نان در ادیان

                        

 

 برگرفته از مجموعه مطالعات موسسه  مطالعات و تحقیقات

                             خرد بنیان

 

           اهميت نان وگندم در اسلام

 

 نگرش قرآن به نان

 

قرآن كريم، به عنوان بيانگر خط مشي و راهبرد كلان براي تفكر و زيستن مجموع بشر در گسترة نامحدود زمان، طبعاً به موضوعات جـزئي همچون نان به صورتي جزئي نگر نپرداخته، بلكه اصل و ريشة موضوعاتي از اين دست را بيان كرده است. از اين رو در آيات قـرآني، موضوع نان در قالب كلماتي مانند رزق، طعام، زرع، ثمر، عيش، اكل و مشتقات آن ها مطرح شده و واژة «خبر» به معني نان تنها يك بار در آية 36 از سورة يوسف و در خلال بيان روياي حضرت يوسف (ع) ذكر گرديده است.

به دو نمونه از اين آيات اشاره مي شود (استخراج خط مشي هاي كلان و اجرايي در قسمت روايات كه تفسير و توضيح اينگونه آيات هستند انجام شده است.)

 

1-                            سوره عبس 80 / آيه 24

فلينظرالانسان الي طعامه

 

ترجمه:  

انسان نسبت به غذاي خود بايد خوب دقت و بررسي و محاسبه گري داشته باشد.

علامة طباطبايي در تفسير الميزان (1) در ذيل آية 5 از سورة مائده در مورد مفهوم كلمة طعام در ادبيات قرآن اين گونه مي فرمايد:  

 

"طعام". در اصل لغت به معناي هر چيزي است كه قوت و غذاي خورنده اش قرار گيرد و خورنده اي با آن، گرسنگي خود را برطرف سازد.

 

ليكن بعضي ديگر گفته اند:  

مراد از طعام، خصوص گندم و ساير حبوبات است. از آن جمله صاحب لسان العرب در كتاب خود گفته است:   

«اهل حجاز وقتي كلمة طعام را مطلق، و بدون قرينه ذكر كنند تنها گندم را در نظر دارند.»

و سپس مي گويد: خليل نيز گفته است: در كلام عرب، لفظ طعام بيشتر در خصوص گندم استعمال مي شود. و همين معنا از كتاب "نهايه" تاليف ابن اثير نيز استفاده مي شود. به همين جهت در روايات وارده از ائمة اهل بيت - عليهم السلام- آمده كه مراد از طعام اهل كتاب در آية شريفه، تنها گندم و ساير حبوبات است. نه غذاي پخته و گوشت و امثال آن بلكه از بعضي از روايات معناي ديگري از كلمة طعام استفاده مي شود. كه در آينده مورد بحث قرار مي گيرد.

 

2-    سوره انعام 6/ آيه 142

كلوا مما رزقكم الله ولاتتبعوا خطوت اشيطن إنه لكم عدو مبين

 

ترجمه:  

از روزي خدا استفاده كنيد و از گام هاي شيطان پيروي نكنيد چرا كه او دشمن آشكار شماست.

 

در ترجمة تفسير الميزان (2) در بيان اين آيه چنين آمده است:  

شما در اين امري كه خداوند اباحة آن را تشريع كرده راه پيروي شيطان را پيش مگيريد، و پا در جاي او نگذاريد و حلال خدا را حرام مكنيد.

اين آيه به ضرورت حركت براساس سياست گذاري و خط مشي تعيين شده از سوي خداوند در امر بهره برداري از نعمتهاي الهي (به خصوص غذاها) تصريح دارد.

 

نگرش روايات اسلامي به نان:   

همانطور كه اهل علم مطلع اند، تعـابير روايـات اسـلامي داراي سطوح و لايه هاي مختلفي نسبت به موضوع هستند.

برخي از روايات جايگاه موضوع را در هستي تعيين مي كنند و ديد انسان را تصـحيح مي نماينـد. (كه در اين مقاله با عنـوان روايات نگرشي و مبنايي از آن ها ياد مي شود.)

بعضي ديگر از روايات خط مشي هاي اجرايي كلان را ترسيم مي كنند.

(روايات راهبردي)

و دستة ديگر از روايات زمينه هاي لازم و محدوده هاي مورد نياز براي عملي كردن سياست گذاري ها را تبيين مي كنند.

(روايات فرهنگ ساز + روايات قانون گذار)

 

ابتدا به طـرح روايات نگرشـي و ديـددهنده پـرداخته مي شود، سپس به احاديث سياست گذار و تعيين كنندة استراتژي كلان و در قسمت آخر روايات قانون گذار و فرهنگ ساز مورد بررسي قرار مي گيرد.

 

الف روايات مبنايي و نگرشي

 

1-                           قال النبي صلي الله عليه و آله:

اكرموا الخبز فان الله اكرمه و سخر له بركات السموات والارض (3)

 

ترجمه:  

پيامبر اسلام - صلي الله عليه و آله و سلم- فرمود:

به نان اهميت فراوان بدهيد و با احترام نسبت به آن رفتار كنيد چرا كه خداوند اهميت و احترام براي آن قائل شده است و تمام فعاليت آسمان ها و زمين را براي توليد آن هماهنگ كرده است.

 

2-                           قال النبي صلي الله عليه و آله:  

اكرموا الخبز فانه قد عمل فيه ما بين العـرش الي الارض و ما فيها من كثير من خلقه (4)

 

ترجمه:  

پيامبر اسلام - صلي الله عليه و آله و سلم- فرمود:

به نان احترام بگذاريد چرا كه تمام موجودات عالـم از زمين تا عرش خدا، براي توليد آن تلاش كرده اند.

 

3-                           عن النبي صلي الله عليه و آله:  

خير طعامكم الخبز (5)

 

ترجمه:  

پيامبر اسلام - صلي الله عليه و آله و سلم- فرمود:  

بهترين غذاي شما نان است.  

 

4-                           عن النبي صلي الله عليه و آله:  

الخبز مبارك ارسل الله له السماء مدراراً و له انبت الله المرعي و به صليتم وبه حججتم بيت ربكم (6)

 

ترجمه:  

پيامبر اسلام - صلي الله عليه و آله و سلم- فرمود:  

نان بسيار ارزشمند تأثيرگذار در زندگي است، خداوند به خاطر نان است كه كشت و زرع را مي روياند.

به واسطة نيروي نان است كه مي توانيد نماز بخوانيد و روزه بگيريد و حج انجام دهيد.

 

5-                           قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم:  

اللهم بارك لنا في الخبز ولاتفرق بيننا و بينه فلولا الخبز ما صمنا و لاصلينا و لاادينا فرائض ربنا (7)

 

ترجمه:  

پيامبر اسلام - صلي الله عليه و آله و سلم- فرمود:  

خداوندا!

نان را در زندگي ما چنان قرار بده كه با كمترين مقدار از آن، بيشترين نيرو و بهره به ما برسد.

دستيابي به نان را براي ما مشكل مگردان زيرا اگر نان نباشد نمي توانيم روزه بگيريم، نمي توانيم نماز بخوانيم، بلكه هيچ يك از وظايف الهي خود را نمي توانيم انجام دهيم.

 

6-                           عن الصادق عليه السلام:  

رأس معاش الانسان وحياته الخبز و الماء،  فانظر كيف دبر الامر فيهما (8)

 

ترجمه:  

امام صادق – عليه السلام- فرمود:  

با اهميت ترين مسئله در زندگي مادي انسان، نان و آب است. دقت كن و ببين كه خداوند به چه ترتيبي آن دو را در اختيار انسان قرار داده است.

 

7-                           عن الصادق عليه السلام:  

طعم الماء طعم الحياه و طعم الخبز طعم العيش والقوه (9)

 

ترجمه:  

امام صادق -عليه السلام- فرمود:  

طعم آب، طعم وجود است و طعم نان، طعم زندگي و نيرومندي است.

 

8-                           قال الصادق عليه السلام:  

انما بني الجسد علي الخبز (9)

 

ترجمه:  

امام صادق -عليه السلام- فرمود:  

نيروي بدن از نان است.

پايه و اساس بدن بر نان است.

