درسال ۱۳۸۰ جمعی از سر وظیفه شناسی و احساس مسیولیت مبادرت به ارایه طرح بهینه سازی تولید  توزیع  و مصرف گندم و آرد و نان کشور نمودند که طی مدت ۴ سال دستاوردهای آن بالغ بر ۸۰ جلد کتاب با بهره گیری از خرد جمعی و دانش فنی برخی  از دانشمندان و پژوهشگران و متخصصان نمودند که چالشهای جدی را فرا روی مسئولین  نظام قرار داد

لکن از آنجا که عزم ملی بر حل این معضل نهادینه نگردیده بود این طرح و دستاوردهای آن که منجر به ارائه راهکاری نوین اقتصادی بود  دستخوش نا مهربانی و ظلم واقع گردید 

ازاین رو و با توجه به آنکه عدم  بهره گیری از دستاوردهای موجود  نوعی ظلم به این مردم  میباشد  انجام مطالعات و اقدامات موازی دیگر می تواند اقدامی دوباره باعث حیف و میل شدن بیت المال باشد  ازاین رو 

الانه 150 هزار تن نان به ارزش تقریبی 10 میلیارد تومان، تنها در تهران دور ریخته می‏شود. با احتساب دور ریز در سایر شهرهای کشور، سالانه بیش از 600 هزار تن نان خشک به ارزش تقریبی 40 میلیارد تومان دور ریخته می‏شود.

علی‏رغم بار سنگینی که به عنوان یارانه نان بر بودجه دولت تحمیل می‏شود، نان به صورت مطلوب در اختیار مردم قرار نمی‏گیرد و حدود 30 درصد آن به صورت دور ریز و ضایعات درمی‏آید که معادل 5/2 میلیون تن گندم یعنی همان مقدار کسری سالیانه‏ای است که با پرداخت ارز از خارج وارد می‏شود.

موارد فوق‏الذکر نمونه‏هایی از اخبار اسفبار ضایعات و دور ریز نان است که مدام می‏خوانیم و می‏شنویم. اما به راستی راه چاره چیست و مقصر کیست؟ صنف نانوا یا خانواده‏ها و یا هر دو؟ در ایران ما، گندم همیشه از احترام و اهمیت ویژه‏ای برخوردار بوده است. هنوز هم مردم کوچه و بازار وقتی تکه نانی بر سر راه ببینند بر آب روان می‏ریزند و یا در گوشه‏ای قرارش می‏دهند. اکثر مردم گناه می‏دانند نان و گندم زیر دست و پای پایمال شود. گذشته از این اعتقادات، گندم مهمترین عامل تغذیه مردم است و هم اکنون بیش از 60 درصد زمینهای زراعی کشور، زیر کشت گندم می‏رود.

آیا با این تفاصیل لختی، اندیشیده‏ایم گندم با چه زحمتی تولید می‏شود، برای ذخیره‏سازی آن چه مرارتها که متحمل می‏شویم؟ دست آخر زمانی که گندم به آرد تبدیل می‏شود و در اختیار نانواییها قرار گرفت؛ در تبدیل آرد به نان مقدار زیادی ضایعات داریم که به صورت نان سوخته یا خمیر از چرخه مصرف خارج می‏شود. میزان این ضایعات تا حدود 30 درصد تخمین زده می‏شود. ضایعات نان آن قدر زیاد است که در جنب پخت و مصرف نان حرفه دیگری سر به در آورده است؛ به نام جمع‏آوری و خرید نان خشک از در خانه‏ها و توسط نان‏خشکیها!!

یکی از اهداف اساسی انقلاب اسلامی ایران، قطع و خشکانیدن ریشه‏های وابستگی اقتصادی به کشورهای بیگانه بوده و در این میان گندم یکی از کالاهای اساسی در اقتصاد است و در میان سایر کالاها از اهمیت و موقعیت استراتژیکی برخوردار است. در حال حاضر و علی‏رغم پیشرفتهای کشور در زمینه کشاورزی و افزایش سطح زیر کشت و بالا بردن میزان بازده تولید محصولات کشاورزی متأسفانه هنوز گندم وارد می‏کنیم. عواملی چون رشد جمعیت، فرهنگ غلط مصرفی جامعه در مصرف نان و بی‏توجهی تولیدکنندگان نان به مسائل فنی پخت، از مهمترین دلایل این امر می‏باشند. رعایت نکردن اصول فنی در پخت نان از سوی خبازان موجب افزایش چشمگیر ضایعات نان شده است و قسمتی از نان تولیدی به علت خمیری بودن، یا سوخته شدن و یا به هر دلیل دیگر، قابل استفاده نبوده وتوسط مصرف کنندگان عملاً دور ریخته می‏شود که نتیجه این امر تنها بازارگرمی «ریزه‏نانی» و «نمکی»ها می‏باشد و این در حالی است که اگر ضایعات نان را از 30% به حداقل 5% برسانیم، صرفه‏جویی حاصل نه تنها ما را به مرحله خودکفایی اقتصادی در زمینه گندم می‏رساند، بلکه در سال بیش از یک میلیون تن گندم مازاد بر مصرف داخلی خواهیم داشت که می‏توان آن را به کشورهای همجوار صادر کرد. از طرف دیگر عدم دور ریز نان خود نقش مهمی در اقتصاد خانواده‏ها و مخارج آنها بخصوص اقشار آسیب‏پذیر خواهد داشت. در این ارتباط تهیه و پخش برنامه‏های آموزشی و تبلیغاتی برای آشنایی بیشتر مصرف کنندگان و اعضای خانواده‏ها با مشکلات، زحمات و هزینه‏های آشکار و پنهان از مرحله کاشت گندم تا مرحله تبدیل به نان و زیانی که دولت به جهت پرداخت یارانه نان متحمل می‏شود، بسیار مهم و ضروری بوده و مطمئنا در فرهنگ مصرفی جامعه و کاهش ضایعات نان مؤثر خواهد بود. قرآن کریم می‏فرماید: ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین و کان الشیطان لربه کفورا. (آیه 27 سوره اسرا)