از مجموعه دستاوردهای پژوهشی
موسسه تخصصی گندم ونان درسال۸۳
جمعبندي وضعيت مطلوب و راهكارهاي اجرايي
جنبه اقتصادي توليد , توزيع و مصرف نان
1- مسائل كلان اقتصادي در بخش
كشاورزي و گندم ايران
1-1- كمبود منابع آبي و نزولات آسماني : ايران با متوسط سالانه340 ميلي متر بارندگي از كم باران ترين مناطق دنيا به حساب مي آيد. آب بهاء سهم قابل توجهي در هزينه تمام شده محصولات كشاورزي دارد. ضمنا حجم وسيعي از منابع آب ايران يا در داخل كشور هرز مي رود يا به صورت رودخانه هاي مرزي از كشور خارج مي شود.
1-2- عدم يكپارچگي اراضي كشاورزي : به طور متوسط هر بهره بردار كشاورزي حدود پنج تا شش هكتار زمين در اختيار دارد.وجود مشكلات حقوقي در خصوص اراضي كشاورزي و تقسيم زمينها در طول زمان بين وراث ، از مشكلات اصلي مكانيزاسيون و افزايش بهره وري است.
1-3- ريسك واطمينان : يكي ديگر از ويژگي هاي اقتصاد كشاورزي ، توليد در شرايط عدم اطمينان است كه نيازمند سيستم بيمه قوي است. در حاليكه درپي وقوع سيل شديد در استان گيلان در سال 1380 معين گرديد تنها نيم درصد محصولات كشاورزي و دامي در اين استان بيمه بوده اند.
1-4- دانش فني :كاهش تعداد ماشين آلات در واحد سطح طي سالهاي گذشته موجب كاهش ضريب مكانيزاسيون شده است(از اين مقوله در برنامه سوم توسعه, به عنوان بحران مكانيزاسيون نام برده اند). بر اساس اطلاعات اخذ شده از جهاد كشاورزي استان خراسان(يك قطب كشاورزي ايران) تنها 46 صدم درصد از فعاليتهاي بخش كشاورزي اين استان بصورت مكانيزه است.
1-5- پيشينه خود كفايي و وابستگي گندم : بررسيهاي تاريخي نشان مي دهد طي قرنهاي گذشته(سالهاي قبل از 1340) ايران در توليد گندم خود كفا بوده است. درحاليكه متوسط واردات گندم در دهه 70 حدوداً 22 برابر متوسط اين متغير در دهه 1340 مي باشد. نسبت واردات به توليد در دهه 40 حدود 5/4 درصد بوده است. اين رقم در دو دهه 1350و1360 به ترتيب4/24 و 7/39 درصد مي باشد. در دهه 1370 رقم مطلق واردات افزايش يافته است ، اما به دليل رشد قابل ملاحظه توليد،نسبت واردات به توليد تا حدودي كاهش مي يابد(37.7 درصد). درجه خود كفايي در توليد گندم در كشور با سرانه گندم نيز ارتباط نزديك دارد. متوسط توليد سرانه در دهه 50 در سطح پايين تري نسبت به سه دوره ديگر قرار دارد. متوسط توليد سرانه در دو دهه 1340 و 1360 تقريباً برابر و در حد 140 كيلوگرم است. توليد سرانه در دهه اخير(دهه هفتاد) معادل 168 كيلوگرم شده است.
1-6- دانش فني و رشد توليد : اگرچه روند رشد توليد گندم طي يك دوره 40 ساله در ايران تقريبا خوب است ولي اگر ميزان بهره گيري از دانش فني در رشد جهاني توليد گندم را لحاظ نمايم نتيجه عكس مي شود. توليد گندم در هند در سال 1970 معادل 20 ميليون تن بوده است. اين رقم در سال 1982 به حدود 42 ميليون تن افزايش يافته است. بنابراين در طي يك دوره 12 ساله توليد حدود 120 درصد رشد كرده است. پاكستان در همين دهه توليد خود را از 3/7 به 5/12 ميليون تن و تركيه از 10 ميليون تن به 16 ميليون تن رسانده اند. 1
1-7-مقايسه برنامه و عملكرد توليد گندم : يكي از مهمترين معيارها براي سنجش برنامه ريزيهاي به عمل آمده در توليد گندم، درصد تحقق(مقدار توليد واقعي نسبت به مصوبات) برنامه هاي اول و دوم توسعه است كه به ترتيب 19 و 17 درصد با مصوبات برنامه اختلاف دارد .
1-8- انحصارات دولتي: كليه فعاليتهاي مرتبط با توليد و توزيع نان در انحصار دولت قرار دارد. دولت گندم مورد نياز كشور را يا با قيمتهاي انحصاري از كشاورز خريداري مي نمايد و يا با واردات انحصار,از خارج كشور تامين مي نمايد. گندم هاي خريداري شده از داخل وخارج در تاسيسات دولتي بصورت انحصاري ذخيره سازي مي شوند. توزيع آرد در انحصار دولت قرار دارد.نانوايان آرد را بر اساس نرخ مصوب دولتي خريداري كرده و پس از توليد نان بايد آن را در قيمتهاي مشخص به فروش برسانند. انحصارات فوق الذكر هزينه اقتصادي بسيار سنگيني بر دولت و ملت تحميل مي كند.
1-9-پارادوكس بازار و برنامه : علي رغم انحصارات
فوق الذكر بايد اذعان نمود كه اين زنجيره بصورت
كامل دولتي نيست بلكه زماني بخش خصوصي يا
بازار و زماني ديگر بخش دولتي يا برنامه اين
زنجيره را بصورت ناكارآمدي در كنارهم چيده است.
اين زنجيره ناكارآمد عبارت است از توليد گندم
توسط بخش خصوصي، خريد و ذخيره سازي گندم
در بخش دولتي، تبديل گندم به آرد در بخش
خصوصي ، توزيع آرد در بخش دولتي، توليد نان در
بخش خصوصي ، تعيين قيمت نان در بخش
دولتي.
2
- مسائل مصرف و واردات گندم و راهكارهاي
اجرايي :
2-1-راهكار كاهش وابستگي با تثبيت مصرف موجود :برمبناي اين سناريو ميزان توليد گندم براي سالهاي اول تا پنجم برنامه چهارم توسعه به ترتيب12043 و 12346 و و12649 و 12953 و 13256 هزار تن پيش بيني مي شود و ميزان نياز به واردات گندم براي سالهاي برنامه چهارم توسعه به ترتيب5266 و 5223 و 5183 و5147 و 5116 هزار تن پيش بيني مي شود.
2-2-ميزان وابستگي با ادامه مداخلات ناكارآمد: برمبناي اين سناريو ميزان توليد گندم براي سالهاي اول تا پنجم برنامه چهارم توسعه به ترتيب12043 و 12346 و12649 و 12953 و 13256 هزار تن پيش بيني مي شود و ميزان نياز به واردات گندم براي سالهاي برنامه چهارم توسعه به ترتيب6429 و 6600 و 6781 و6972 و 7173 هزار تن پيش بيني مي شود.