 

9-           عن جعفر بن محمد (ع) أنه سئل عن الصلوه علي كدس الحنطه؟ فنهي عن ذلك، فقيل له: فاذا افترش فكان كالسطح؟ فقال:  

لا يصلي علي شي من الطعام،

فانما هو رزق الله لخلقه ونعمته عليهم، فعظموه ولا تط‌‌وُوه ولاتستهينوا به

فان قوماً فيمن كان قبلكم وسع الله عليهم في أرزاقهم، فاتخذوا من الخبز النقي مثل الافهار فجعلوا يستنجون به، فابتلاهم الله عزو جل بالسنين والجوع، فجعلوا يتتبعون ما كانوا يستنجون به فيأكلونه، ففيهم نزلت هذه الايه: و ضرب الله مثلاً قريه كانت آمنه مطمئنه يأتيها رزقها رغداً من كل مكان فكفرت بأنعم الله فأذاقها الله لباس الجوع والخوف بما كانوا يصنعون.(11)

 

ترجمه: 

امام صادق -عليه السلام- فرمود:  

نماز خواندن و سجده كردن بر خوراكي ها جايز نيست چرا كه اين ها روزي خدا و نعمت او براي بندگان خود است پس بايد اهميت لازم را به آن ها بدهيد و زير دست و پا رها نكنيد و بي اهميت از كنار آن ها رد نشويد.

 

شاهد و تأييد بر روايت:  

 

الميزان في تفسير القرآن ج:12 ص: 375

… في تفسير القمي،: في قوله تعالي: "و ضرب الله مثلا"الآيه، قال: قال (عليه السلام) نزلت في قوم كان لهم نهر يقال له الثرثار و كانت بلادهم خصبه كثيره الخير، و كانوا يستنجون بالعجين و يقولون: هو ألين لنا، فكفروا بأنعم الله و استخفوا فحبس الله هم الثرثار فجدبوا حتي أحوجهم الله الي أكل مايستنجون به حتي كانوا يتقاسمون عليه: أقول و رواه في الكافي، عنه باسناده عن عمرو بن شمر عن أبي عبدالله (عليه السلام) مفصلا، و العياشي عن حفص وزيد اشحام عنه. . .

 

ترجمه الميزان ج: 12 ص: 539

... در تفسير قمي در ذيل آيه و ضرب الله مثلا… از امام (عليه السلام) نقل كرده كه فرمود: اين آيه درباره قومي نازل شد كه نهري داشتند به نام نهر ثرثار و بلاد ايشان به خاطر داشتن آن، بلادي سبز و خرم و پر درآمد بود، به طـوري كـه با خمير، استنجـا و خـود را تطهيـر مي كـردند، و مي گفتند: خمير نرم تر است و بدن ما را اذيت نمي كند، همين كفران به نعمت خدا و استخفاف به آن باعث شد كه خدا نهر ثرثار را خشكانيد، خشكسالي كارشان را به جايي رسانيد كه همان خمير خشكيده ها را جمع آوري نموده خوردند.

اين روايت را كافي نيز به سند خود از عمرو بن شمر از ابي عبدالله -عليه السلام- به طور مفصـل آورده، و عياشي هم آن را از حفص و زيد شحام از آن جناب نقل كرده است. 

 تحليل روايات:  

اين روايت هاي نه گانه فقط در مقام تعيين جايگاه نان در زندگي انسان نيست بلكه در مقام بيان دو محور اساسي زير مي باشد:  

1-   ضريب اهميت

   القاي ضريب اهميت نان در زندگي، و بيشترين هماهنگي آن با ساختار طبيعي آفرينش انسان، لذا چيز ديگري از خوراكي ها را جايگزين آن نمي داند با وجود اين كه خوراكي مثل خرما درمحيط عرب فراوان در دسترس بوده است.

2-   ارائة الگوي غذايي حداقل و بهينه

مجموعة روايات فوق بيانگر اين نكتــه است كه الگوي مصــرف نان به عنوان غذاي اول، مناسب ترين الگو براي انسان و زيست اوست.

 

اجرايي كردن اين نگرش ها نيازمند بسترسازي هاي قانوني و فرهنگي است كه در قسمت روايات قانون گذار و فرهنگ ساز به آن ها اشاره مي شود.

 

نقاط بحران

نقاط بحران در اين قسمت طبق تشخيص اسلام عبارتند از:  

1-   كم اهميت شدن نان در نظر مردم (عادي شدن نان در ملاحظه و توجه).

2-   تغيير اولويت مصرف از نان به مـواد غـذايي ديگـر و در نتيجه سرازير شدن سرمايه در قسمت هاي ديگر و كاهش رشد كمي و كيفي كشت غلات و طبخ نان.  

 

ب روايات سياست گذار و تعيين كنندة خط مشيء براي تحقق نگرش اسلام به نان

 

1-  تعيين حداقل آذوقه:

 

عن الصادق عليه السلام:  

في تفسير قول الله عزوجل "من اوسط ما تطمعون اهليكم" قال:  

من اوسط ما ياكل اهل البيت و قال هو:  

الخل والزيت والخبز

و ارفع الطعام الخبز واللحم و اقله الخبز والملح (12)

 ترجمه:  

امام صادق -عليه السلام- فرمود:  

حضرت صادق -عليه السلام- در تفسير آية "به فقرا از نوع متوسط غذايي كه مي خوريد بدهيد" فرمودند:  

منظور از نوع متوسط غذايي كه مي خوريد: سركه و روغن زيتون و نان است.

بهترين نوع غذا: نان و گوشت است و كمترين كيفيت در غذا نان و نمك است.

 

عن ابي عبدالله عليه السلام

قلت فما اقتار ؟

فقال: اكل الخبز والملح و انت تقدر علي غيره

قلت فما القصد؟

قال: الخبز و اللحم و اللبن و السمن مره هذا و مره هذا (13)

 

ترجمه:  

حضرت صادق -عليه السلام- در پاسخ به سوُال "مصداق خست و سخت گيري در آذوقه چيست؟" فرمودند:  

نان و نمك بخوري در حالي كه مي تواني غذايي با كيفيت بهتر بخوري!

پرسيدند: حد متعادل در امر آذوقه چيست؟

فرمودند: يك بار نان و گوشت بخوري و بار ديگر نان و ماست يا نان و روغن (هميشه گوشت نخوري).

 

2-             ضرورت تاُمين امنيت غذايي:  

 

قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم:  

كاد الفقر يكون كفراً (14)

 ترجمه:  

پيامبر اسلام -صلي الله عليه و آله و سلم- فرمود:  

فقر از مؤثرترين عوامل كفر و روي گرداندن از حقايق است.

 

قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم:  

أربعه من قواصم الظهر إمام يعصي الله عز و جل و يطاع أمره و زوجه يحفظها زوجها و هي تخونه و فقر لايجد صاحبه مداوياً و جار سوء في دار مقام (15)

 ترجمه:  

پيامبر اسلام -صلي الله عليه و آله و سلم- فرمود:  

در چهار وضعيت بدترين بحرانها براي انسان به وجود مي آيد:  

1- رهبري كه به راه خلاف مي رود و ديگران هم از او اطاعت مي كنند.

2- زني كه شوهرش حق او را ادا مي كند ولي آن زن به شوهرش خيانت مي كند.

3- فقري كه انسان هيچ راه حلي براي آن ندارد.

4- همساية بد، در حالي كه جاي ديگري هم نتواني بروي.

 

تحليل:  

اين روايات و روايات مشابه ديگر، بيانگر يك نقطة بحـراني بسيار مهم و مؤثر در زندگي فردي و اجتماعي انسان ها است.

عدم تأمين معاش و حداقل نان مردم (با توجه به روايات قسمت قبل كه بيانگر حداقل آذوقه بود) به غير از عوارض اجتماعي و بحران هاي عمومي در جامعه، موجب بروز عوارض منفي فكري و روحي نسبت به دين و خدا خواهد شد.

 

3-              سياست گذاري در توليد نان:  

 

1-              قال الصادق عليه السلام:  

الكيمياء الاكبر الزراعه (16)

 

ترجمه: امام -صادق عليه السلام- فرمود:  

سرمايه معجزه گر اساسي، كشاورزي است.

 

2-              قال الباقر عليه السلام:

سئل رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم: أي المال خير؟

قال: زرع زرعه صاحبه و اصلحه وادي حقه يوم حصاده.

قيل: أي المال بعد الزرع خير؟

قال: رجل في غنمه قد تبع بها مواضع القطر يقيم الصلاه و يوتي الزكاه.  

قيل: أي المال بعد الغنم خير؟

قال: البقر تغدو بخير و تروح بخير.  

قيل: أي المال بعد البقر خير؟

قال: الراسيات في الوحل والمطعمات في المحل (17)

 ترجمه:  

امام باقر -عليه السلام- فرمود:  

از رسول خدا -صلي الله عليه و آله- سوُال شد كه: چه سرمايه اي سودآورترين است؟

حضرت فرمودند: كشاورزي البته در صورتي كه به آن رسيدگي شود و ماليات الهي آن پرداخت شود.

سؤال شد: در مرتبه بعد از كشاورزي چه سرمايه اي سودآورترين است؟

فرمودند: دامداري به شرطي كه در مراتع باراني باشد و ماليات الهي آن پرداخت شود.

