مصوب 5200 تومان صف می کشند و شهروندان همدیگر را هل داده و از سر و کول همدیگر بالا می روند ، هنگامی که صف ای غذای نذری بیشتر از سوگواران است ، معنای آن این است که جامعه ای در آستانه ی انفجار و شورش غذایی در حال شکل گیری است و حاکمیت به طور کلی کارآرایی و توان خود رادر تامین و توزیع متناسب غذایی  از دست داده است .

این چنین فاجعه ای در شرف پایگیری است که الزام به بررسی و باز تولید ساختارهای مواد غذایی و حتی تحولات دیپلماتیک لازم را الزامی و گریز ناپذیر می نماید . این طرح که مجمعی از اندیشمندان و متفکران فرارشته ای و همه ی رشته های تخصصی است با دلسوزی در راستای تنظیم و تامین غذا که در مناسبات جهانی خود رو به سوی پرتگاه دارد و در ایران به آستانه ی بحران مصیبت بار رسیده است ، کوشش می کند که در برنامه ای بسیار فوری و بی نهایت اضطراری این قضیه را که می تواند حتی منتهی به تجزیه و تحولات ژرف سیاسی در کشور شود ، را مورد واکاوی قرار داده و با شیوه ای منطقی با استفاده از تجارب جهانی بطور سریع و قطعی حل و فصل نماید .


برچسب‌ها: امنیت غذایی, گرسنگی, سوئ تغذیه
+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1391ساعت 10:31  توسط مصطفی پزشکی  | 

کشور ها برای یک ضرورت کاملا عینی و مشخص – ایجاد خوشبختی و رفاه فراگیر - نسبت به ایجاد و ساخت " سازمانی بزرگ اجتماعی به نام – دولت – " اقدام می کنند . {دولت نهادی اجتماعی است که مهمترین هدف آن تحقق آرزو ها و خواست های جمعی است . }

بدین لحاظ ملت به عنوان سازمانی قدرتمند در داخل کشور برای رسیدن به اهداف خود " دولت " را پدید می آورد . در این تعبیر دمکراتیک ، دولت نماینده تحقق آرمانهای ملتی برای رسیدن به اهدافی خاص است .

هنگامی که از ملت " سازمانی برتر در جامعه ی درون کشوری " سخن به میان می آید و اهدافی که باعث ایجاد آن می شود . مهمترین مسائله ی ابتدایی و در عین حال پایدارکه  تا به امروز برای جامعه ی شهروندی مطرح می باشد عبارت است از :

1-    تامین غذای کافی برای همه ی افراد ملت با توجه به محدودیت های جغرافیایی ، اقلیمی ، حوادث غیر مترقبه و ...

2-    امنیت جمعی – فرایندی است  که در آن باید ملت در امنیت کامل و بدور از تهدید و مصیبت به آینده ای پر فروغ چشم بدوزد . بدیهی است که هر گونه عاملی که مانع دست یابی ، توانمندی ، بحران آفرینی ، تنش زایی...در زندگی شهروندی ملت گردد ، مولفه ای تهدید کننده ی امنیت جمعی است که باید از میان برود – به این ترتیب هر عنصری که موجب تباهی آرامش خیال و آسوده گی رفتار شهروندان گردد به عنوان تهدیدی امنیتی در زندگی جمعی مورد توجه " ملت " در مقوله ی امنیت قرار می گیرد .

بدین لحاظ از ابتدای تاریخ تاکنون دو مسائله ی مهم فرا روی تمامی جوامع انسانی قرار گرفته است :  تامین غذا و محافظت ازبرخوداری غذا - در هر شرایطی و تحت تاثیری هر عاملی- .

