شعر
در ره عشقت ای صنم ، شيفته ی بلا منم چند مغايرت کنی ؟ با غمت آشنا منم
پرده به روی بسته ای، زلف به هم شکسته ای از همه خلق رسته ای، از همگان جدا منم
شير تويی ، شکر تويی، شاخه تويی، ثمر تويی شمس تويی، قمر تويی، ذره منم ، هبا منم
نخل تويی ، رطب تويی ، لعبت نوش لب تويی خواجه ی با ادب تويی، بنده ی بيحيا منم
کعبه تويی ، صنم تويی، دير تويی، حرم تويی، دلبر محترم تويی ، عاشق بينوا منم
شاهد شوخ دلربا گفت به سوی من بيا رسته ز کبر و از ريا ، مظهر کبريا منم
طاهره خاک پای تو ، مست می لقای تو منتظر عطای تو ، معترف خطا منم
+ نوشته شده در دوشنبه دوم آذر ۱۳۸۸ ساعت 8:19 توسط مصطفی پزشکی
|
وبلاگ گل گندم (باشگاه گل گندم)سعی دارد در خصوص فرهنگ سازی و احیائ آیینهای ملی ومذهبی جامعه ایرانی درفرایند بهینه سازی تولیــــــد , توزیـــــع و مصـــــــــرف گنــــــــدم ,آرد و نــــــان تلاش نمایید که بدنبال تلاشهای بی دریغ و توانفرسای اندیشمندان , محققان و فرزانگان کشورمان در مطالعات و پژوهشهای انجام شده دراین خصوص ودر پی دستاوردهای حاصله از آن ,تحقق آنرا میسور نمی داند مگر با همکاری کلیه آحاد جامعه , بعنوان یک عزم ملی که مجری آن کودکان و نوجوانان جامعه بعنوان مدیران وسیاستگزان نسل فردا می باشند, اجرایی گردد .