سؤال شد: در مرحله بعد از دامداري چه چيز سودآورترين است؟

فرمودند: گاوداري به شرطي كه در مراتع به چرا بروند.

سوال كردند: در مرحله بعد چه چيز؟

فرمودند: ساختمان سازي.

 

تحليل:  

اين دو روايت بيانگر سياست گذاري هاي كلان زير هستند:  

1-   اولويت كشاورزي نسبت به تمام امور، بعد از آن دامداري و گاوداري و سپس ساخت و ساز.

2-    ضرورت تبديل مناطق باراني و نيمه باراني به قطب هاي كشاورزي و دامداري در يك كشور.

3-    ترويج فرهنگ كشاورزي و ايجاد اعتبار و ارزش اجتماعي (روايت خاص نيز دارد).

4-     جذب نيروهاي علمي و فني در بخش كشاورزي و دامداري (تبديل دانشكدة كشاورزي و رشته هاي وابسته به اولويت اول براي نخبگان رشتة راه و ساختمان و رشته هاي وابسته به اولويت دوم و بقية رشته ها درحقيقت تأمين كنندة نيازهاي اين دو رشتة اصلي خواهند بود.)

 

4- تعيين نوع كشت:  ‌

 

قال ابوالحسن الرضا عليه السلام:  

فضل خبز الشعير علي البر كفضلنا علي الناس ما من نبي إلا واخرج كل داء فيه و هو قوت الانبياء و طعام الابرار (18)

 ترجمه:  

امام رضا -عليه السلام- فرمود:  

برتري نان جو نسبت به نان گندم مانند برتري ارزش و فايدة ما معصومين بر ديگر مردم است. تمام پيامبـران از خداوند درخواست نان جو داشتند و آن را پرفايده مي دانستند.

هركس نان جو بخورد زمينة سلامتي خود را فراهم كرده است.

نان جو غذاي پيامبران و مردان خدايي است.

 

تحليل:  

اين روايت و روايات ديگري كه بيانگر خصوصيات نان جو هستند، يك خط مشي توليدي را ارائه مي دهند:  

ضرورت توسعة فرهنگ استفاده از نان جو (حداقل به اندازه و در كنار نان گندم).

ضرورت توسعة كشت جو و توسعة صنايع تبديلي به انواع نان جو.  

(رواياتي در مورد راهبردهاي بهينه سازي كاشت و برداشت نيز وجود دارند كه در تحقيقي با موضوع كشاورزي از نظر اسلام بايد مورد بحث و بررسي قرار گيرند. )

4- راهبردها در مرحلة تبديل به نان:  

 

الف – قال الصادق عليه السلام:  

إن علياً كان لاينخل له الدقيق و كان يقول:  

لاتزال هذه الامه بخير ما لم يلبسوا لباس العجم و يطعموا اطعمه العجم فاذا فعلوا ضربهم الله بالذل (19)

 

ترجمه:  

امام صادق -عليه السلام- فرمود:  

علي -عليه السلام- آرد را الك نمي كردند و وي هميشه مي فرمود:  

اين امت (مسلمانان) مشكلي نخواهند داشت تا وقتي كه به پوشيدن لباس غيرمسلمان و خوردن غذاي آنها رو نياورده اند.

وقتي به فرهنگ آن ها رو آوردند خداوند نيز ذلت و بيچـارگي را بر آن ها چيره مي كند.

 

ب- قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم:  

صغروا رغائفكم فان مع كل رغيف بركه (20)

ترجمه:  

پيامبر اسلام -صلي الله عليه و آله و سلم- فرمود:  

قرص هاي نان را كوچك درست كنيد كه بهره برداري از نان بيشتر مي شود.

 

ج- قال الصادق عليه السلام:  

إن علياً كان يعاتب خدمه في تخميرالخمير فيقول:  

هو اكثر للخبز (21)

ترجمه:  

امام صادق -عليه السلام- فرمود:  

علـي عليه السلام به خدمتكارانش نسبت به نپوشاندن روي خمير نان، اعتراض مي كرد و مي فرمود:  

باقـي گذاشـتن خمير در ظـرف دربسـته براي مدت مناسب، موجب بيشتر شدن مقدار بهره برداري از آن براي پخت نان مي شود.

(علامه مجلسي در ذيل اين روايت توضيحي دارند كه مؤيد ترجمه مي باشد.)

 

د- قال الصادق عليه السلام في قضيه ابي بصير عند اكله الاترج و وجدانه ثقلا:  

يا غلام انطلق الي الجاريه فقل لها:  

ابعثي إلينا بحرف رغيف يابس من الذي تجففه في التنور (22)

 

ترجمه:  

حضرت صادق عليه السلام به ابي بصير كه ترنج زيادي خورده بود و سوءهاضمه پيدا كرده بود فرمودند:

براي ما از نان خشكي كه از تنور خشك شده است بياور.

 

تحليل:  

   اين 4 روايت خط مشي كلان را در امر تبديل گندم به نان ترسيم مي كند:  

1.      سبوس نان گرفته نشود.

2.      اندازة نان ها تا حد امكان كوچك باشد.

3.       خمير نان در محيط دربسته بماند و عمل بيايد.

4.        نان در تنور بيشتر خشك شود.

توضيح:  

خط مشي هاي فوق در صورتي قابل اجرا است كه زمينه سازي هاي زير انجام شود:  

1-       شفاف سازي اذهان عمومي نسبت به فوايد و تأثيرات سبوس و نان سبوس دار.

2-        مطالعه در مورد تعيين كوچك ترين سطح ممكن و مناسب با مجموعة راهبردهاي كلان ديگر.  

3-        مطالعه در مورد زمان مناسب براي عمل آمدن خمير و ايجاد ظروف پيش ساخته براي نگهداري خمير در مدت به عمل آمدن.

4-       مطالعة مدت زمان مناسب براي حرارت ديدن خمير در تنور

5-        راهبردها در مرحلة تهية نان براي منزل:  

 

قال الصادق عليه السلام:  

- شراء الحنطه ينفي الفقر و شراء الدقيق ينشي الفقر و شراء الخبز محق

-شراء الحنطه عز و شراء الدقيق ذل و شراء الخبز فقر

-من إشتري الحنطه زاد ماله و من إشتري الدقيق ذهب نصف ماله و

-من إشتري الخبز ذهب ماله

-إذا كان عندك درهم فإشتر به الحنطه فإن المحق في الدقيق (23)

 

ترجمه: (مجموعه پنج تعبير مختلف موجود در روايات فوق)

امام صادق -عليه السلام- فرمود:  

الف- اگر مي تواني گندم بخر و خودت به نان تبديل كن، خريد گندم موجب بهينه شدن موقعيت زندگي است.

ب- كسي كه آرد بخرد زمينة ايجاد بحران در زندگي خود را فراهم كرده است.

ج- خريد آرد موجب از بين رفتن نيمي از توان مالي انسان است.

د- كسي كه نان آماده بخرد مستقيماً مبتلا به بحران در زندگي شده است.

ه- خريدن نان آماده، بيچارگي و عجز است و انسان را كم كم نابود مي كند.

 

تحليل:  

اين روايت اساسي ترين نكته را براي طراحي يك استراتژي كلان در امر نان ارائه داده است:  

"انتقال چرخة تهية نان از بازار به خانه"

توضيح:  

اين روايت بيانگر يك ملاك كلي است كه:  

مايحتاج اوليه و دائمي انسان بايد توسط خودش تهيه شود، و فرد فقط به تهية مواد اوليه از بازار اقدام كند و فرايند تبديل اين مواد به مواد مصرفي، در منزل انجام شود (حتي اموري مانند آرد كردن).

طبعاً اين سياست گذاري در صورتي اجرايي خواهد بود كه ابزار و دانش فني تبديل مواد اوليه به مواد مصرفي در خانه، عمومي شود.  

و اين امر ممكن نخواهد بود مگر با طراحي يك ابزار مناسب براي توليد آسان نان در خانه. ابزاري كه از يك طرف آن گندم و آب و نمك ريخته شود و از طرف ديگر نان مناسب در مدت مناسب با تعداد مناسب به دست آيد (ابزاري مانند يك ماشين لباس شويي خانگي).

و البته اين ماشين، عمومي نخواهدشد مگر با توليد انبوه و رسيدن قيمت آن به سطح قدرت خريد حداقل طبقة كارمند، و اشاعة فرهنگ آن در خانواده ها.

 

7- راهبردها در امر مصرف نان:  

 

الف قال رسول الله صلي الله عليه و آله:  

1-    اقروا الحار حتي يبرد و يمكن اكله ما كان الله عز و جـل يطعمنا النار البركه في البارد (24)

2-     الخبز البارد يورث الحفظ (25)

 

ترجمه:  

پيامبر اسلام -صلي الله عليه و آله و سلم- فرمود:  

غذاي داغ را نخوريد و بگذاريد سرد شود، خداوند آتش را به عنوان غذا به ما نداده است. اثربخشي و بهرة خوب غذا، وقتي است كه غذا خنك شده باشد.