اهمیت غذا از زمانی رو به افزایش گذاشت که در طی نبرد های مختلف برای گسترش محدوده ی سرزمینی ( که برای تامین غذا ، افزایش امنیت ، سعادت شهر وندی و ...) صورت می گرفت ، سخن نخست را تسلیحات و سخن پایانی را غذا بیان کرد . اهمیت غذا در معادلات نظامی – توازن منطقه ای و پیشروی جهان به چنان حدی از اعتبار و اهمیت دست یافت که حکمیان و فلاسفه ی بزرگ یونانی – رمی به آن پرداختند . آنچنان که ارسطو می گئید :" آنکس که از گندم چیزی نمی داند ، شایسته ی حکومت نیست "

بحران های اقلیمی ، جغرافیایی {نظیر سیلاب ، رانش زمین ، تغییرات آب و هوایی ...} در دوره های مختلف عاملی گردید که بخش هایی از کشور ها عملا از باروری غذایی – تامین خوراک مورد نیاز جامعه و... ناتوان گردد ، این مولفه ای مهم گردید که سخت ترین و وحشتناک ترین جنگ های تاریخ بشریت برای تامین غذای کافی ایجاد شود . از جنگ های مرگبار نخستین اقوام مهاجر " هند و اروپایی " به اروپا ، ایران ... تا حمله ی مرگ آفرین چنگیز خان مغول همه یک دلیل واضح داشت : " غذا و تامین خوراک کافی برای جامعه ی شهروندان " ...با ورود به تاریخ مدرن و جنگ های استعماری به ویژه توسط بریتانیای کبیر ، اهمیت غذا افزون گردید . {بریتانیا کشوری محصور در دریا بود که توانایی تولید غذای آن بشدت محدود بود و نیاز مبرمی داشت که غذا را برای جامعه تامین کند . لذا مهمترین درگیریهای تاریخی برای استعمار و استثمار کشورهای فقیر آفریقایی – آسیایی برای تامین غذایی ملت بریتانیا برآمده از ناتوانی آن کشور در تامین غذا برای جامعه بود .}

اما با پایان یابی جنگ جهانی دوم ، کاملا مشخص گردید که در نبرد های زمینی – دریایی عامل تامین غذای سربازان از اولویتی خدشه ناپذیر برخودار است .

هنگامی که ارتش آلمان نازی به شوروی رسید و با زمین های سوخته مواجه شد ، هرگز فکر نمی کرد که ممکن است این حمله به قیمت نابودی ارتش آلمان تبدیل شود و دیگر باره سرنوشت لشکریان ناپلئون را احیا کند . ( استراتژی خوفناکی که برای بیش از 300 سال بر روسیه حاکم بود و در آن ارتش روسیه با عقب نشینی به سوی اورال و وادار کردن ارتش دشمن در پیشروی ... با آتش زدن اراضی و منابع غذایی  و فرایشی کردن جنگ تا رسیدن زمستان هم در طی جنگ های پروس و روسیه و هم حمله ی ناپلئون و بعد ها در حمله ی هیتلر ...باعث نابودی ارتش مهاجم گردید )

درس مهم دیگری که جنگ جهانی دوم به همراه داشت آن بود که :

به هنگام فاجعه و بروز نبردی مرگبار "هیچ ایدئولوژی – باور دینی – اندیشه ی انسان دوستانه – تفکرفرودست محوری " نمی تواند از ستمگری نیروی غالب بر مغلوب پیشگیری کند . همچنان که هیچ قدرتی فکری – مذهبی ...قادر نیست که از دست یابی گروه پیروز به غذای گروه های ضعیف جلوگیری کند .

در طی همین جنگ جهانی دوم ، هنگامی که ارتش شوروی در استالینگراد آن زمان ( سن پطرزبورگ کنونی و قدیمی ) بشدت درگیر نبرد بود ، گرسنگی بیش از اسلحه درآن کشور تلفات به همراه آورد .{ پس از قتل عام گسترده ی گولاک ها - جنبش سرکوب خرده بورژوازی- نابودی کشاورزان به قیمت گرفتن زمین آنها و فرستادن جوانانشان به جبهه های نبرد }