3-مسئله بلعيده شدن بودجه با يارانه
توليد ناخالص داخلي و بودجه عمومي دولت در سال 1377 به ترتيب 328 و 9/79 هزار ميليارد ريال است. يارانه گندم در نرخ ارز 5800 ريال معادل 7429 ميليارد ريال است. كه معادل 3/2 درصد از توليد ناخالص داخلي كشور را به خود اختصاص داده است. يارانه پرداختي براي گندم در نرخ فوق الذكر معادل 3/9 درصد از كل پرداختيهاي بودجه عمومي دولت است. روند فزاينده جمعيت وهزينه هاي توليد از يك سو و كنترل شديد قيمت نان از سوي ديگر منجر به افزايش شديد يارانه نان شده است. ادامه اين روند در آينده براي دولت معضلات اقتصادي و اجتماعي فراواني به با خواهد آورد.
4- مسئله عدم شفافيت و دوگانگي يارانه نان
دوگانگي يارانه نان بين مقدار يارانه پرداختي
دولت و مقدار يارانه دريافتي مصرف كننده وجود
دارد. مي توان با محاسبه هزينه تمام شده آرد
تحويلي دولت به نانوايي ها و كسر كردن مقدار
درآمد دولت از فروش آرد, كل زياني را كه دولت از
اين راه متحمل مي شود ، به عنوان يارانه پرداختي
دولت به مصرف كننده در نظر گرفت. در سال 1377
به ازاي هر تن گندم ,توليد كننده داخلي يارانه اي
معادل 370 هزار ريال به مصرف كننده پرداخته
است.كل يارانه اي كه مصرف كننده نان در اين
سال از دولت و توليدكننده دريافت كرده است
معادل 1042هزار ريال براي هر تن گندم محاسبه
مي گردد.
5- عدم تخصيص عادلانه يارانه نان در دو دهه
گذشته و راهكار
روند تخصيص عادلانه يارانه نان در دو دهه گذشته را مي توان به سه مقطع تقسيم نمود. در دوره اول (دهه شصت)دولت صرفاً وظيفه تأمين نان مورد نياز مناطق شهري را بر عهده داشت و روستاييان مجبور بودند كه نان مصرفي خود را از طريق بازارهاي محلي و با قيمت بازار آزاد تهيه نمايند. مطالعات نشان مي دهد كه سهم سيستم حمايتي را در تأمين انرژي اقشار كم درآمد شهري و روستايي در دهه شصت به ترتيب 80 درصد و 10 درصد بوده است كه بسيار ناعادلانه است.
در دوره دوم(1377-1370 ) نرخ آرد بر اساس نوع مصرف در استانها ، متفاوت بود. در سال 1373 استان تهران با ميانگين وزني 2/21 ريال كمترين و استان سيستان و بلوچستان با ميانگين بيش از دو برابر استان تهران (5/42 ريال) بيشترين قيمت را براي آرد خبازي پرداخت كرده است.
در دوره سوم(بعد از 1377) نكات ذيل قابل توجه
است. علي رغم تخصيص سهميه آرد يارانه اي
براي روستاها باز هم قيمت آرد تبعيضانه است
بطوريكه در نواحي روستايي دو برابر شهرها
است.
6- مسئله منافع توليد كنندگان از يارانه گندم و
راهكار اجرايي
تمامي مراحل توليد، توزيع و مصرف گندم كه شامل تامين نهاده ها ، كاشت ، داشت ، برداشت، ابزار توليد ، جمع آوري و ذخيره سازي و توزيع ، فروش به مصرف كننده و تبديل به نان است،به نحوي مشمول يارانه هاي دولتي مي شوند. اينكه منافع اين پرداختها به چه گروهي ( توليد كنندگان و يا مصرف كنندگان ) منتقل مي گردد ، بستگي به نحوه سياست گذاري و اهداف آن دارد . پرداخت يارانه گندم دو هدف عمده دارد ، اول حمايت از مصرف كنندگان نان(با پايين نگهداشتن قيمت) و هدف ديگر حمايت از توليد كنندگان براي افزايش توليدگندم است. در ايران ,حمايت از مصرف كنندگان در اولويت قرار دارد و با اعلام قيمتهاي تضميني كه حتي هزينه محصولات را نيز نمي پوشاند نشانگر آن است كه ، يارانه هاي توليدي وجود ندارد و حتي قيمتها برضد توليدات داخلي است. بنابراين راهكار اجرايي آن است كه بايد تمامي منافع يارانه در مرحله اول به توليدكنندگان فقير گندم تعلق گيرد تا در مرحله دوم با رشد توليد منافع آن به مصرف كنندگان برسد.
7- مسئله تقاضاي كاذب و
يارانه نان
تقاضاي كاذب براي خريد نان كه ناشي از پايين بودن قيمت آن است . از نظر اقتصادي هنگامي كه قيمت يك محصول كمتر از ارزش واقعي آن باشد ، به طور طبيعي ميزان مصرف و جانشيني آن براي كالاهاي گران تر از آن ، بيشتر مي شود ،مانند استفاده نان براي مصارف دام وغيره.
8- مسئله هدفمند نبودن يارانه نان و
راهكار اجرايي
مشكل اساسي يارانه نان در ايران عدم رعايت
اصل تخصيص يارانه براساس قدرت پرداخت افراد
است. بنابراين پيشنهادمي شود جهت هدفمند
كردن يارانه نان اصل فوق رعايت گردد به نحوي كه
با سنجش هزينه فرصت ايستادن در صف مكانهاي
توزيع شناسايي گردد. مطالعات توصيه مي كند
كه يارانه نان به مناطق روستايي و بخشي از
مناطق فقير نشين شهرها پرداخت گردد.[1]
9- هدايت يارانه مصرفي به حمايت
توليدي
در غالب كشورهاي صنعتي يارانه محصولات كشاورزي فقط به توليد كنندگان (با نرخ تضميني بالاتر از قيمت بازار) تخصيص مي يابد و هيچگاه در فرآيند كاشت، داشت، برداشت و قيمت نهاده ها دخالت نمي كند2. با بررسي انواع يارانه مشاهده مي نمائيم كه يارانه مصرفي بيشترين سهم يارانه را در ايران دارد. بنابراين راهكار اساسي آن است كه براي تشويق توليد و هدايت مصرف(مصرف بهينه) سهم يارانه توليدي بيش از يارانه مصرفي باشد.(1) اما محاسبات نشان مي دهد كه از توليد گندم حمايتي صورت نمي گيرد و در واقع نه تنها يارانه اي دريافت نمي كنند بلكه درآمدي از آنها كسر مي شود .