نان خنك شده از زمينه سازهاي تقويت حافظه است.

 

تحليل:  

اين روايت ترسيم كننده خط مشي زير است:  

ايجاد فرهنگ مصرف نان سرد

 

ب- قال رسول الله صلي الله عليه و آله:  

إهانه الكسره من الخبز يورث الفقر (26)

 

ترجمه:  

پيامبر اسلام -صلي الله عليه و آله و سلم- فرمود:  

بي اهميت شمردن خرده هاي نان زمينه ساز بحران مالي است.

 

 

ج- قال الباقر عليه السلام: 

كان ابي علي بن الحسين عليه السلام إذا راي شيئاً من الخبز مطروحاً ولو قدر ما تجره النمله نقص من قوت اهله بقدر ذلك (27)

  ترجمه:  

امام باقر -عليه السلام- فرمود:  

پـدرم امام سجاد -عليه السلام- وقتي تكة ناني را در زمين خانه پيدا ميكردند (گرچه به اندازه دهان مورچه)، به همان مقدار از خرجي اهل خانه كم مي كردند.

 

 

د- قال اميرالموُمنين عليه السلام:  

كلوا ما يسقط من الخوان فإنه شفاء و ينفي الفقر (28)

 

ترجمه:  

حضرت علي -عليه السلام- فرمود:  

خرده ريز هايي كه در سفره مي ريزد را بخوريد كه درمان دردهاي انسان و از بين برندة فقر و نداري است.

 تحليل: 

اين روايات ضرورت ايجاد فرهنگ خاص را در امر مصرف غذا مخصوصاً نان، ارائه مي كنند.

اين گونه فرهنگ سازي ها به وسيلة  كتـاب هاي درسي دانش آموزان، تابلو هاي تبليغاتي در شهـر، و بر روي اجناس و برنامه هاي راديو تلويزيوني و فيلم ها قابل انجام است.

البته همزمان با اجراي ديگر سياست گذاري ها بايد اجرا شود.

 

 

 

منابع و مآخذ:  ‌

 

1-        تفسير الميزان جلد 5 صفحة342 چاپ اسماعيلي-چاپ سوم

 

2-        ترجمة الميزان ج:7 ص:500 ترجمه موسوي همداني چاپ دفتر انتشارات اسلامي سال 1374

 

3و4- كتاب الكافي تأليف كليني چاپ دارالكتب الاسلاميه سال 1365 شمسي

ج6 ص302

سند: علي بن ابراهيم عن أبيه عن هارون بن مسلم عن مسعدة بن صدقه عن ابي عبدالله ع

 

5- مستدرك الوسائل الميرزا النوري ج16 ص393، چاپ مؤسسه آل البيت سال 1408

سند: من الفردوس عن عانشه قالت قال رسول الله ص

 

6- الكافي ج 6 – ص 303

مستند الشيعه ج 15- المحقق النراقي

ســند: عنـه عـن ابي يوسف عن يعقوب بن يزيد عن محمد القمي عن ادريس بن

يوسف عن ابي عبدالله ع

 

7-الكافي ج 6 ص 287

سند: عده من اصحابنا عن احمد بن ابي عبدالله عن ابيه عن ابي البختري رفعه قال قال رسول الله ص

 

8-بحارالانوار العلامه المجلسي ج 3 ص 87 چاپ بيروت سال 1409

سند: اخبرني ابو عبدالله بن شاذان، قال: حدثنا احمد بن محمد بن يحيي عن ابيه، عن عمران بن موسي، عن ابراهيم بن هاشم، عن محمد بن سنان، عن المفضل. انتهي. 

 

9-مناقب آل ابي طالب ابن شهر آشوب ج 3 ص 463 – انتشارات علامه سال 1379

سند: في تفسير علي بن ابراهيم حدثني ابي عن احمد بن محمد بن ابي نصر عن عبد الله بن القاسم عن ابي خالد القماط عن ابي عبد الله عليه السلام

 

10-الكافي ج6 ص286: 

سند: محمد بن يحيي ,عن محمد بن اسماعيل, عن الفضل بن شاذان, و علي بن ابراهيم, عن ابيه جميعا, عن ابن ابي عمر. عن ابراهيم بن عبد الحميد, عن الوليد بن صبيح, عن ابي عبدالله عليه السلام

 

11-مستدرك الوسائل ج1ص 282:

 

12-مستدرك الوسائل 15       419   11- باب انه يجوز في

 

      13-مستدرك الوسائل ج 15 ص 264

سند: علي بن ابراهيم عن ابيه و عده من اصحابنا عن احمد بن محمد جميعا عن عثمان بن عيسي عن اسحاق بن عبد العزيز عن بعض اصحابه عن ابي عبدالله ع

 

14و 15 - الكافي 2    307 باب الحسد...... ص: 306

سند: علي بن ابراهيم عن ابيه عن النفلي عن السكوني عن ابي عبد الله ع قال قال رسول الله

سند: روي حماد بن عمر و و انس بن محمد عن ابيه جميعا عن جعفر بن محمد عن ابيه عن جده عن علي بن ابي طالب ع عن النبي ص

 

 

16-الكافي باب فضل الزراعه......... ص: 260

سند: علي بن ابراهيم عن ابيه عن النوفلي عن السكوني عن ابي عبدالله ع

 

17- الكافي باب فضل الزراعه..... ص: 260

 

18- الكافي 304 باب خبز الشعير..... ص: 304

سند: علي بن ابراهيم عن محمد بن عيسي عن يونس عن ابي الحسن الرضا ع

 

19 – كتب المحاسن – احمد بن محمد بن خالد البرقي ج 2 ص 440 , چاپ دارالكتب الاسلاميه سال 1379 قمري

سند: المحاسن ج2- احمد بن محمد بن خالد البرقي عن ابي عبدالله

 

20- الكافي ج 6 ص 303

سند: محمد بن يحيي عن احمد بن محمد عن محمد بن عيسي عن يعقوب بن يقطين قال قال ابوالحسن الرضا ع

 

21- وسائل الشيعه – الحر العامليدج 24 ص 394 چاپ أل البيت سال 1408

سند: عبدالله بن جعفر في قرب الا سناد عن هارون بن مسلم عن مسعده بن صدقه عن جعفر بن محمد عن ابيه عن علي ع

 

22- الكافي ج ص 359 6:

سند: محمد بن يحيي عن احمد بن مح-مد عن علي بن الحكم و الوشا جميعا عن علي بن ابي حمزه عن ابي بصير

 

23- الكافي ج 5 - ص 166

سند: عده من اصحابنا عن احمد بن محمد عن ابن محبوب عن نصر بن اسحاق الكوفي عن عباد بن حبيب قال سمعت ابا عبدالله ع نقول

 

24 و 25 – وسائل الشيعه 24 ص 399

سند: محمد بن يحيي عن احمد بن محمد عن القاسم بن يحيي عن جده الحسن بن راشد عن محمد بن مسلم عن ابي عبدالله ع علي بن ابراهيم عن ابيه عن النوفلي عن السكوني عن ابي عبدالله ع قال

 

26 – بحارالانوار 73 ص 315

 

27- مستدرك الوسائل ج 16 ص 292

 

28- الكافي 6 ص 299

سند: الكافي 6 299 باب اكل ما يسقط من الخوان. ........ ص

محمد بن يحيي عن احمد بن محمد عن القاسم بن يحيي عن جده الحسن بن راشد عن ابي بصير عن ابي عبدالله ع قال قال امير المومنين ع  

 

نان در فراسوی تاریخ 3

 

 نویسنده : مصطفی پزشکی

 گندم و نان درمتون كهن 

           

             ديني

 

پاره نخست: گندم و نان در دين زرتشت 

زرتشت در جهان باستان پايه گذار تحولي ژرف و بنيادين در شناخت شناسي است. وي به مدد ادراك قوي، تمامي موجودات را بـراسـاس چيسـتي و ارزش كاري كه مي كنند، به خوب و بد تقسيم مي كند و براساس نيك انديشي، بر عمران، آباداني و سازندگي زمين تأكيد مي كند.1 زرتشت پايه گذار حكمتي است كه در آن درختكاري و كشت و زرع، احترام به طبيعت آب و موجودات مفيد و دشمني با خرفستره (موجودات موذي و دشمن سلامت انسان، نظير موش، مار، كلاغ، عقرب و . . .) توصيه شده است كه اين امر موجب آباداني و عمران فزايندة فلات ايرانويچ مي گردد. از اين روست كه كشاورزي از چنان اهميتي برخوردار مي شود كه بدنة ادعيـة بسياري را تشكيل مي دهد و منزلتي اهورايي مي يابد آنچه در زير مي آيد پاره اي از آن نياش هاست كه فلاحت و باروري زمين و خاك در آنها، جلوه اي مينوي و قدسي يافته است:

 

ارت يشت (اش يشت) (بانوي مورد توجه) – كرده دوم بند 7-:

اي اش نيك! مرداني كه تو ياورشان باشي در كشوري با خوراكهاي فراوان، فرمانروايي كنند، آن كه خواروبار انباشته بوي هاي خوش بر آمده.  .  . 

