امنیت غذایی ، فرآورده ایی است که نتیجه ی تلاش نهاد های شهروندی از جمله دولت ، صنف کشاورزان ، نهاد های تجاری ، و... یک جامعه است . این برآیند ی سر افرازانه از نتیجه ی همکاری در ساحت امنیت ملی برای بهینه سازی زندگی شهروندی است .

امنیت غذایی فراتر از امنیت ملی و سپهر در برگیرنده برای امنیت شهروندی تلقی می گردد . به عبارت دیگر بدون حضور و وجود امنیت غذایی ، امنیت ملی و شهروندی بی معنا است .

برای دهها سال این تصور بوده است که می توان:  مسائله ی گرسنگی ، سو تغذیه و بد غذایی را پنهان کرد . می توان : از زندگی وسیره ی نبوی در شعب ابی طالب ، غزوات بسیار با گرسنگی ...الگو برداری کرد .

اگر چه امروزه طرح دوباره ی این مسائل از جمله  تبعید حضرت پیامبر ( ص) ورانده شدن به شعب ابی طالب علی رغم تفاوت های بسیار و ...می خواهد بنیان گذار نوعی از مقاومت روحی باشد . ولی این نکته ی مهم پیوسته در تاریخ با غفلت و سرپوشی مهجور مانده است . در ماجرای شعب ابی طالب ... هیچگاه نمی توان خویشاوندان و بستگاه پیامبر گرامی اسلامی  و امثال امیر المومنین علی بن ابی طالب ( ع) را با بقیه ی انسان ها برابر دانست . در ثانی در بحران شعب ابی طالب پس از 3 سال کل محاصره به اذن الهی پایان یافت . در حالی که محاصره ی کشور ایران پس از انقلاب اسلامی اکنون وارد 35 سالگی می شود و این  فراتر از آن چیزی است که حتی خود خدا هم خواسته باشد . در غزوات و برخی دوره ها جنگی ... در دسترس نبودن غذا برای دوره ایی کوتاه مدت وجود داشت و پس از آن از میان می رفت . ولی اکنون در کشور ، بیش از 30 سال است که عدم دسترسی کافی به غذا به تراژدی فرو پاشی امنیت غذایی کامل منتهی شده است .

در واقع باید شهروندان ایرانی را ستود که علی رغم توانای های سرزمینی بیش از 30 سال مقاومت کرده و تاب اورده است . این مهم است که در مبحث مناقشه بر انگیز امنیت ملی ( بخشی از امنیت غذایی کشور ) محاسبه کنیم که اگر چه سرزمین ایران در معرض تند باد های افراطی تکفیرهای –سلفی ها است ، و اگر چه شهروندان ایرانی ( دولت ، نهاد های جمعی ،بنگاه های اقتصادی و ...) در ساخت این مصیبت جهانی { گرسنگی ، سو تغذیه ، بد غذایی و ...} نقشی مهم نداشته اند .ولی این ملت پا به پای نخبگان در راستای افزایش پایداری استحکامات انسانی تلاش کرده اند .  تسلیم ناپذیری شهروندان ایرانی به واقع از آنان اسوه های فروزان در حیات جهانی تصویر کرده است .

به تعبیر دیگر  :  مردان و زنان غیور ایرانی هیچگاه در خفناک ترین لحظات تاریخی  ، حتی در زمانهایی که به اسارت گرفته شدند ( همچون دوران اسکندر مقدونی و چنگیزو ....) تسلیم نشدند . آنها برای همیشه اثبات کردند که در حافظه ی تاریخی خود ، شکوه و عظمتی بی انتها ، بخشی از روح سلشحوری و شهامت شخصیتی آنان است . روحی دلاورانه و با هیبت که هرگز کاستی نمی گیرد و هیچ دشمنی یارای هماوردی با آنان را ندارد .

ملت ایران ، به فرزندانی می بالد که در عین تنهایی ، محاصره ، خصومت و نادانی ...فرازمندانه برای پیشرفت سرزمین خود می کوشند . این سرزمینی مقدس است که در آن بر هر صخره ، کلوخ ، ماسه و خاکش ...فرزندی دلاور برای سربلندی و افتخار آن خون خود را هدیه کرده است .

شهروندان ایران ، همان دلاورانی هستند که :  نه از طعنه ی جاهلان پرگو ، نه از کینه توزی سارقان غارتگر ، نه از استبداد شاهان مقدس ، نه از تنبل های ژاژخا هرگز از آرمان ها و تلاش های بی وقفه ی خود دست نکشیده اند .

ملتی که  ملامت  تنش زای ملامتگران ، موعظه سالاران مولتی مدیا ، کهنه بدخواهان دشمن پرست .... نتواند آن را از پای در آورد و اندکی از تکاپوی آنان بکاهد ، هرگز در پیشگاه ساحت مقدس اراده ی ایزدی از پای در نمی آید و در نخواهد آمد .

با این حال ، دیری است که بی اندیشگی های نئشه وار ، پنداشته های توهم آلود ، گمانه های سراب آفرین ... کابوس امنیت غذایی این سلحشوران بی مهابا را به چالش کشیده است .

آنچه که مهم است آن است که در این پهنه ی فراخ دامن ، بی تدبیری بسیاری ، ملاحضات و سازوکارهای جهانی را نادیده انگاشته و بی توجه به محیط کنشگران سیاست های غذایی جهان ، نقش و کارکرد تحولات بین المللی  جوامع و ملت های نوظهور را به "تقدیر و سرنوشت"  رها ساخته است . و گاه به نادرستی این دوره را با مصیبت شعب ابی طالب مقایسه  می کنند . بی آن که در شعب ابی طالب و محاصره ی 3 ساله ی آن موضوع زمان و توانایی شرافت خاندانی حضرت را در پایداری در عین دانایی برای تحمل گرسنگی لحاظ کنند .