10- پرداخت يارانه نان در مناطق فقير
نشين
دولت ها براي استقرار عدالت توزيعي يارانه بيشتري به گروه هاي درآمدي پايين تر و يارانه كمتري به گروه هاي درآمدي بالاتر پرداخت نمايد.يك روش براي رسيدن به اين هدف ، پرداخت يارانه به صورت منطقه اي است به اين ترتيب كه يارانه بيشتري به مناطق محروم تر و يارانه كمتري به مناطق توسعه يافته تر پرداخت شود. ولي به دلايل نامعلوم يا احتمالاً دلايل سياسي، اجتماعي روند پرداخت يارانه مصرفي نان در ايران بر عكس اين هدف مهم بوده است . علي رغم شعارهاي دولت در مورد حمايت از روستائيان و جلوگيري از مهاجرت روستائيان به شهرها, چرا دولت با تخصيص يارانه كمتري به روستائيان توزيع مجدد درآمد را به نفع شهري ها انجام داد است؟ چرا طي بيست سال با خريد گندم روستائيان با قيمتي بسيار كمتر از قيمت جهاني(يارانه منفي)از درآمد توليد كننده روستائي كاسته و به مصرف كننده شهري يارانه پرداخت كرده است.
11- حمايت از توليدكنندگان گندم و
معضلات كلان اقتصادي
دولت به دو طريق مي تواند از توليد گندم حمايت نمايد نخست با اعطاي نهاده هاي توليد ارزان قيمت به توليد كننده و نيز با خريد تضميني گندم به قيمتي كه بالاتر از قيمت بازار آزاد و قيمت وارداتي است. اگر قيمت تضميني پايين تر از قيمت جهاني باشد دولت نه تنها از توليد كننده حمايت نمي كند بلكه در واقع از او ماليات مي گيرد. اگر دولت قيمت مناسبي را براي خريد گندم تعيين نمايد مي تواند بسياري از معضلات و گلوگاه هاي كلان اقتصادي ذيل را سامان دهد.
1- مي تواند توليد گندم را افزايش دهد و در نتيجه واردات و ارز مصرفي را كاهش دهد.
2- با افزايش درآمد روستائيان از مهاجرت روستائيان به شهر جلوگيري نمايد.
3-به اهداف خود كفايي و امنيت اقتصادي و امنيت غذاي دست مي يابد.
4-مي تواند از مصارف دامي گندم و ضايعات گندم جلوگيري كرد (با افزايش قيمت گندم ) .
12- مسائل واردات گندم و
راهكارهاي اجرايي
12-1- راهكار اول جهت خود كفايي در توليد گندم: نظر به اينكه متوسط عملكرد در هكتار ده كشور برتر جهان معادل5/7 تن در هكتار و كشاورزان نمونه ايراني معادل ده تن در هكتار است. لذا اگر عملكرد در هكتار گندم ايران در كشت آبي به 5/4 و ديم به 5/1 تن در هكتار برساند آنگاه توليدي بالغ بر17 ميليون تن گندم را براي كشور بدست خواهد داد بعبارتي در مقايسه با بيشترين مصرف 20 سال گذشته بيش از يك ميليون تن مازاد گندم خواهيم داشت.
12-2- راهكار دوم جهت خود كفايي در توليدگندم:اگر عملكرد در هكتار به حدود 50 درصد عملكرد كشاورزان نمونه ايراني يعني در كشت آبي 5/5 و در ديم به 75/1 تن در هكتار برسد(اين رقم با متوسط عملكرد ده كشور برتر جهان نيز تفاوت فاحشي دارد) توليدي بالغ بر21 ميليون تن گندم را براي كشور بدست خواهد داد كه بيش از 4.5 ميليون تن مازاد گندم خواهيم داشت.
13- عدم شفافيت درآمار واردات گندم:
اطلاعات مربوط به مقدار واردات گندم از ده منبع مختلف(از جمله وزارت كشاورزي ،مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني, سازمان غله كشور ،سازمان برنامه و بودجه ،سالنامه هاي آمار بازرگاني گمرك و مجلس و پژوهش) نشانگر مغايرتهاي بسيار زياد بين اين ارقام است. اين امر يكي از بزرگترين معضلات بخش تحقيقاتي و برنامه ريزي كشور در خصوص گندم محسوب مي شود .
14- راهكار حذ ف كشورهاي واسته
در واردات گندم
در بعضي از سالها ايران از كشورهاي وارد كننده گندم , اقدام به واردات گندم كرده است. ضمنا كشورهاي اروپايي،گندم هاي ضعيف(غالبا خوراك دام)خود را صادر و گندم هاي غني و باكيفيت را وارد مي كنند.نكته ديگر اينكه طي دو دهه گذشته قيمت گندم وارداتي ايران كمتر از متوسط قيمت گندم وارداتي جهان بوده است(قيمت گندم در بازار جهاني با كيفيت گندم رابطه عكس دارد)
15- عدم جذب كامل مازد گندم توسط
دولت:
مطالعات انجام شده نشان مي دهد كه بيش از 50% توليد زارعين توسط بخش دولتي جذب نشده است[2].آيا ميتوان خوش بين بود كه 50 درصد مابقي گندم توليدي توسط خود زارعين مصرف ميشود. نتايج بررسيها نشان ميدهد كه مجموعه عوامل زيردر اين زمينه دخيل مي باشند:
1) پرداخت نكردن به موقع بهاي گندم خريداري شده از سوي دولت.
2) پيش فروش كردن گندم براي پوشش هزينه هاي جاري و سرمايه اي به سلف خران گندم.
3) نگهداشتن گندم در انبار براي بذر كه منجر به كاهش بهره وري مي شود. زيرا در دنياي جديد با استفاده از تحقيقات و ترويج, بذرهاي اصلاح شده را در اختيار كشاورزان قرار مي دهند.
4) معمولاً به گندم هاي خريداري شده توسط دولت مقداري اُفت تعلق مي گيرد. اين موضوع باعث مي شود كه كشاورزان گندم خود را در قيمت آزاد بفروشند.
16- مسائل حمل ونقل گندم وارداتي
و راهكاراجرايي
محاسبات حاكي از آن است كه در سالهاي دهه 60 و اوايل دهه 70 جريمه نداشتن امكانات بندري مناسب ساليانه رقمي حدود 42 ميليون دلار بوده است( شامل هزينه هدر رفتن گندم ، جريمه دموراژ ،پرداخت كرايه بيشتر بعلت انتخاب كشتيهاي با ظرفيت كمتر). هر ساله معادل 105 هزار تن به ارزش 13125 هزار دلار (هر تن 125 دلار ) ضايعات تخليه گندم داشته ايم. بررسيها نشان مي دهد عدم وجود امكانات در بنادر شمالي باعث شده در سال 77 همان خسارات سالهاي دهه شصت بر دولت وارد شود ،زيان ناشي از دموراژ پرداختي رقمي حدود 7279 دلار است.