 

(زرتشت در جواب اش يشت) 2 

آن كه به هنگام زادن و باليدنش، آب ها روان شدند و گياهان رستن آغاز كردند...

 

ويسپرد :  

كرده 1 : 

نويد مي دهم، به جا مي آورم از براي تو ميديوشهم پاك ]هنگامي[ كه كشتزار درو شده. ]رد پاكي[ نويد مي دهم، به جاي مي آورم از براي پتيه شهيم پاك ]هنگامي[ كه خرمن به دست آمده ]رد پاكي[

نويد مي دهم، به جاي مي آورم، از براي اياسرم پاك ]هنگامي[ كه گله جفتگيري كرده، ]رد پاكي[.

 1- قدم به قدم با اسكندر در ايران،  هردوت،  ص 61-60

2-اوستا (كهن ترين سروده هاي ايرانيان )،  جليل دوستخواه، ‌ص 489، ‌جلد اول

 

كرده 19:

آرمئيتي پاك را مي ستاييم (سپنتا آرمئيتي دختر اهورامزدا مادر زايش، توليد، باروري و كشاورزي است.)

 

كرده يكم، بند 2- نويد (ستايش) مي دهم و ستايش به جاي مي آورم ((گنهبارها)) ردان اشوني را:  

ميديوشم، اشون رد اشوني (هنگام درويدن گياهان را)

پتيه شهيم، اشون رد اشون (هنگام خرمن برداري را)

 

پس از آن كه زمين پر از انسان ورمه شد و جا تنگ شد – اهورامزدا مي گويد . . . (به جم) (كه) . . . و بـدان جـا تخـم همـه رسـتني هايي را كه بر زمين، بلندترين و خوش بوترينند فراز بر، . . . و بدان جا تخمة همة خوردني هايي را كه بر اين زمين . . . خوردني ترين و خوش بوي ترينند فراز بر 1. . .

ونديداد بند 4: اي دادار جهان، استومند اي اشون! 2

كجاست سومين جايي كه زمين در آن جا بيشتر از همه جا شادكام شود؟

اهوره مزدا پاسخ داد:  

اي سپتيمان زرتشت !

چنين جايي، آن جا است كه اشوني هر چه بيشتر گندم و گياه و درخت ميوه بكارد، جايي كه چنين كسي زمينهاي خشك را آبياري و زمينهاي تر را زهكشي كند.

سپنت آرمئيتي: سپندارمذ موظف است همواره زمين را خرم و آباد و بارور نگهدارد. هر كه به كشت و كار پردازد و خاكي را آباد كند. خشنودي سپندارمذ را فراهم كرده است (سپنت آرمئيتي دختر اهورامزدا)3

 

فزون توانا باشد خرداد امشاسپند رئيس سالان، ماهان و روزها و زمانهاي اوراح نيكو پندار كه مردم نيكوكار در عرض سال در ارزاني و گشايش زندگي كنند و براي گذراندن سال به خوشي به رئيس (خرداد امشاسپندان) درود فرستند.4

 

فزون توانا باشد امرداد امشاسپند فرشته آباداني و افزايش گله و رمه و ازدياد غلات و حبوبات و...5

 


1-اوستا،  جليل دوستخواه،  ونديداد ص 670

2-ص 676

3-دانشنامه مزدسينا، ص 317

4-خرد و اوستا(اردشيز آذرگشسب) ص 143

5- خرد و اوستا آذرگشسب ص 144

زميني كه ديرزماني كشت نشده بماند و بذري بر آن نيفشانند، ناشادكام است و برزيگري را آرزو كند، همچون دوشيزه اي خوش اندام كه دير زماني بي فرزند مانده باشد و شوهري خوب آرزو كند.1

 

اي سپيتمان زرتشت !

كسي كه زمين را با دست چپ و دست راست، با دست راست و دست چپ كشت كند، زمين بدو فراواني بخشد، همچون دوشيزه اي تازه به خانه شوي رفته كه در بستر خويش، شوهر را فرزنداني بزايد، زمين نيز ميوه هاي فراواني به بار آورد.

 

اي سپتيمان زرتشت !

كسي كه زمين را با دست چپ و دست راست، با دست راست و دست چپ كشت كند، زمين بدو چنين گويد:

 

اي مرد ! اي آنكه مرا با دست چپ و دست راست،  با دست راست و دست چپ كشت كردي ! مردم هميشه بدين جا در آيند و خواستار نان شوند، در اين جا من همواره بار آورم و همه گونه خوراك و گندم فراوان بهره تو شود.

 

اي سپتيمان زرتشت ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍

كسي كه زمين را با دست چپ و دست راست، با دست راست و دست چپ كشت نكند، زمين بدو چنين گويد:

 

اي مرد ! اي آن كه مرا با دست چپ و دست راست، با دست راست و دست چپ كشت نكردي ! همواره بر در بيگانگان و در ميان خواستاران نان بايستي، همواره در آن جا چشم به راه ماني تا تو را از در برانند.

چنين است پاسخي كه توانگران به تو دهند.

 

اي دادار جهان استومند ! اي اشون !

كدام است خوراكي كه دين مزدا را سير كند؟

اهوره مزدا پاسخ داد:  

اي سپتيمان زرتشت !

كشت گندم است ديگر باره و ديگر باره.

 


1- جليل دوستخواه ونديداد ص 681

كسي كه غله بكارد، اشه مي كارد، او دين مزدا را برتر و برتر مي روياند، او دين مزدا را چندان نيرومند مي كند كه صد نيايش توان كرد، كه با هزار نياز توان كرد، كه با ده هزار پيشكشي توان كرد.

 

هنگامي كه جو به بار آيد، ديوان از جا برمي جهند.

هنگامي كه گندم فراوان برويد، دل ديوان از هراس مي لرزد.

هنگامي كه گندم آرد شود، ديوان ناله بر مي آورند.

هنگامي كه گندم خرمن شود، ديوان نابود مي شوند.

در خانه اي كه گندم اين چنين به بار آيد، ديوان بيش نمي پايند.

از خانه اي كه در آن گندم اين چنين به بار آيد، ديوان دور رانده مي شوند.

هنگامي كه درخانه اي انباري ازگندم باشد، چنان است كه آهن سرخ گدازان در گلوگاه ديوان به گردش در آيد.

 

شود كه موبد اين منثرة ورجاوند را به مردمان بياموزد:

((هيچ كسي بي خوراك، توان آن ندارد كه به آيين اشه رفتار كند، توان آن ندارد كه برزيگري كند، توان آن ندارد كه فرزنداني پديد آورد هر يك از آفريدگان جهان استومند با خوردن زنده ماند و از نخوردن بميرد.))

 

اي دادار جهان استومند ! اي اشون !

كيست پنجمين كسي كه زمين را بيشتر از همه شادكام كند؟

اهوره مزدا پاسخ داد:

اي سپتيمان زرتشت !

كسي است كه زمين را به خوبي كشت كند و آن را به اشوني بسپارد

 

اي سپتيمان زرتشت !

          كسي كه زمين را كشت كند و آن را به مهرباني و پرهيزگاري، به اشوني نسپارد، سپندارمذ او را در تاريكي زمين، در جهان اندوه و پريشاني، در سرزمين شور بختي و تباهي، در كنام دروج (دوزخ) فرو افكند. 1

1- سدرنژ (100 در)اورنگ- شاهرخ 36943- در سي و هفتم 000

در هنگام جشن فروردگان بايد نان (درون) مقدس حاضر نمود. 1

زراتشت فرمود يشتي درون                           

چو شد سوي برهان دين رهنمون

نهادند بر آن درون چهار چيز                          

 مي و بوي و شير و يكي نار نيز 2

 

آيين زرتشت همانگونه كه توضيح داده شد، آباداني، كشاورزي و بهسازي فزاينده و دائمي را مورد اقبال شايان قرار مي دهد، وهمـراه با ادعيـه و منـاجـاتي كه نهادينه مي سازد آيين آباد سازي و آمايش سرزمين را يادآور مي گردد. بـدين لحـاظ همچنان در ]ارت يشت[ مي گويد، همـراه با آمايش سـرزمين به نكاتي شـايان عطف توجـه ايجاد مي كند.