همین ارتش سوسیالیستی "با بیرق برادری طبقات کارگر و زحمت کش " هنگامی که وارد ایران شد ، در همراهی با قوای انگلیس ...به غارت مواد غذایی جامعه ی بدبخت ایران پرداخت . روسیه با زور انبارها و سیلوهای گندم و مواد غذایی را مصادره می کرد و صاحبان آنها را وادار می کرد که کالا هایشان را به آنها بفروشند . در همان حال با افزایش فقر و مصیبت در جامعه ی ایرانی و فقدان مدیریت اجتماعی ( رضا شاه به تبیعد رفته،  محمد رضا شاه از تجربه و توان کافی برخودار نبود ) شهروندان بیکار ایرانی قادر به پرداخت هزینه های غذایی خود در شهرها نبودند . همزمان با این فقر گسترده ، دولت بریتانیا اقدام به خرید هنگفت مواد غذایی می کرد . بدیهی است که تولید کننده گان ( زمین داران بزرگ ، خوانین ، مالکان و تجار ) تمایل بسیاری داشتند که مایحتاج انگلیسی ها را با آن همه پول نقد و طلا تامین کنند . بدین لحاظ در شرایطی که باید دولتی به مثابه نهادی فرا ساختاری به تنظیم نهاد های درون سرزمینی پرداخت و منافع شهروندان را لحاظ کند  ، عدم حضور چنین دولتی کارآمد منجر به قدرت گیری تجار، مالکان و فئودال های زمین دار منتهی شد . ( رشد سرطانی بخشی از نهاد های بازرگانی – اقتصادی بدون رشد متوازن دیگر نهاد های اجتماعی – مدنی گردید ) 

رفقای کارگران جهان در همراهی با کاپیتالیست های بریتانیا- آمریکایی به غارت منابع غذایی ایران پرداختند و سرانجام قحطی بزرگی را پدید آوردند که این قحطی باعث شد بیش از20 میلیون نفر در ایران تلف شوند .

بدین سان ، ایدئولوژی سوسیالیستی با زمینه ی صدور انقلاب بلشویکی به دنیا ، نخستین جنایت علیه بشریت را به سبب غذا انجام داد و با نابودی طبقات فرودست ( زحمتکش ) بی اعتباری و بی هویتی ملموسی را به نمایش گذارد . عاملی که برای بیش از 60 سال همچنان در حافظه ی تاریخی ملت ایران باقی ماند و هرگز فراموش نشد .

کنشگری در مقوله ی تامین – مدیریت تولید – ساماندهی توزیع – توازن منطقه ای غذا در طی این جنگ بزرگ دیگر باره معین کرد که تمامی تفکرات و ائدولوژیها با برخورد به گرداب های اجتماعی نظیر گرسنگی و قحطی فرو می ریزند و لطمات جبران ناپذیری به حیثیت و شخصیت اندیشه ها وارد می نمایند .

لطمه ی وارد شده به ساحت تفکر و ائدولوژی سوسالیستی در جامعه ی ایرانی همراه بود با پیش زمینه ی خوفناک محاصره های قلعه ها و کوشک های مدیران اجتماعی . در پیش زمینه ی محاصره ی قلعه ها ونابودی منابع غذایی ...همچنان جامعه ی ایرانی بخاطر داشت که : شاه حسین صفوی با تفکر بی نهایت راسخ شیعی هنگامی که در تنگنای محاصره ی محمود افغان قرار گرفت ، هرگز نتوانست از اعتقاد دینی خودش برای مهار جامعه ی اصفهان استفاده کند . در حالی که او نماز می خواند ، مردم گرسنه ی اصفهان با خوردن گوشت سگ و گربه ، خودفروشی برای لقمه ای نان ...سرانجام طاقت نیاورند و در انهدامی تدریجی به سرعت باورهای دینی خود را به زمین گذاشته و برای تامین غذا دست به دامان افغانی ها شدند . این چنان موجی از فاجعه و اضطراب را پدید آورد که در نهایت شاه حسین صفوی علی رغم آن همه اعتقاد دینی و در حالی که دعا می خواند تا افغانی های سنی نابود شوند ، به دست خود تاج پادشاهی را بر سر محمود افغان گذاشت ، دختر و سوگولی حرمش را به ازدواج محمود افغان در آورد ...