17- مسائل حمل ونقل گندم وارداتي
در داخل كشورو راهكاراجرايي :
اگر با فرض خوشبينانه گندم وارداتي تنها يكبار حمل شود و نيز تمام سفرها با بار يازده تني باشد در سال 78 معادل 556 هزار سفر بار، گندم وارداتي داشته ايم.[3]اگر ميزان هدر رفتن گندم (بعلت فرسوده بودن كاميونها) بطور متوسط در هر سفر 120 كيلو باشد معادل 66698 تن از گندم وارداتي تنها در حمل و نقل اول تا سيلوها بصورت ضايعات از بين رفته است. با توجه به اينكه هزينه تمام شده هر تن گندم وارداتي در اين سال تا بنادر ايران حدود 132 دلار است لذا معادل 70 ميليارد تومان ضايعات در حمل دست اول گندم وارداتي داشته ايم(محاسبه اين رقم براي كل گندم جابجا شده در كشور سرسام آور است).. بنابراين سالانه حدود 11 ميليارد تومان هزينه ضايعات گندم در حمل و نقل داريم در اينصورت كل رقم ريالي ضايعات گندم معادل ارزش ريالي حدود 155 دستگاه كاميون(قيمت كاميون داراي استاندارد مناسب حدود 70 ميليون تومان) بدون ضايعات خواهد شد.
18- حمل و نقل مضاعف و راهكار
اجرايي
براساس آخرين اطلاعات در اين زمينه توسط مركز آمار ايران منتشر شده است جابجايي گندم بين تأسيسات ذخيره سازي در سال 1377 بيش از 2 ميليون تن بوده است. حمل و نقل مضاعف در سال 1377 در حدود يك پنجم كل گندم توزيع شده است . اگر تنها 1% از محموله ها ضايع شده باشد ، بالغ بر 20 هزار تن خواهد گرديد كه ارزش دلاري اين ضايعات بيش از 3 ميليون دلار يا افزون بر 2 ميليارد تومان خواهد بود . از طرفي اگر به طور متوسط هر محموله گندم 11 تن باشد. در آن صورت براي حمل اين مقدار گندم نياز به قريب 200 هزار سفر بار خواهدبود ، كه مهمترين علت اين امر به عدم مكانيابي صحيح تاسيسات ذخيره سازي باز مي گردد.
19- مسائل توليد و توزيع آرد و
راهكارهاي اجرايي :
يكي از مشكلات اصلي كه در برابر تهيه نان مرغوب ، فقدان آرد با كيفيت است. مشكل دوم دوگانگي شديد قيمت آرد دولتي و بازار آزاد است.اين امر منجر به تخلفات و سوء استفاده هاي فراواني در اقتصاد ايران شده است. علي ايحال راهكارهاي اجرايي براي بهبود كيفيت آرد توليدي به شرح ذيل است:
1- نظام قيمت گذاري آرد توليدي بصورت تخصصي تعيين گردد
2- اختلاط دقيق و بهينه گندمهاي ضعيف و قوي صورت گيرد.
3- آرد به مدت 5-3 روز در شرايط مناسب و مطلوب نگهداري(خوابانده) شود.
4- غني سازي آرد منجر به بهبود كيفيت آرد و افزايش ارزش غذايي امنيت غذايي مي شود..
5- در شرايط فعلي كارخانجات آرد قدرت انتخاب ندارند. بنابراين مسئوليت كارخانه داران آرد منحصر به رعايت ضوابط اوليه توليد آرد(بخشنامه ها) است و مسئول نامطلوب بودن وضع آرد نيستند.
20- مسائل توزيع آرد :
نظر به اينكه يارانه بسيار زيادي به آرد نانوايي تعلق مي گيرد انتظار بر اين ا
ست كه توزيع سرانه در مناطق مختلف كشور كم و بيش يكسان باشدتا يارانه عادلانه تر توزيع شود و حمل نقل مضاعف كاهش يابد. ولي اختلاف فراواني در توزيع سرانه آرد صنفي- صنعتي در استانهاي مختلف وجود دارد. 5/32 درصد از كل آرد صنفي- صنعتي كشور به استان تهران اختصاص دارد. در استان مركزي بيش از 5/2 برابر متوسط كشور آرد صنفي– صنعتي توزيع شده است. كمترين ميزان توزيع سرانه در استانها به هرمزگان تعلق دارد. توزيع در اين استان 80 درصد از ميانگين كشور كمتر است.
21- مازاد ظرفيت توليدي كارخانجات
آرد و راهكار اجرايي :
حدود 30 درصد مازاد ظرفيت توليدي در كارخانجات آرد كشور وجود دارد. يكي از اين راه ها آن است كه از تأسيس كارخانجات آرد جديد احتراز شود و سرمايه آن براي تاسيسات ذخيره سازي (كمبود كشور) استفاده شود. راه ديگر آن است كه به منظور استفاده از ظرفيتهاي خالي كارخانجات آرد سازي ، به سازمان غله كشور اجازه داده شودتا نسبت به صدور مجوز صادرات آرد بصورت مشروط اقدام نمايد البته بايد مواظب بود كه اين روش دچار مشكل واردات موقت نشود.
22- پراكندگي كارخانجات آرد و راهكار
اجرايي :
در دو استان سمنان و سيستان و بلوچستان به ترتيب 165 درصد و 116 درصد ظرفيت مازاد وجود دارد. درمقابل در برخي از استانها نظير تهران ،كرمان ،كهگيلويه و بوير احمد و يزد شاهد كمبود ظرفيت است. دو استان كهگيلويه و بوير احمد و يزد به ترتيب 51 درصد و 66 درصد از آرد توزيعي در استان خود را توليد مي نمايند. عدم مكان سنجي باعث حمل و نقل و جابجايي آرد بين استانهاي كشور مي شود ،كه علاوه بر تحميل هزينه هاي زائد منجر به بالا رفتن ضايعات خواهد شد.
23- مطالعه موردي مازاد ظرفيت توليد
آرد در استان خراسان
در فاصله سالهاي 1378 تا 1380 تعداد زيادي كارخانه آرد جديد با ظرفيت بالا در استان خراسان احداث شده است. در اين دوره 20 طرح جديد در زمينه توليد آرد در استان خراسان وجود دارد. براي اجراي اين طرحها ،سرمايه ثابتي معادل 137844 ميليون ريال در نظر گرفته شده است. با بهره برداري كامل از كليه كارخانجات 1193000 تن به ظرفيت توليد آرد خراسان اضافه مي شود. مقايسه آرد توزيعي و ظرفيت كارخانجات فعال استان نشان مي دهد در حال حاضر حدود 630 هزار تن مازاد ظرفيت در استان خراسان وجود دارد. اگر رقم توزيع را با ظرقيت بالقوه(اضافه شدن كارخانجات جديد) توليد آرد (2160 هزار تن) مقايسه نماييم نتيجه حاصله بسيار بدتر خواهد بود.