مي گويد: مرداني كه تو ياورشان باشي در كشوري با خوراك هاي فراوان در واقع مردي بهدين است كه خوراكهاي فراوان توليد كرده باشد، همچنان كه در متون مزدايي گفته مي شود كه چون مهر يشت ناراضي باشد تيرها به هدف اصابت نخواهد كرد.3

بدين لحاظ رضايت و ياوري اهورامزدا در آن است كه خواروبار انباشته باشد، يعني امنيت غذايي برقرار بوده و هيچ تنگنا و مضايقه اي وجود نداشته باشد. بدين لحاظ تأييد ايزدي در دين مزدايي آن است كه هيچ كاستي و نارسايي غذايي وجود نداشته باشد، و فرمانروايي فره ايزدي (فرهمندي) دارد و مورد عنايت و توجه ايزدي است كه بتواند خوراك هاي فراوان و بسيار زيادي در كشور ايجاد كند.

آيين مزدايي تأكيد فزاينده اي بر كشت و كار دارد. در اين آيين رها كردن و استفاده نكردن از اراضي و زمين ها گناهي نابخشودني است و از آنجا كه در اين دين همه عوامل واجد روحي اهورايي است. زرتشت مي پرسد:

اشوني هر چه بيشتر گندم و درخت ميوه بكارد.

شايد قبل از دين اسلام هيچ آيين و ديني به اندازه زرتشت بر آباداني وعمران زمين تأكيد نداشته است. از همين رو است كه سرزمين خشك ايران همواره آباد، سرسبز و پربركت بوده است. و از آنجا كه قطع درختان، بوته ها و جنگلها در آيين مزدايي گناهي نابخشودني است، بنا به روايات بسيار تاريخي، ايران سرزميني با كمترين خسارات و معضلات زيست محيطي به ويژه فرسايش خاك در آن عهد بوده است.

  


1 - يشت ها- مقدمه پورداود، بهرام فره وشي - ص 598 و كتاب شايست وناشايست (درفصل 10 فقره 2)

2- زرتشت بهرام پژدو- در كتاب زرتشت نامه، به تصحيح دكتر ابراهيم عفيفي – دانشگاه مشهد

3- محمد رضا پوراحمد،  آرش كمانگير جلد اول، شيراز 1372، چاپ اول

 

هنگامي اهميت اين دين در فلات ايرانويچ بيشتر درك مي گردد كه روايت بسيار شاخص و قابل تأمل و تعمق اوستا را درهنگام تولد زرتشت به خاطر آوريم كه:

چون زرتشت متولد شد به قهقهه خنديد و از خنده او ديوان خانه به دوش (عشاير و ايلات كوچ نشين ) پراكنده شدند. 1

حكيم فرزانه زرتشت بهدين به درستي نقش غذا و امنيت آن را در تعاملات اجتماعي و مناسبات جامعه نشان مي دهد و تفهيم مي كند كه اگر كشت و زرع انجام نگيرد: همواره بر در بيگانگان و در ميان خواستاران نان بايستي همواره در آن جا چشم به راه ماني تا ترا از در برانند چنين است پاسخي كه توانگران به تو دهند.

و اين رهيافتي جاودانه است كه نيازمندان از درگاه توانگران رانده شده و با خواري دور خواهند شد،  آيا چنين ادراكي بر روابط ميان كشورها نمي تواند حاكم باشد؟ همين رويكرد حكيمانه است كه در امپراطوري هاي باستاني معتقد به آيين بهديني و زرتشتي اغلب قنات ها، چاه ها و مزارع احداث شده و كشوري بي نياز از گندم و غذا با سرافرازي مي توانست حاكميت خويش را در اقصي نقاط عالم گسترش دهد. بي شك همواره تداركات نقش مهمي در تعاملات نظامي و موازنه قدرت سياسي داشته است، همچنان كه امروزه نيز چنين است.

به همين دليل است كه باز اوستا مي گويد:

كسي كه غله بكارد، اشه مي كارد، او دين مزدا را برتر و برتر مي روياند، او دين مزدا را چنان نيرومند مي كند كه با صد نيايش توان كرد كه با هزار نياز توان كرد . . . .

در واقع گفتار فوق مبين آن است كه تلاش در راستاي تغذيـة مردم، كوشش براي سرافرازي ملت، نشان دهنده اقتدار و قدرت انديشه آرا و افكار يك دين و است، به همين دليل است كه مي گويد آن كه بتواند بي نيازي را با كشت غله كه اينك مي تواند تعابير و تفاسير ديگري به خود گيرد و مفهوم وسيعي از خود كفايي و بي نيازي شكل دهد انجام دهد، دين را برتر و برتر خواهد رويانيد. كار و رويش كشت و زرع براي دين، نشان دهندة قابليتي است كه بر اثر تحقق آرمان ها و خواست ها حاصل مي گردد.

ديو در آيين مزدايي كيست؟ ديو تمامي دشمنان بهدينان را فرا مي گيرد، از همين رو است كه وقتي كه محصول فراوان به بار مي آيد و جمع آوري مي گردد، تمامي دشمنان به هراس مي افتند. چرا؟ بدان سبب كه:

نخست: بهدينان را بي نياز از ديگران مي كند.

دوم: توان تداركاتي و بنيه كشور را چنان مستحكم مي سازد كه دشمنان قادر به نفوذ و حمله به سرزمين ايرانويچ نمي گردند.

 


1- محمد رضا پوراحمد، آرش كمانگير جلد اول، شيراز 1372، چاپ اول

و اين در عصري است كه رقابتهاي ايران و يونان و بعد روم اوج گرفته است به اين لحاظ يكي از مباني و اصول توانمندي را ((اوستا)) امنيت غذايي گسترده مي داند.

 

پي نويس

 

1- قدم به قدم با اسكندر در ايران، هردوت ص 61-60:

وقتي مقدوني ها به اتفاق اسكندر وارد خاك ايران شدند، از وفور باغها و مزارع در طرفين جاده ها متحير گرديدند . . . وفور مزرعه و باغ در خاك ايران دو علت دارد، اول اين كه معتقدات مذهبي ايرانيان به آنها حكم مي كند كه زمين را آباد نمايند و از موهبتي كه خداوند به آنها داده است استفاده كنند و عدم استفاده از اين مواهب در نظر ايرانيان، كفران نعمت به شمار مي آيد.

 

تدکرة دوم: گندم و نان در دين يهودي و مسيحي

نگاهي اجمالي به كتب عهد عتيق و عهد جديد، مبين آن است كه گندم و نان در دو دين يهودي و مسيحي، داراي پشتوانه و ديرينه اي استوار و كهن است، خاصه آنكه ذيل داستان رانده شدن آدم ابوالبشر (ع) از بهشت، ژرفاي اين موضوع بيشتر نمايان است. در زير پاره هايي از اين دو كتاب آورده مي شود تا بستر تحقيق و پژوهش اهل تحقيق دربارة گندم و نان هموارتر گردد:

 

تورات، سفر تكوين

((وبه آدم گفت چون كه سخن زنت را شنيدي و از درختي كه ترا امر فرموده گفتم كه مخور، از آن خوردي، پس به سبب تو زمين مقرون به لعنت است. از آن در تمامي روزهاي عمرت به زحمت خواهي خورد و خـار و خسـك را از برايت خواهد رويانيد و سبزه هاي صحرا را خواهي خورد و با عرق جبين خود تا برگرديدنت به زمين نان خواهي خورد زيرا كه از خاكي آن گرفته شده، چون كه خاكي و به خاك مراجعت خواهي كرد.))

پس از آن سبب خداوند او را از باغ عدن راند تا آن كه در زمين كه از آن گرفته شده بود فلاحت نمايد.

قاين فلاح زمين بعد از مرور ايامي اين واقع شد كه قاين از محصول زمين به خداوند هديه آردي آورد.

 

باب هشتم:   

و خداوند موسي را خطاب كرده گفت: هارون و پسرانش را با او و رخت ها و روغن مسح و گوساله قرباني گناه و دو قوچ و سبد نان فطير را بگير و تمامي جماعت را به در خيمه اجتماع جمع كن.

خدا خشكي را زمين ناميد و اجتماع آب ها را دريا ناميد و خدا ديد كه نيكوست. خدا گفت زمين نباتات بروياند، علفي كه تخم بياورد و درخت ميوه كه موافق جنس خود ميوه آورد كه تخمش در آن باشد بر روي زمين و چنين شد.  1

 

سفر اعداد

حلا Hallah   ((گرده نان)) كه بايستي از هر تغار خمير به كاهن داد.

مناحـوت Menahoth ((هـديـه هـاي آردي)) مـربوط به هداياي آردي كه بايد بيت المقدس تقديم شود.