برای صدها سال ، این محاصره و تحقیر ایرانیان توسط افغان ها در خاطره ها باقی ماند . تا آن که جنبش ترکمن های گرسنه ایجاد شد . در این دوره ی زمانی بود که ترکمن ها با حمله به شمال شرق کشور به خصوص خراسان و مشهد ...ضمن غارت انبارهای مواد غذایی به ساحت دختران و زنان تجاوز کرده و نسبت به حرم مطهر امام رضا ( ع) اسائه ی ادب کردند . توهین ها و تحقیر های ترکمن های سنی مذهب آنچنان افزایش یافت که در نهایت محمد خان قرائی تربتی به مشهد حمله کرد و مدیریت خراسان را به دست گرفت . ناچاری عباس میرزا به دفع محمد خان قرائی ، ترکمن ها و ...عاملی گردید که تا قریب به صد سال بعد ، همچنان فضای خراسان ملهتب باشد و ترکمن ها به محض گرسنه شدن به تاراج شمال شرقی کشور بپردازند . مصیبتی که به همراه خود موج دیگری از حمله به خراسان را توسط اقوام تربتی به همراه داشت . تربتی ها به بهانه ی دفع حملات ترکمن ها ضمن تسخیر پایتخت شمال شرقی به حمله و آزار سرکشان ، معترضان و...می پرداختند .

بدین ترتیب ، گرسنگی در ترکمن صحرا به دنبال خود ناامنی ، فاجعه ، تجاوز به ناموس ، حملات مهاجمان ، درگیری نظامی و...رابه همراه داشت .

این روند در تداخل با آنچه که در طی جنگ جهانی دوم پدید آمد ، منجر به تولید دیکتاتوری برای تنظیم مناسبات اجتماعی در ایران شد .

به تعبیر دیگر ، پس از امواج خروشان گرسنگی که عاملی برای نابودی کلیه ی تفکرات ، اندیشه ها و باورهای دینی – ائدولوژیک و منهدم ساختن " پرستیژ ، شخصیت و هویت تفکری خاص " است . { آنچنان که تفکر سوسیالیستی و حمایت شوروی از طبقات زجر کشیده با نوع برخورد و کنشآنان به نسبت مردم ستم دیده ی ایران باعث از بین رفتن کلیه ی باورها ( مشروعیت و مقبولیت ) نسبت به شوروی و نیت خیرخواهانه ی آن گردید. و لذا هرگز شوروی نتوانست در میان توده های ایرانی جایگاهی بیابد . در حالی که قبل از آن بسیاری از ملک الشعرا بهار تا میرزاده ی عشقی  ....در تمجید انقلاب سوسیالیستی تلاش کرده و شعرها سروده بودند . }

اما فراتر از آنچه که گرسنگی موجب فروپاشی باورها و اعتقادت می گردد ، ان آست که نتیجه ی گرسنگی در جامعه ، عملا توده ها را به سمت خشونت و رادیکال تر کردن جامعه پیش می برند . پیامد رادیکال تر و خشن تر شدن توده ها آن است که درسویی : گروه های افراطی قومی – دینی – اعقتادی ...شکل می گیرد . و در سوی دیگر : مدیریت اجتماعی ناچار از افزایش خشونت شده و به نوعی ایجاد  دیکتاتوری توتالیتر وحشتناک می رسد که ساخت دیکتاتوری بشدت به پرستیژ ، هویت و وجه ی بین المللی آن تفکر اسیب زده ، هزینه های مقبولیت و مشروعیت بی کرانی تولید می نماید . مدیریت اجتماعی همراه با تولید دیکتاتوری در عمل خود را در معرض جدایی توده ها از خود قرار داده و بشدت نرخ امنیت برای آن گران تر می شود .

بدین ترتیب جامعه در دور باطلی از خشونت ، دیکتاتوری و تمرکز گرایی غرق می شود که برون رفت از آن چرخه بی نهایت درد آورو مرگ آفرین است .