24- مطالعه موردي مكان يابي
كارخانجات در استان خراسان:
مطالعه موردي در سال۱۳۸۲ نشان داد شهرستانهاي بردسكن، چناران ، خواف ،سرخس ، طبس ، فردوس و نهبندان فاقد كارخانه آرد است. ازطرفي ظرفيت توليد آرد در شهرستان فريمان 7.5 برابر سهميه آرد اين شهرستان و در قاينات 4 برابر سهميه مي باشد. در شهرستانهاي بيرجند، سبزوار، شيروان ، مشهد و نيشابور نيز بخش زيادي از توان توليد بالااستفاده مي باشد. اين مسئله علاوه بر افزايش هزينه حمل و نقل منجر به افزايش ضايعات نيز مي گردد.
25- كاربري و سرمايه بري در توليد
گندم
در فرآيند توليد گندم و نان ، افراد زيادي بطور مستقيم و غير مستقيم بكار اشتغال دارند كه از توليد گندم شروع و با حمل و نقل و سيلوي گندم و كارخانجات آرد ادامه يافته و به نانواييهاي صنعتي و سنتي ختم مي گردد. البته صنايعي چون صنايع توليد كننده ماشين آلات كشاورزي ،صنايع مواد غذايي و آشاميدني ،صنايع توليد كننده ماشين آلات نانوايي , ماشين آلات كارخانجات آرد و سيلوها نيز با اين فرآيند در ارتباط مي باشند. بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه دو بخش توليد گندم و توليد نان هاي سنتي بالاترين حجم اشتغال را به خود اختصاص داده و انتظار مي رود كه از سرمايه بري پايين تري برخوردار باشند و سطح تخصص مورد نياز در اين دو بخش چندان بالا نيست و افراد بيشتر به صورت تجربي به اين تخصص دست مي يابند . ساير بخش ها سرمايه بر مي باشند و اشتغالزايي آنها اندك است و نياز به تخصص بالا براي استفاده از دانش فني جديد دارد.
26- كاربري و سرمايه بري در
كارخانجات آرد:
كارخانجات آرد كشور جمعاً 289 عدد مي باشد كه 7004 نفر در اين كارخانه ها مشغول به كار مي باشند. پنج نوع كارخانه آرد در كشور مشغول فعاليت بوده اند كه بيشترين تعداد آن مربوط به نوع والسي (غلطكي) بوده است كه بيشترين اشتغال (حدود 3080 نفر) را به خود اختصاص داده است. سرمايه بري هر شغل در كارخانجات آرد بطور متوسط 152 ميليون ريال است، در كارخانه آرد با سبوس به ازاي هر نفر 179 ميليون ريال سرمايه گذاري شده است كه بيشترين سرمايه بري براي هر شغل بوده ولي تعداد اين نوع كارخانجات بسيار اندك (1 كارخانه ) مي باشد.
27- كاربري و سرمايه بري در توليد
انواع واحدهاي نان صنعتي
تعداد كل واحدها اعم از فعال، نيمه فعال و غيرفعال كشور معادل 657 واحداست, كه نان صنعتي انواع با 248 واحد بيشترين سهم( 3/37 درصد) از كل واحدهاي كشور را دارد. ظرفيت توليد كل نانوائي هاي صنعتي معادل 791415 تن در سال است كه نان صنعتي انواع با 382736 تن معادل 4/48 درصد از كل ظرفيت توليدي نانوائي هاي صنعتي را دارد.
كل سرمايه بكار رفته براي نان هاي صنعتي در كل كشور معادل 716972 ميليون ريال است كه نان صنعتي (انواع) با سرمايه كل 323682 ميليون ريال بيشترين سهم را معادل 1/45 درصد بخود اختصاص داده است. متوسط سرمايهبري هر شغل براي انواع نان هاي صنعتي معادل 7/69 ميليون ريال به ازاي هر نفر نيروي شاغل مي باشد
28- اشتغال در نانواييهاي سنتي
طبق تحقيقات انجام شده [4] متوسط تعداد كارگران درهرنانوايي 3.8 نفراست وتعداد نانواييهاي كل كشور 32105 عدد در سال 1376 برآورد مي شود لذا تعداد شاغلان مربوط به اين بخش 122000نفرتخمين زده مي شود.حال اگرتناسبي بين جمعيت كشور درسال 76 (61.46 ميليون نفر)و در سال 80 (64 ميليون نفر)با تعداد نانواييها وميزان اشتغال برقراركنيم,تعدادنانواييها سنتي33500عدد درسال 80 وميزان اشتغال دراين نانواييها 127500 نفرتخمين زده مي شود.
29- شاغلان در توليد نان و فعاليت
هاي وابسته
در توليد گندم ، نان و فعاليت هاي وابسته به آن جمعاً 503194 نفر مشغول فعاليت هستند. توليد گندم با 290042 نفر شاغل سهمي حدود 57 درصد از كل را به خود اختصاص داده است. بعد از اين بخش نانوايي هاي سنتي با 127500 نفرشاغل ، سهمي حدود 25 درصد از كل شاغلان را دارا است. صنايع و مواد غذايي با 67144 نفر و سهمي حدود 13 درصد در رده سوم قرار دارد ساير بخش ها سهم ناچيزي از كل شاغلان را تشكيل مي دهند.
سه بخش در اين مبحث به صورت بارزي امكان گسترش اشتغال در آنها وجود دارد كه عبارتند از توليد گندم ، نانوايي هاي صنعتي و صنايع مواد غذايي و آشاميدني.
30- مسائل جايگاه نان در سبد
مصرفي خانوار شهري
در اول دهه پنجاه سهم و رتبه هزينه انواع نان به ترتيب 9/6 درصد و 5 بود و در پايان دهه به 4/2 درصد و 12 سقوط كرد. در دهه هفتاد سهم هزينه انواع نان نسبت به كل هزينه نسبت به دو دهه گذشته اُفت شديدي داشت. بطوري اين نسبت در سال 1378 به 4/1 درصد كاهش يافت .
31- مسائل جايگاه نان در سبد
مصرفي خانوار روستائي
هزينه انواع نان كه در دهه پنجاه و شصت در خانوار روستايي حدود 10 درصد كل هزينه را به خود اختصاص مي داد و همواره در رتبه دوم تا چهارم بود بطور كاملا غير مترقبه با تغييرات زياد در دهه هفتاد به رتبه هفدهم سقوط كرد. هزينه انواع نان حدود 4/1 درصد تا 7/1 درصد از كل هزينه خانوار را در دهه هفتاد به خود اختصاص داده است.