  


1- تورات و انجيل،  چاپ لندن

تلمود شرح قوانين و احكام يهود است، همواره سوالي مطرح بوده است و آن اين كه چه حكمتي سبب گرديده يهوديان پس از هزاران سال پايدار بمانند و علي رغم دشواري ها و سختي هاي بسيار بر شريان هاي اقتصادي و مالي دنيا حاكم شوند، تلمود مي گويد بركت تنها روي كار دستان انسان فرود مي آيد.

به تعبير ديگر بركت، برخورداري از نعمتها و مواهب هنگامي امكان پذير خواهد بودكه كار انجام گيرد، كار مايه تداوم زندگي و پايداري است، و از آن سو كار هنگامي معنا خواهد يافت كه حداقل بر روي زمين انجام گيرد به همين دليل است كه تلمود مي گويد:

هر آن كس كه زمين براي كشت و زرع ندارد يك انسان واقعي نيست.

 

تلمود:

بركت تنها روي كار دستان انسان فرود مي آيد.

 

تلمود:

ربي يهودا منحتوم (Mana htom ) نانوايي مي كرد. اباشه ئول در خانه ربي يهودا هناس خمير گير بود.

تلمود:

هر آن كس كه زمين (براي كشت و زرع ندارد) يك انسان واقعي نيست.

 

تلمود:

نان مايه اصلي زندگي است.

 

تلمود:

هر آن كس كه دست نشسته نان و غذا تناول كند، چنان است كه گويي با يك روسپي مرتكب گناه شده است. هر آن كس كه بدون تميز كردن دستها و خشك كردن آنها نان مي خورد، چنان است كه گويي نان ناپاك خورده است.

 

تلمود:

سه چيز باعث مي شود كه انسان عليه وجدان خود و ارادة آفريدگار تمرد كند و خطاكار شود: آزار بت پرستان، ارواح شرير، و فشار احتياجات ناشي از فقر.

 انجيل متي:

در روز اول از عيد فطر شاگردان عيسي نزد وي آمده گفتند كه در كجا اراده داري كه فصح را مهيا سازيم كه تناول نمايي عيسي ناني را گرفت، شكر نموده و به شاگردان داده فرمود كه بگيريد و بخوريد كه: اين بدن من است.

 

تورات،  مزامير داود،  مزمور صد و چهارم، بند 14:  

و سبزه ها را براي خدمت انسان و نان را از زمين بيرون مي آورد.

 

مزمور صد و پنچم  بند 16: 

و ايشان را از نان آسمان سير گردانيد.  .  . 

 

(مزمور صد و چهل و ششم، بند 7 ):  

و گرسنگان را نان مي بخشد.

 

تورات، سفر اعداد باب بيست و هشتم:  

          . . . و خداوند موسي را خطاب كرده و گفت¯ بني اسراييل را امر فرموده به ايشان بگو مراقب باشيد تا هدية طعام مرا از قرباني هاي آتشين عطر خوشبوي من در موسمش نزد مي بگذرانيد . . . و يك عشر ايفة آرد نرم مخلوط شده بايك ربع هين روغن زلال براي هديه آردي¯ اين است قرباني . . . و در روز چهاردهم ماه اول فصح خداوند است¯ و در روز پانزدهم اين ماه عيد است كه هفت روز نان فطير خورده شود. ¯

 

قصص قرآن مجيد:

آدم و حوا در زمين قرار گرفتند، به رنج و تعب و مشقت افتادند تا در بهشت بودند، نه رنج گرسنگي مي بردند . . . 1

 

عهد عتيق، سفر پيدايش– باب سيم:  (خدا):   

و به زن گفت الم و حمل تورا بسيار گردانم . . . و بـه آدم گفت چون كه سخن زوجه ات را شنيدي و از آن درخت خوردي كه امر فرموده گفتم از آن نخوري، پس به سبب تو زمين ملعون شد و تمام ايام عمرت از آن با رنج خواهي خورد.2

آنگاه عيسي به امداد روح به سوي بيابان رفت تا ابليس او را امتحان نمايد پس چهل شبانه روز روزه داشته عاقبت الامر گرسنه شد آنگاه امتحان كننـده نـزد وي آمـده

1-رسولي محلاتي،  ص 20

2- ترجمه انجيل به فارسي – مترچم  مارتين انگليسي پادري – 1233 قمري- انجيل متي پيمان تازه خداوند و رهاننده ما عيسي مسيح

گفت اگر فرزند خدايي، بفرماي تا اين سنگ ها نان شود جواب گفت نوشته شده است كه انسان نه به محض نان زنده خواهد بود بلكه بر كلمه كه از دهان يزدان صادر گردد زنده باشد.

پيشگويي انكار پطرس

((اي شمعون، توجه كن! شيطان خواست مثل دهقانـي كـه گنـدم را از كاه جدا مي كند همه شما را بيازمايد )).1

پس مثلي ديگر به جهت آنها آورده است ملكوت آسمان مردي را شباهت دارد كه بذر نيكويي را در زمين خويش زراعت نمود¯ و چون مردم به خواب رفتند خصم وي آمده در ميان آن گندم، گندم ديوانه كاشت و روان گرديد¯ و چون كشت نمود خوشه بر آورد و آن گندم ديوانه نيز ظاهر گرديد¯ پس ملازمان رئيس نزد وي آمده گفتند مولانا اياله تخم نيكو در مزرعة خويش نكشتي اين كاكلك را ازكجا به هم رسانيد¯ گفت خصمي اين عمل را كرده گفتند كه اگر اجازت باشد رفته آن را برچينيم. گفت ني زيرا كه چون خواهيد كه گندم ديوانه را جمع نماييد گندم را نيز با وي بر مي كنيد¯ بلكه هر دو را بگذاريد تا وقت حصاد نمو نمايند و هنگام حصاد خواهم گفت كه اول كاكلك را جمع نماييد به جهت سوخت دستها بنديد و گندم را در انبار من جمع نماييد. (ص 26-27)2

و عيسي ايشان را فرمود كه احتياج به رفتن نيست شما ايشان را خوراك دهيد.   گفتند كه ما در اينجا جز پنج نان و دو ماهي چيزي نداريم گفت آنها را در اينجا نزد من حاضر سازيد¯ پس آن گروه را فرمود كه تا بر سبزه نشينند و آن پنج قرص را با آن دو ماهي گرفته به سوي آسمان نگريست و بركت داده آن نانها را پاره كرده به شاگردان خويش داده و شـاگردان بـه آن جمـاعت دادند و همگـي آنهـا خورده سير گشته و از پاره هايش كه باقي مانده دوازده طبق برداشتند و عدد خورندگان سواي زنان و اطفال به پنج هزار مي رسيد.3

(انجيل شريف ترجمة جديد مشتق از متي، مرقس و لوقا)4

اخطار به ثروتمندان:  

مزد كارگراني كه مزارع شما را درو كرده اند و شما آن را نپرداخته ايد عليه شما فرياد مي كنند و نالة دروگران به گوش سردار سپاه هاي آسماني رسيده است. (ص 628– يعقوب 5-4)5

1-انجيل شريف – ترجمه جديد فارسي 1365 تهران

2-انجيل متي – مارتين انگليسي پادري 1233

3-ص 29 انجيل متي سطر 16

4-اين مطلب در انجيل متي 14  ص 12-13 و مرقس 6:   ص30-44 و لوقا 9: 17-10 نيز آمده است.

5-انجيل شريف – 1365 تهران

سفر پيدايش

 

باب اول

و خدا خشكي را زمين ناميد و اجتماع آبها را دريا ناميد و خدا ديد كه نيكو است¯ و خدا گفت زمين نباتات بروياند علفي كه تخم بياورد و درخت ميوه كه موافق جنس خود ميوه آورد كه تخمش در آن باشد بر روي زمين و چنين شد¯ و زمين نباتات را رويانيد علفي كه موافق جنس خود تخم آورد و درخت ميوه داري كه تخمش در آن موافق جنس خود باشد و خدا ديد كه نيكو است. ¯

خداوند يهوه به من چنين نمودار ساخت و اينك سبدي پر ازميوه ها و گفت اي عاموس چه مي بيني¯ من جواب دادم كه سبدي از ميوه و خداوند به من گفت انتها بر قوم من اسرائيل رسيده است و از ايشان ديگر در نخواهم گذشت¯ خداوند يهوه مي گويد كه در آن روز سرودهاي هيكل به ولوله مبدل خواهد شد و لاشهاي بسيار خواهد بود و آنها در هر جا به خاموشي بيرون خواهند انداخت¯ اي شما كه مي خواهيد فقيران را ببلعيد و مسكينان زمين را هلاك كنيد اين را بشنويد¯ و مي گوييد كه غرة ماه كي خواهد گذشت تا غله را بفروشم و روز سبت تا انبارهاي گندم را بگشاييم و ايفا را كوچك و مثقال را بزرگ ساخته ميزانها را قلب و معوج نماييم¯ و مسكينان را به نقره و فقيران را به نعلين بخريم و پس مانده گندم را بفروشيم¯ خداوند به جلال يعقوب قسم خورده است كه هيچكدام از اعمال ايشان را هرگز فراموش نخواهد كرد 1. ¯