{ پیامد های گرسنگی در  طی جنگ جهانی دوم ، قحطی بزرگ و ...بود که جنبش فرقه ی دمکرات به رهبری شید جعفر پیشه وری در آذربایجان  و قاضی محمد در کردستان را ساخت . – فرایند سرکوب دمکرات ها منجر به افزایش قدرت نیروی گریز از مرکز در آذربایجان و کردستان شده و تا امروز هزینه های امنیتی – مالی سهمگینی بر کشور ایران تحمیل کرده است . در عین حال که خود این سرکوب باعث گسترش و ترویج تفکر تمرکز گرایی شدید توسط محمد رضا شاه پهلوی شد و دیکتاتوری خونباری را پدید آورد .

از این روی ، درست است که مقوله ی امنیت غذایی به  فرآیند " تولید ، توزیع ، بهره برداری ، تقویت توان نهاد های مولد ، ساختار سازی مدیریتی و ... "مرتبط است ، اما این مولفه ای بسیار حیاتی در حفظ و نگهداری اندیشه – آرزوهای اعتقادی – باورهای دینی و ... است . همچنان که در جوامع مختلف { حتی در پیشرفته ترین آنها نظیر ایالات متحده } گرسنگی و تامین غذای شهروندان به تعیین الگوی رفتاری سازمان های مدیریتی – نوع کارکرد دولت ؛ حاکمیت – منتهی می شود . از این روی ، امنیت غذایی در حالی که به شکلی ساده در ارتباط با غذای شهروندان است ، به شیوه ای کاملا پیچیده نوع ساختار دولت – حاکمیت را تعیین و تکلیف می کند .

بدین لحاظ ، می توان دیگر باره سخن حکمیانه ی ارسطو را باز نویسی

کرد : "آنکس که از غذای شهروندان چیزی نداند ، برای مدیریت اجتماعی-

سیاسی  شایسته نیست ."


برچسب‌ها: امنیت غذایی, گرسنکی, امنیت جمعی, نان, فروپاشی, امنیت شهروندی
+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1391ساعت 11:16  توسط مصطفی پزشکی  | 

     

         امنیت ملی   =    امنیت غذایی

 

 

{ امنیت ملی : برآیند ثبات قانونی ،  قدرت سلامت ، شجاعت ، همگرایی ، همزیستی ، رفاه ، سعادت ، تغذیه ی مناسب  ، امید به چشم انداز های روشن ، احساس اطمینان از آینده ی هر شهروند یک کشور است ؛ روندی که پیامد آن  " سلحشوری و دفاع از شخصیت و هویت ملی کشور "  را به همراه دارد .  بدین لحاظ امنیت شهروندی  که برآمد همه ی مولفه های فرا توصیف شده است ( سلامت ، امید ، سعادت و ....) فراتر و شایان تر از امنیت ملی و بنیان گذار والاترین دارایی و ثروت یک ملت  برای حفظ بقا و سرافرازی در راه ارزش ها و هویت فکری ( استحکامات انسانی ) است . همین مفهوم امروزه " امنیت شهروندی"  را زیرساخت و صخره ی خلل ناپذیر - استحکامات انسانی  را می سازد؛  که رفیع ترین قدرت هژمونیک یک کشور است. موکدا :  استحکامات انسانی در اعتماد و سلامتی است که با امید در هم آمیخته و به صلح و افق های وارسته نظر دوخته است . 

  

بنا به اسناد پنتاگن آنچه که باعث گردید ارتش قدرتمند صدام حسین در کمتر از 20

روز از پای در اید و تسلیم شود ، سو تغذیه و بی غذایی مردم عراق بود .

 

در قحطی بزرگی که از زمان قاجار شروع شد و به  شورش های شهری و حمله به

کالسکه ی وی آغاز شد ، پایه های نفرت عمومی  و سرانجام کشته شدن وی

عامل اصلی  غذا  و سوئ تغذیه بود .