32- مسائل نان و ترجيحات آشكار
شده فقرا و اغنياي شهري
كل هزينه خوراكي و غير خوراكي سرانه فقيرترين و غني ترين اقشار جامعه شهري به ترتيب معادل 1416 و 12147 هزار ريال درسال 1378 است. بنابراين هر فرد در دهك آخر 758 درصد بيشتر از هزينه هر فرد در دهك اول است. ضمنا سهم هزينه هاي غير خوراكي از كل هزينه خوراكي و غير خوراكي براي افراد فقير و افراد غني به ترتيب 63 و 79 درصد است. نان با وجود يارانه عظيمي كه دولت براي آن مي پردازد، ولي همواره سهم بسيار قابل توجه اي از مخارج مصرفي اقشار كم بضاعت را به خود اختصاص داده است . نكته مهم ديگر كل هزينه انجام شده براي انواع نان ،غلات و فرآورده هاي آن ، براي اقشار كم بضاعت معادل 112 هزار ريال است كه بين گروههاي اصلي با سهم 4/14 درصدي در رتبه اول قرار دارد كه بعد از آن گروه هاي كالايي ديگر وجود دارند.
33- شكاف هزينه اي نان و مسكن
فقرا در مناطق شهري و روستايي :
فاصله بسيار كم هزينه مسكن با هزينه انواع نان در مناطق شهري(مسكن دررتبه اول و انواع نان در رتبه ششم ) و فاصله تقريبا زيادتر هزينه مسكن با هزينه انواع نان در مناطق روستايي (مسكن رتبه اول و نان در رتبه 9) وجود دارد. ضمنا فاصله بسيار كمي بين شكاف طبقاتي در هزينه انجام شده براي مسكن و نان (مسكن در رتبه 2 و انواع نان در رتبه ششم ) وجود دارد
جايگاه هزينه انواع نان در سبد مصرفي خانوار شهري و خانوار روستائي نشانگر دو نكته اساسي است . اولا افرادي كه در مناطق روستائي زندگي مي گنند فقير تر از افرادي مي باشند كه در مناطق شهري زندگي مي كنند ثانيا افرادي كه در مناطق روستائي زندگي مي گنند اگرچه خود توليد كننده مواد اوليه نان مي باشند ولي برخورداري آنها از يارانه نان نه تنها درشان يك توليد كننده نيست بلكه در راستا حمايت از اقشار آسيب پذيرنيز نيست.
34- دو راهكار اجرايي جايگاه نان و
يارانه در سبد مصرفي خانوار
34-1- كل يارانه آشكار و پنهان كشور(بالحاظ يارانه هاي كه انحراف قيمت ايجاد مي كنند مانند انرژي )معادل 13 ميليارد دلار برآورد مي گردد. بنابراين به هر ايران200 دلار معادل 1600 هزار ريال و به هر خانوار ( پنج نفره ) ايران هزار دلار معادل 8 ميليون ريال يارانه نقدي تعلق خواهد گرفت . طبق مطالعات فاز اول[5] مجموع كل هزينه خوراكي و غيرخوراكي ده درصد از فقير ترين افراد خانوار شهري كه معادل 4 ميليون نفر مي باشند، بطور سرانه معادل 1416 هزار ريال است.
بنابراين اگر كل يارانه اي كه در كشور بصورت ناعادلانه تقسيم مي شود بصورت پول نقد در اختيار كل افراد جامعه بصورت يكسان قرار گيرد( اين نظام بسيار ساده است زيرا نياز به شناسايي گروه هاي هدف كه بصورت بسيار پراكنده در گروه هاي مختلف شغلي و مناطق مختلف ايران وجود دارند نيست)آنگاه مشاهده مي شود كه رفاه گروه هاي فقير بيش از صد در صد افزايش مي يابد. زيرا گروه هاي فقير با پول نقدي كه دريافت مي كنند مي توانند كل هزينه خوراكي و غيرخوراكي فقير ترين افراد را نيز تامين كند. اگر حذف يارانه منجر به افزايش هزار درصدي قيمت نان گردد( محال است قيمت نان يازده برابر افزايش يابد زيرا نانهاي كه هم اكنون در سوپرها و در بازار آزاد عرضه مي شود حد اكثر سه برابر قيمت نان يارانه اي است) آنگاه تنها با 41 درصد از پول نقدي كه در اين راهكار نصيب او مي شود مي تواند به همان اندازه گذشته نان خريداري نمايد.
34-2- راهكار دوم آن است كه يارانه به نحوي پرداخت گردد كه قواعد اقتصاد سالم را مختل نكند. در اين راستا مي توان بر كالاهاي يارانه اي مانند نان , انرژي و غيره ماليات بست ولي مكانيزم هاي حمايتي و تامين اجتماعي كارآمد را مستقر ساخت تا از اقشار آسيب پذير حمايت نمايند. براي استقرار اين نظام بايد به دو نكته توجه كرد. اولا حمايت از اقشار آسيب پذير به معني اين نيست كه 28 دستگاه دولتي براي فقر زدايي ايجاد شود, كه حتي توان تامين پرسنل خود را نيز نداشته باشند. ثانيا بسياري از كالاها در مراحل توليد،توزيع و مصرف در اقتصاد ايران مشمول يارنه قرار دارند كه همزمان بايد اصلاحات انجام شود.
3- دو راهكار ديگر كه مطابق مطالعات گروه اقتصاد از اولويت كمتري( نسبت به دو راهكار ارائه شده در فوق) برخور دار است عبارتند از:
الف-غني سازي نان براي فقرا و افزايش هزينه فرصت دسترسي به نان براي اغنيا
ب- تغيير الگوي توليد و توزيع و مصرف و جايگزيني نان مرغوب با استفاده از دانش فني
35- مسائل سرمايه گذاري در
كشاورزي با محوريت گندم و
راهكارهاي اجرايي
پايين بودن نرخ پس انداز،بازدهي اندك سرمايه گذاري دربخش كشاورزي(بازدهي زياد واسطه گري)، ريسك طبيعي, وجود قوانين متناقض، فقدان بازارهاي مالي يكپارچه و عدم تخصيص بهينه منابع از جمله دلايل اصلي پايين بودن نرخ تشكيل سرمايه دربخش كشاورزي ايران است.
35-1-سرمايه گذاري دولت در بخش كشاورزي: سهم اعتبارات عمراني در فصول مربوط به كشاورزي از مجموع اعتبارات عمراني امور اقتصادي در دهه هفتاد كاهش چشمگيري را نشان مي دهد. از طرف ديگر اطلاعات مربوط به سرمايه گذاري ثابت دولت براي توسعه كشاورزي و منابع آب ، نشانگر آن است كه سرمايه گذاري واقعي (تورم زدايي شده) دولت طي دوره 67 الي 78 از نوسانات و ناپايداري زيادي برخوردار است.
35-2-تسهيلات اعطايي بانكها به بخش كشاورزي :تسهيلات اعطايي سيستم بانكي به بخش كشاورزي از چندزاويه نيازمند تامل است. اولا بخش كشاورزي موفق به جذب بخشي از سهميه مصوب خود نمي شود(ميانگين سهم مصوب و عملكرد كشاورزي از تسهيلات بانكي در دهه هفتاد به ترتيب 23 درصد و 21 درصد است). نكته دوم پايين بودن سهم كشاورزي از مجموع تسهيلات اعطايي است. مانده تسهيلات در سال 78به قيمت ثابت سال 69 تنها 3/16 درصد رشدداشته است.مسئله سوم،مدت بازپرداخت وام است.در طول زمان از سهم تسهيلات ميان مدت و بلند مدت كاسته شده است.