و واقع شد چون دو سال سپري شد كه فرعون خوابي ديد كه اينك بر كنار نهر ايستاده است كه ناگاه از نهر هفت گاو خـوب صـورت و فربه گوشت بر آمـده برمرغزار مي چريدند و اينك هفت گاو ديگر به صورت و لاغر گوشت در عقب آنها از نهر برآمده به پهلوي آن گاوان اول به كنار نهر ايستادند و اين گاوان زشت صورت و لاغر گوشت آن هفت گاو خوب صورت و فربه را فرو بردند و فرعون بيدار شد و باز بخسبيد و ديگر باره خوابي ديد. اينك هفت سنبله پر و نيكو بر يك ساقه بر مي آيد و اينك هفت سنبله لاغر از باد شرقي پژمرده بعد از آنها مي رويد و سنبله هاي لاغر آن هفت سنبله فربه و پر را فرو بردند و فرعون بيدار شده ديد كه اينك خواب است.2

يوسف به فرعون گفت خواب فرعون يكي است خدا از آنچه خواهد كرد فرعون را خبر داده است. هفت گاو نيكو هفت سال باشد و هفت سنبله هفت سال همانا خواب يكي است و هفت گاو لاغر زشت كه درعقب آنها بر آمدند هفت سال باشد و هفت سنبله خالي

1- كتاب مقدس – ترجمه تورات و انجيل (عهد عتيق و جديد)،  (ص 1336 تا 1337) (باب هشتم از پاراگراف پايين تاص بعد)

2- (باب چهل و يكم ) (كتاب مقدس)

از باد شرقي پژمرده هفت سال قحط مي باشد همانا هفت سال فراواني بسيار در تمامي زمين مصر مي آيد و بعد از آن هفت سال قحط پديد مي آيد و تمامي فراواني در زمين مصر فراموش شود و قحط زمين را تباه خواهد ساخت. و هفت سال قحط آمدن گرفت چنانكه يوسف گفته بود و قحط در همة زمين پديد شد ليكن در تمامي زمين مصر نان بود و چون تمامي زمين مصر مبتلاي قحطي شد قوم براي نان نزد فرعون فرياد برآوردند و فرعون به همة مصريان گفت نزد يوسف برويد و آنچه او به شما گويـد بكنيد پس قحط تمامي روي زمين را فرا گرفت و يوسف هم انبارها را باز كرده به مصريان مي فروخت و قحط در زمين مصر سخت شد و همه زمين دارها به جهت خريد غله نزد يوسف به مصر آمدند زيرا قحط بر تمامي زمين سخت شد.1

تلمود

آدم ابوالبشر زحمت فراوان مي كشيد تا لقمه ناني براي خوردن به دست آورد او خود تنها زمين را شخم مي زد، تخم مي كاشت، محصول را درو مي كرد، خوشه ها را دسته بسته، آنها را مي كوبيد، به باد مي داد، گندم را پاك مي كرد، به آسياب مي سپرد، تا آرد شود و آرد الك مي كرد و خمير مي ساخت و از خمير نان مي پخت و بعد از اين همه كار بود كه مي توانست لقمه ناني به دست آورد. (ص 204 - كتاب گنجينه تملود) 2

در پايان آخرين روز عيد سوكوت (اميد سايبانها) (اين عيـد در مهـرمـاه واقع مي شود) نگاه همه مردم متوجه دودي بود كه از روي قربانگاه به بالا مي رفت اگر اين دود به سوي شمال بود فقرا شاد مي گشتند و مالكين زمينهاي زراعتي محزون مي شدند به جهت آنكه در آن سال باران زياد مي باريد و محصولات انبار شده فاسد مي شد اگر دود به سوي جنوب متمايل بود فقرا اندوهگين مي شدند و مالكين شادي مي كردند زيرا در آن سال باران كم مي بايد و محصولات انبار شده سالم مي ماند اگر دودي به طرف مشرق متمايل بود همه شاد مي بودند و اگر به طرف مغرب متمايل بود همگي محزون (زيرا باد شرقي خطر خشكسالي را همراه داشت.) (ص 58)

روايتي چنين حاكي است: هنگامي كه ذات قدوس متبارك به آدم ابوالبشر فـرمـود: زمين براي تو خار و خس خواهد رويانيد (سفر تكوين 23)، ديدگان آدم پر از اشك شد او به حضور خداوند عرض كرد: اي پروردگار عالم، آيا بايد من و درازگوشم از يك آخور بخوريم ؟ لكن وقتي خداوند فرمود: ((تو با عرق پيشانيت نان خواهي خورد.)) (ماخذ فوق آيه 19)، خاطر آدم آسوده شد (پسا حيم، 118 الف).

 


1-     (باب 41 ص 63 تا 66)

2-     در قرآن مجيد، سورةيوسف نيز داستان فوق آمده است. 

 

ناني كه صبح خورد شود سيزده فايده و خاصيت دارد: انسان را از گزند گرما و سرما، از اثرات مضر باد هوا از آسيب ارواح خبيثه محافظت مي كند. ساده لـوح را عاقل و دانشمند مي سازد. كمك مي كند تا انسان در دعواهاي دادگاهي حاكم شود. باد و نان بايد از آرد گندم نرم تهيه شود. آرد جو مضر است، زيرا باعث پرورش كرم كدو مي شود. نان را بايد سـرد خورد و اين گفتـه ورد زبـان مردم بـابل است كه نان گرم تب به همراه خود مي آورد. توصيه فراواني شده است كه براي استفاده كامل از نان بايد به آن نمك بزنند و پس از خوردن آب بنوشند.

سه چيز است كه گوارش را مرتب مي كند، قامت را بلند مي سازد و باعث ازدياد نور چشم ها مي شود و آن سه عبارت است از ناني كه از آرد الك شده پخته باشند، گوشت پرچربي و نوشيدني.

مادر ابي برميا براي فرزندش نان مي پخت و روي آن زيره سياه مي پاشيد و سپس زيره ها را از روي نان پاك مي كرد.(ص269)

براي جلوگيري از خون آمدن از دهان، نخست با يك قطعه ساقة خشك گندم آزمايش مي كنند اگر كاه به خون بچسبد جريان آن از ريه است و درمان دارد و اگر نچسبد، جريان خون از كبد است و آن را چاره اي نيست. (ص271)

ربي يومانان لثه هايش درد مي كرد سبب اين بيمـاري را تنـاول نان گنـدم داغ مي دانست كه چون خرده هاي غذا ميان دندانها گير كند يك كنه خـون از لثه جـاري مي شود. (ص271 و 272)

براي معالجه طپش قلب، سه گرده نان جو گرفته و آنها رادر شير بسته شده بخيسانند و بخورند و سپس شراب رقيق شده بياشامند. (ص 272)

براي درمان تنگي نفس، وبه اعتقاد برخي معالجه طپش قلب، سه گرده نان گندم را در عسل خوابانيده و بخورند و در پي آن شراب رقيق شده بياشامند. (ص 272)

براي درمان گلسنگ، هفت خوشه گندم ارزانيا Arzania (گندم اين ناحيه براي دانه هاي بزرگش معروف بود) را روي يك بيل نوساخته برشته كنند سپس روغن آن را بكشند و روي محل مورد نظر بمالند.

كسي كه گندم در خواب ديده است، صلح و سلامتي به او روي آور خواهد شد چنانكه ((آن خدايي كه در مزرعه هاي تو صلح و سلامتي را حكمفرما مي كند، تو را از مغز گندم سير خواهد نمود.))  (ص295)

گرده هاي نان يا بافه هاي كوچكي از غلات كه درملك شخصي كسي افتاده باشد يابنده بايد آگهي بدهد. (ص333)

اوست آنكه طبقي در دست دارد و خرمن كاه خود را بر سبيل كمال پاك خواهد نمود و گندم را در انبار جمع خواهد نمود و كاه را در آتشي كه اطفاءپذير نبود خواهد سوزانيد. (انجيل متي ص 5)

آنگاه چند كاتب و فريسي اورشليمي نزد عيسي آمده گفتند چونست كه شاگردان تو از رسوم قدما تجـاوز مي نمايند، چه هرگاه كـه نان مي خـورند دسـتهاي خـود را نمي شويند. عيسي فرمود آنچه كه به دهان فرو مي رود انسان را نجس نمي گرداند بلكه آنچه كه از دهان بيرون آيد آن است كه انسان را نجس مي سازد. (ص31-30)