 

در دهه ی 60 میلادی شوروی سابق ناچار شد به منظور دریافت کمک های غذایی از

غرب  محرمانه ترین فن آوریهای خود را واگذار نماید

 

در جنگ جهانی دوم ، نیروهای آلمانی بیشتر از سرما در روسیه از گرسنگی کشته

شدند و در پیامد آن ، آلمان شکست خورد .

 

در حمله ی محمود افغان به اصفهان ( در عهد سلطان حسین صفوی ) ، گرسنگی و

سو تغذیه  محافظان و شهروندان را وادار به تسلیم کرد

 

گزاره های مهم  و شایان توجه :

 

در هر نبردی سخن نخست را اسلحه و کلام آخر برای پیروزی را غذا تعیین می کند .

 

امنیت غذایی فراتر از امنیت ملی

  

از 2006 تا 2012 کره ی شمالی  به سبب گرسنگی و سو تغذیه ی شهروندانش

پس بیش از نیم قرن ایستاده گی در برابر غرب سرانجام ناچار شد که راکتورهای

اتمی خود را منهدم ساخته و به جای آن کمک های غذایی از ایالات متحده ی آمریکا

دریافت نماید .

 

سو تغذیه ، کمبود غذا و گرانی ان دولت های بسیاری از سنگال – هائیتی تا

بنگلادش را ضمن شورش های خیابانی  ساقط کرد

 

هنري كيسينجر با تحليلي متفاوت، در تبيين ديپلماسي خارجي خود بر اين اعتقاد

بود كه كـمبود مواد غذايي و غلات، از جمـله عوامل بي ثباتي سياسي محسوب مي

شوند و بايد آن را در موارد استثنايي، براي حفظ منابع درازمدت آمريكا، به كار برد. لذا

او يكي از مدافعان سرسخت اعطاي كمك هاي غذايي به كشورهاي فقير بود. پس

موضوع اين مبحث كه گندم به عنوان يك سلاح راهبردي ياد مي شود چندان به دور از

منطق نيست. 

  افزايش سريع جمعيت جهاني، رشد منفي عوامل توليد در پيامد

تخريب اراضي قابل كشت، تغيير و تحولاتي كه به بروز بحران كم آبي

جهاني در آينده اي نه چندان دور منتهي مي شود، عدم تعادل در توزيع

جهاني درآمد و در نتيجه تمركز نرخ رشد مصرف مواد پروتئيني در

كشورهايپيشرفتة صنعتي برخوردار از قدرت خريد بالاتر،

عدم توسعة متعادل پيشرفتهاي فناوری و دانش فني توليد محصولات

كشاورزي و دامپروري دركشورهاي كمتر توسعه يافته،

 بر درجة اهميت گندم به عنوان يك مادة غذايي اصلي در جهان افزوده

است.

حتي در توليد مواد پروتئيني حيواني نيز گندم داراي نقشي غيرمستقيم،

اما فعال است. به طوري كه بروز كوچكترين اختلال در عرضة گندم، مي

تواند كلية صنايع دامپروري و فرآورده هاي دامي بسياري از كشورها، از

جمله روسيه و ايران را به شدت تحت تأثير قرار دهد و آثار سويي در آن

كشورها به جا گذارد.

امنيت غذايي و جايگاه گندم در افق 1400 (2020

ميلادي) 

   در برآورد نياز غذايي جمعيت رو به رشد كشور به گندم، در سال 1400، عوامل

گوناگوني از جمله درآمد سرانه، نرخ متعادل تر شدن توزيع درآمد و تغييرات الگوي

رژيم غذايي خانوار تأثيرگذار مي باشند.

 

·          در سال 1400 كشور براي تأمين فيزيكي غذايي جمعيت، سالانه به

 2/22 تا 23 ميليون تن گندم نياز دارد. با در نظر گرفتن نرخ رشد بخش كشاورزي

در 20 سال گذشته ـ در صورتي كه اين نرخ رشد حفظ شود و تنزل پيدا نكند ـ

در سال 1400 توليد داخلي گندم به 13 ميليون تن افزايش پيدا خواهد كرد و در خوش

ينانه ترين شرايط، دولت سالانه مجبور خواهد بود تا قريب به 2/9 تا 10 ميليون تن

گندم به ارزش 3000 ميليون دلار از خارج وارد كند كه اين رقم معادل 2/13% كل

درآمدهاي حاصل از صادرات نفت خام كشور خواهد بود.