35-3- سرمايه گذاري در دانش فني و ماشين آلات كشاورزي: كمبود ماشين آلات كشاورزي و عدم كارآيي فنّي ماشين آلات موجود از مهمترين مسائل توسعه اين بخش است. بر اساس مطالعه به عمل آمده ميزان بكار گيري ماشين آلات كشاورزي در هر هكتار زمين زير كشت اعم از آبي و ديم كمتر از يك اسب بخار است. اطلاعات مربوط به فروش داخلي تراكتور نشانگر آن است كه در سال 1360 معادل 14727 دستگاه تراكتور توزيع شده است اين رقم براي سال 78 معادل5137 دستگاه مي باشد. راهكار اجرايي در زمينه مكانيزاسيون در بخش كشاورزي ،توزيع بهينه يارانه ها است. لذا بجاي تخصيص يارانه به كود شيميايي و انواع سموم(احتمال تضعيف خاك و بروز مشكلات تغذيه اي) به توزيع ماشين آلات كشاورزي يارانه تعلق گيرد.
36- مسائل سرمايه گذاري در توليد
نان و راهكارهاي اجرايي
مسئله اصلي درتصميمات شوراي آرد و نان استان ها در تدوين آناليز هزينه انواع نان ها ، گرايش آنها جهت حمايت از متقاضيان نان و بي توجهي به مباحث عرضه نان است. عدم توجه به عرضه كنندگان ، زيان غير قابل جبراني ، مانند ضايعات فزاينده ، عدم كيفيت نان و عدم پاسخگويي ، را به بار آوده است. مطابق مطالعات پرسشنامه اي و آناليز هزينه شوراي آرد و نان خراسان در سال 1380 ، مسائل و راهكارهاي ذيل در خصوص سرمايه گذاري در توليد نان استخراج شده است[6].
36-1- غير واقعي بودن كرايه ملك: در آناليز شورا ، هزينه كرايه ملك براي تمامي واحدهاي توليد نان بدون توجه به نوع نان توليدي، بصورت غير واقعي در نظر گرفته شده است. مطالعات پرسشنامه اي نشان مي دهد ميزان اجاره برآوردي توسط شورا معادل يك چهارم اجاره واقعي است.لذا پيشنهاد مي گردد كه هزينه هاي واقعي در محاسبات شورا لحاظ گردد.
36-2- غير واقعي بودن هزينه ابزار كار : هزينه ابزار كار توسط شورا بدون توجه به نوع نان توليدي، بصورت غير واقعي در نظر گرفته شده است. آيا فر پخت در واحدهاي ماشيني و غير ماشيني و هم زن خمير و تشت و ساير تجهيزات براي براي تمام انواع واحدها يكسان است؟
36-3-اختلاف ميزان هزينه روزانه :ميزان اختلاف هزينه روزانه در بعضي واحدها بسيار زياد است. قسمت عمده اختلاف هزينه مربوط به هزينه آرد و دستمزد مي باشد. نكته ديگر در خصوص سهميه آرد است. سهميه آرد واحد توليد نان سنگك با آرد 40 ريالي 330 كيلو گرم در روز و سهميه واحد توليد نان فري ماشيني با آرد 300 ريال برابر 375 كيلوگرم در روز است. بنابراين اختلاف ناشي از قيمت آرد برابر91000 ريال است در حاليكه تفاوت هزينه روزانه آنها معادل 264313 ريال است[7].
36-4- ميانگين حقوق و مزاياي: دستمزد ماهيانه واحد توليد نان فري روغني در پرسشنامه ها حدود 700000 ريال در ماه با ميزان برآورد شده توسط شورا تفاوت دارد. در مورد واحدهاي سنگك آورد شده در پرسشنامه ها و آناليز شورا نيز در مقايسه رقم گروه هزينه اي حقوق و دستمزد تفاوت بسيار ديده مي شود بطوريكه مقدار تفاوت در سنگك آرد 40 ريال 1223489 ريال و در سنگك آرد 300 ريال مقدار تفاوت در هزينه حقوق و دستمزد 1240156 ريال محاسبه مي شود.
36-5- هزينه مواد : مقدار سرانه هزينه مواد به ازاي هر كيلو آرد براي نانهاي بربري ، لواش ماشيني ،عراقي و لواش سنتي در آناليز شورا كمتر و براي نانهاي فري ماشيني ،فري روغني و سنگكها در آناليز شورا بصورت قابل توجهي بيشتر است. بيشترين ميزان اختلاف بين اطلاعات پرسشنامه و آناليز شورا در سرانه هزينه مواد توليد نان سنگك با آرد 300 ريال و برابر 143 و كمترين ميزان اختلاف بصورت قدر مطلق در هزينه سرانه مواد به ازاي هر كيلو آرد برابر 7 ريال بوده است.
36-6- نرخ بازدهي واحدهاي توليد نان بيشترين سود آوري ماهيانه با توجه به فروش تعدادي ، متعلق به نان سنگك با آرد 300 ريالي و معادل 326 هزار تومان و كمترين سود آوري ماهيانه متعلق به توليد نان ماشيني دوار با آرد 40 ريالي و برابر 70 هزار تومان است. به عبارتي سود آوري توليد نان سنگك با آرد 300 ريالي از ديد خود متوليان امر حدود 5/4 برابر توليد نان ماشيني دوار با آرد 40 ريالي است. مطالعات انجام شده نشان مي دهد كه حدود 22% نانواييهاي سطح شهر مشهد از نوع ماشيني دوار با آرد 40 ريالي است[8].
36-7- راهكار اجرايي: مطالعات نشان مي دهد ، سود آوري سالم واحدهاي توليد نان در بيشتر موارد حتي به اندازه اجاره ماهيانه ملك تخصيص داده شده نيز نيست. زيرا در شرايطي كه واحدهاي توليد نان در سطح شهر اجاره ماهيانه اي معادل 800000 ريال براي محل كارخود مي دهند آنگاه سود آوري ماهيانه حدود 20 هزار تومان اقتصادي- عقلايي- نيست. ميانگين هزينه دستمزد ماهيانه حدود 3500000 ريال نشان مي دهد اين در حالي است كه جمع دستمزد ماهيانه 5 نفر كاركن در آناليز ارايه شده توسط شورا رقمي معادل 3242476 ريال است. اگرچه تمام محاسبات بالحاظ آناليز شورا نشانگر تمايز سود در انواع نان هاي توليدي است ولي تغيير دادن نوع نان توليدي به خواست متصدي امكان پذير نيست و نيازمند تأييد شوراي آرد و نان است.