با این حال ، اکنون کابوس کمبود و فقدان کیفیت غذا در ایران نه زائیده ی این سرزمین به تنهایی است و نه برآیند سو مدیریت ها و عدم توانایی در انسجام راهبرد های استراتژیک ، بلکه فراتر از آن پدیده ای جهانی است که برکشیده از خروج تولید کنندگان غذا از چرخه ی حیاتی آن در کشورهای پر جمعیت و رو به رشد ، کهنسالی جمعیت مولد و کارآفرین در کشورهای جهان سوم ، ویرانی محیط زیست ، تغییرات شدید اقلیمی ، آلوده گی و نابودی تولید گاه ها و....

ولی :

اگر چه این چرخه ای بین المللی است که دامنگیر انسان های بسیاری است ، و اگر چه که گرسنگی و سو تغذیه که نشانه ای از فقدان امنیت غذایی است دیر سالی است که جان میلیون های انسان را از آفریقا تا آسیا گرفته است ، لیکن هرگز چنین نبوده است که اقیانوس ثروت آفرین ایران که بر ذخایر خدادادی نفت – گاز – منابع معدنی و .... متکی است و بالاتر از آن از نیروی انسانی مصمم و پر اراده  و جوانی بهره می برد ، اینچنین آسیمه سر و آشفته در تدبیر و برنامه ریزی خیزابه های نگرانی مدیران و سرآمدان جامعه را به ژرفای تفکر شهروندان رسوخ دهد .

این حقیقت است ،  که رشد اقتصادی پر شتاب اقتصاد های نوظهوری همچون چین – هند – برزیل – ترکیه – آفریقای جنوبی – اندونزی – مالزی و ..... برای آنان ثروتی بی نهایت و ارزش افزوده ی برآمده از توانایی های تکنولوژیک اعطا می نماید که آنان را قادر می سازد در رقابت با کشورهای فقیر و کم خرد از تدبیر ، مواد غذایی عمده ی جهانی را ببلعند و سهم کشورهای توسعه نیافته و دیکتاتوری زده را تصاحب نمایند ... همچنان که این واقعیتی است که با افزایش هزینه های سوخت های فسیلی و گرایش به سوخت های پاک و زیست محیطی از یک سو ، و عدم ارزش افزوده ی کافی برای تولید کننده گان غذا { که اغلب کشورهای توسعه یافته ای همچون آمریکا ، کانادا ، استرالیا ، فرانسه و...} این کشورها را برای تولید غذا بی رغبت ساخته است و لذا هزینه ها و قیمت مواد غذایی بیش ازاندازه افزایش داشته و خواهد داشت . پروسه ای که در نهایت منجر به شورش های گرسنگان و شهروندان فقیر از سنگال – تا بنگلادش شده و به سقوط دولت ها و حتی ساختارهای اجتماعی ( همچون سومالی منجر گردیده است ) و با عدم تولید غذا توسط کشورهای توسعه یافته و افزایش ثروت کشورهای پرجمعیت ، رقابت تنگاتنگ غذایی شورش ها و مصیبت های بیشماری را در پی خواهد داشت .

ولی این پرسش مهم مطرح است که : ایران که تا حدود 100 سال قبل یکی از تولید کننده گان مهم غذا در منطقه بوده و در سال 30- 31 دوباره به جمع صادر کننده گان غذا به دنیا پیوسته و پس از آن در طی سالهای 80- 81- 1382 سهم عمده ای از بازار منطقه ای گندم را در اختیار داشته است ، چرا باید علی رغم خشکسالی – آفات طبیعی – تحولات اقلیمی و....با این همه ثروت خدادادی نفت – گاز – معدن و نیروی انسانی مصمم ، با امنیت غذایی چالش زایی مواجه گردیده و تنش های برآمده از سو تغذیه ، آثار خود را در اراده و عزم شهروندان در استحکامات انسانی – ارزشی به مخاطره بیفکند ؟ از منظر هر شهروند ساده ای ، هنگامی که برای توزیع مرغ دولتی به قیمت مصوب 5200 تومان صف می کشند و شهروندان همدیگر را هل داده و از سر و کول همدیگر بالا می روند ، هنگامی که صف ای غذای نذری بیشتر از سوگواران است ، معنای آن این است که جامعه ای در آستانه ی انفجار و شورش غذایی در حال شکل گیری است و حاکمیت به طور کلی کارآرایی و توان خود رادر تامین و توزیع متناسب غذایی  از دست داده است .

این چنین فاجعه ای در شرف پایگیری است که الزام به بررسی و باز تولید ساختارهای مواد غذایی و حتی تحولات دیپلماتیک لازم را الزامی و گریز ناپذیر می نماید . این طرح که مجمعی از اندیشمندان و متفکران فرارشته ای و همه ی رشته های تخصصی است با دلسوزی در راستای تنظیم و تامین غذا که در مناسبات جهانی خود رو به سوی پرتگاه دارد و در ایران به آستانه ی بحران مصیبت بار رسیده است ، کوشش می کند که در برنامه ای بسیار فوری و بی نهایت اضطراری این قضیه را که می تواند حتی منتهی به تجزیه و تحولات ژرف سیاسی در کشور شود ، را مورد واکاوی قرار داده و با شیوه ای منطقی با استفاده از تجارب جهانی بطور سریع و قطعی حل و فصل نماید .