 

·   شواهد و قراين  نشان از آن دارد که در سال 1400 چنانچه وضعيت به همين

منوال تداوم يابد، كشور با بحران امنيت غذايي روبرو خواهد شد و درآمدهاي نفتي

فقط كفايت گذران روزمرة امور كشور و سير كردن فيزيكي جمعيت را خواهد كرد كه ا

ين امر نيز در جايگاه خود به مفهوم عدم امكان سرمايه گذاري و گسترده تر شدن فقر

عمومي است.

 

طبق برآوردهاي كارشناسان سازمان ملل متحد در سال 2020، جمعيت

جهان به حدود 9 ميليارد نفر افزايش پيدا خواهد كرد و نقطة ثقل نرخ انفجاري

جمعيت نيز عموماً در سه قارة آفريقا و آسيا و آمريكاي لاتين متمركز خواهد بود كه از

نظرفراواني عوامل توليد، جامعة جهاني در توليد مواد غذايي مورد نياز جمعيت با

مشكل مواجه خواهد شد.

 

·     در سال 2020 با در نظر گرفتن مجموع شرايط، از جمله موارد ياد شده و

تخريب اراضي كشاورزي، چنانچه برنامه ريزان بخواهند فقط وضع موجود تركيب

نيازهاي غذايي جهان به گندم را حفظ كنند و جامعة جهاني فقط با حفظ همين

استانداردهاي ارزش كيفيت غذايي نامطلوب، بخواهـد جمعيت رو به رشد جـهاني

 را با گـندم، به عـنوان ارزان ترين و مناسب ترين مادة غذايي سير كند، با احتساب

حداقل سرانة مصرف انساني اين كالاي پراهميت غذايي كه در حدود 100 كيلوگرم

است ميزان توليد جهاني گندم بايد به 900 ميليون تن افزايش يابد.

 

·          كارشناسان پيش بيني مي كنند كه در دهة 2020 ميلادي، گندم به عنوان

يك كالاي كمياب در بازار بورس كالاهاي اساسي با نوسانهاي شديد قيمت روبرو

خواهد شد و كشورهاي توليدكنندة عمدة، گندم را با يك نوع «شوك درآمدي» نظير

شوك نفتي 1973 (براي توليدكنندگان نفت) مواجه خواهند كرد و برعكس كشورهاي

كم محصول و شديداً وابسته به واردات گندم، مجبور خواهند بود تا منابع معدني خود

را (از جمله نفت) با گندم و آب معاوضه كنند. (نفت در مقابل غذا)

 

·          با توجه به تخریب سطح بزرگی از اراضی کشت گندم در کشورهای هند،

پاکستان و استرالیا در سال 2011 در اثر سیل در این کشورها، شکاف بین طرف

های عرضه و تقاضای گندم احتمالا در سال های پیش از 2020 اتفاق خواهد افتاد.

 

·          نکته قابل توجه دیگر این است که بریتانیا چند سالی است که با توجه به

ارزیابی نقش غذا و به ویژه گندم در امنیت سیاسی کشورها در آینده نزدیک مبادرت

به سرمایه گذاری گسترده در قزاقستان برای تولید گندم کرده است. به این منظور

سطح گسترده ای از مناطق قابل کشت این کشور به دلیل وجود منابع آب کافی،

خاک مناسب و نیروی کار ارزان با ماشین آلات کشاورزی پیشرفته مقادیر قابل

توجهی گندم تولید و به بسیاری از کشورهای همین منطقه از جمله روسیه و

احتمالا ایران صادر می کند.


برچسب‌ها: امنیت غذایی, امنیت ملی, گندم, نفتت در مقابل غذا
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1391ساعت 9:38  توسط مصطفی پزشکی  |