37- سازوكار قيمت گندم
در تبيين سازوكار قيمت گندم بايد قيمتهاي ده گانه ذيل بصورت هدفمند هدايت شوند تا دو امر كارايي اقتصادي در توليد گندم و عدالت اجتماعي در مصرف گندم به صورت بهينه محقق گردد. 1-قيمت اسمي گندم 2-قيمت واقعي گندم 3-قيمت نسبي گندم 4-قيمت جهاني گندم 5-قيمت مصرفي گندم 6-قيمت توليدي گندم 7-قيمت حمايتي گندم مصرفي 8-قيمت حمايتي گندم توليدي 9-قيمت انحصاري گندم 10-قيمت رقابتي گندم
38- چهار راهكار اجرايي براي قيمت
گذاري در برنامه چهارم توسعه ايران
38-1- راهكار اول - قيمت گذاري گندم در برنامه چهارم با لحاظ قيمتهاي گذشته: اگر معادله ايكس پونشيال مبناي پيش بيني قيمت گذاري گندم قرار گيرد آنگاه از روند قيمتهاي 23 سال گذشته , به پيش بيني بين 2250 تا 4890 ريال و از روند قيمت هاي سه برنامه گذشته به پيش بيني بين 2000 تا 5800 ريال براي سالهاي برنامه چهارم توسعه مي رسيم.
38-2- راهكار دوم- قيمت گذاري گندم با لحاظ قيمتهاي بازار: مطابق اطلاعات اخذ شده از سازمان جهاد كشاورزي خراسان، در شش ماهه اول سال 1381 قيمت بازاري گندم (كنترل شدت قيمت گندم منجر به شكست بازارو چسبندگي قيمت به مصوب شده است) به شرح ذيل بوده است .
1ـ در قيمتهاي عمده فروشي گندم ، معادل 11 درصد نوسان قيمت مشاهده مي شود.
2ـ در قيمتهاي خرده فروشي گندم معادل 17 درصد نوسان قيمت مشاهده مي شود.
3ـ قيمتهاي عمده فروشي گندم غالبا كمتر از قيمت تضميني گندم است.
4ـ قيمتهاي خرده فروشي گندم هميشه بالاتر از قميت تضميني گندم است.
5ـ شاخص سود خرده فروشي گندم به عمده فروشي از 27 درصد تا 34 درصد در نوسان است.
پنج بند فوق نشانگر رانتهاي مبرهني است كه قطعا نصيب گندم كاران نمي شود. بنابر اين پيشنهاد مي شود، قيمت تضميني گندم براي سال 1382 در حدي تعيين گردد كه اگر دولت هنوز به اين نتيجه نرسيده است تا زياني را كه طي بيست سال گذشته به كشاورزان تحميل كرده است جبران كند حداقل قيمتهاي واقعي بازار را بپذيرد و افزايش معمول(نرخ تورم) را لحاظ نمايد. لذا قيمت تضميني گندم در سالهاي برنامه چهارم از 2432 تا 3561 ريال پيش بيني مي شود.
38-3- راهكار سوم- قيمت گذاري گندم با لحاظ فقر: قيمت تضميني گندم در سال 1379 معادل 875 ريال بود كه درآمدي معادل 4254 هزار ريال را براي خانوار روستايي رقم زد. بنابراين براي رهايي روستاييان از فقر مطلق ( دادن مزدي كه هر روستايي قدرت خريد حداقل دو ساندويچ را در روز داشته باشد) مي بايست قيمت تضميني گندم در سال 1379 معادل 3757 ريال تثبيت مي شد. اگر ميزان تورم در طول سالهاي دهه هشتاد بطور متوسط معادل ده درصد فرض شود ، قيمت تضميني گندم در سالهاي برنامه چهارم از 6051 تا 8859 ريال پيش بيني مي شود.
38-4 - راهكار چهارم - قيمت گذاري گندم با لحاظ قيمتهاي جهاني: ميانگين اختلاف قيمت تضميني هر تن گندم ايران از قيمت واردات جهاني آن طي سالهاي 1981 الي 1990 معادل 151 دلار است. همچنين ميانگين اختلاف قيمت تضميني هر تن گندم ايران از قيمت وارداتي ايران طي سالهاي 1981 الي 1990 معادل 130 دلار است. بنابراين پيشنهاد مي شود كه دولت طي يك برنامه پنج ساله بصورت اقساط و به تدريج بدهي خود به كشاورزان را باز پرداخت نمايد. يعني سالانه معادل 38016 ميليارد ريال به گندم كاران پرداخت كند . با لحاظ 12 ميليون تن توليد گندم در سالهاي آينده پيشنهاد مي شود كه دولت در ازاء هر كيلوگرم گندم توليدي معادل 3168 ريال به صورت مازاد ( بدهي قبلي دولت) به گندم كاران اعطا نمايد . به سخن ديگر دولت براي جبران خسارات وارده بر بخش كشاورزي و جبران مافات و تشويق به عدم مهاجرت و حفظ اشتغال موجود و فقرزدايي و رسيدن به خودكفايي در توليد گندم و بسياري از سياستهاي تشويقي و ترغيبي ديگر، الزامي است كه قيمت تضميني گندم درسال 1382 را معادل 4668 ريال اعلام نمايد. البته در اين حالت دولت تنها ميزان بدهي قبلي ( زيانهاي گذشته ) را مي پردازد. ضمنا براي سالهاي برنامه چهارم توسعه اگر كمتر از ميزان تورم نيز به قيمت مبنا (قيمت مبناي پيشنهادي معادل 4668 ريال است) افزوده شود باز هم براي بخش كشاورزان مقتنم است.
[1] - هدفمند كردن يارانه نان در فاز دوم طرح كه به طراحي وضعيت مطلوب نان مي پردازد مي آيد.
(1) كتاب اقتصاد گندم ، بررسي اثرات پرداخت يارانه نان در ايران و كاهش آن در اقتصاد ، احمد مجتهد ، صفحه 363
[3] -طرح مطالعاتي جنبه هاي اقتصادي توليد و توزيع نان(فاز اول).مركز مطالعات و تحقيقات MBG .فصل هفتم.جدول7-2
[4] -طرح تحقيقاتي تكنولوژي و ضايعات نان - موسسه پژوهشهاي برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي
[5] - براي مطالعه بيشتر رجوع نماييد به فاز اول از طرح جنبه هاي اقتصادي توليد ، توزيع و مصرف نان 1380 – گروه نان مشهد
[6] -براي مطالعه اطلاعات پرسشنامه اي و آناليز هزينه شوراي آرد و نان مراجع شود به طرح مطالعاتي جنبه هاي اقتصادي توليد و توزيع نان فازاول(بررسي وضعيت موجود). مركز مطالعات و تحقيقات MBG
[8] - طرح مطالعاتي جنبه هاي اقتصادي توليد و توزيع نان فازاول(بررسي وضعيت موجود). مركز مطالعات و تحقيقات MBG . فصل 9