مهم :

 

بررسي ابعاد اقتصادي، راهبردي

 

و امنيتي گنـــــــــــــدم

 

·         

 اين مبحث مهم و حياتي را كه مي تواند مورد استفادة برنامه ريزان

 

و سياستگزاران قرار گيرد با سخن مهم و معروف هربرت هوور1 در

 

سال 1943 راجع به اهميت نان در جنگ آغاز مي كنيم، او مي گويد:

 

"

اولين كلمه اي كه در جنگ از آن سخن به ميان مي آيد «اسلحه» و آخرين آن

 

«نان» است".

 

هنري كيسينجر با تحليلي متفاوت، در تبيين ديپلماسي خارجي خود بر اين اعتقاد بود

كه كـمبود مواد غذايي و غلات، از جمـله عوامل بي ثباتي سياسي محسوب مي

شوند و بايد آن را در موارد استثنايي، براي حفظ منابع درازمدت آمريكا، به كار برد. لذا

او يكي از مدافعان سرسخت اعطاي كمك هاي غذايي به كشورهاي فقير بود. پس

موضوع اين مبحث كه گندم به عنوان يك سلاح راهبردي ياد مي شود چندان به دور از

منطق نيست.

·          افزايش سريع جمعيت جهاني، رشد منفي عوامل توليد در پيامد

تخريب اراضي قابل كشت، تغيير و تحولاتي كه به بروز بحران كم آبي جهاني

در آينده اي نه چندان دور منتهي مي شود، عدم تعادل در توزيع جهاني

درآمد و در نتيجه تمركز نرخ رشد مصرف مواد پروتئيني در كشورهاي

پيشرفتة صنعتي برخوردار از قدرت خريد بالاتر، عدم توسعة متعادل

پيشرفتهاي فناوری و دانش فني توليد محصولات كشاورزي و دامپروري در

كشورهاي كمتر توسعه يافته، بر درجة اهميت گندم به عنوان يك مادة

غذايي اصلي در جهان افزوده است. حتي در توليد مواد پروتئيني حيواني نيز

گندم داراي نقشي غيرمستقيم، اما فعال است. به طوري كه بروز كوچكترين

اختلال در عرضة گندم، مي تواند كلية صنايع دامپروري و فرآورده هاي دامي

بسياري از كشورها، از جمله روسيه و ايران را به شدت تحت تأثير قرار دهد

و آثار سويي در آن كشورها به جا گذارد.

نقش و جايگاه گندم در امنيت غذايي

                 جامعه 

·          كشورهاي در حال توسعه تحت شرايط ضعف قدرت مالي، براي

تأمين نيازهاي تغذيه اي سهم نسبتاً زياد جمعيت خود، وابسته به بازارهاي

جهاني هستند. عرضة محصولات استراتژيك كشاورزي در جهان در انحصار

كشورهاي محدود صنعتي است. با توجه به امكان استفاده از محصولات

غذايي به عنوان يك حربة سياسي، وابسته شدن كشورهاي در حال

توسعه به كشورهاي صنعتي، دليل ديگري بر ضربه پذيري امنيت غذايي در

سطح بين المللي است. از ديدگاه سياسي و اقتصاد بين المللي تأكيد بر ا

فزايش توليد محصولات استراتژيك در كشورهاي در حال توسعه و از جمله ا

يران، گامي در جهت پاسخ به امنيت غذايي و کاستن از وابستگي در تأمین

امنیت غذایی کشور است.

 

امنيت غذايي و جايگاه گندم در افق 1400 (2020

ميلادي) 

·          در برآورد نياز غذايي جمعيت رو به رشد كشور به گندم، در سال 1400، عوامل

گوناگوني از جمله درآمد سرانه، نرخ متعادل تر شدن توزيع درآمد و تغييرات الگوي رژيم

غذايي خانوار تأثيرگذار مي باشند.

 

·          در سال 1400 كشور براي تأمين فيزيكي غذايي جمعيت، سالانه به

 2/22 تا 23 ميليون تن گندم نياز دارد. با در نظر گرفتن نرخ رشد بخش كشاورزي

در 20 سال گذشته ـ در صورتي كه اين نرخ رشد حفظ شود و تنزل پيدا نكند ـ

در سال 1400 توليد داخلي گندم به 13 ميليون تن افزايش پيدا خواهد كرد و در خوش

ينانه ترين شرايط، دولت سالانه مجبور خواهد بود تا قريب به 2/9 تا 10 ميليون تن

گندم به ارزش 3000 ميليون دلار از خارج وارد كند كه اين رقم معادل 2/13% كل

درآمدهاي حاصل از صادرات نفت خام كشور خواهد بود.

 

·           شواهد و قراين  نشان از آن دارد که در سال 1400 چنانچه وضعيت به همين

منوال تداوم يابد، كشور با بحران امنيت غذايي روبرو خواهد شد و درآمدهاي نفتي

فقط كفايت گذران روزمرة امور كشور و سير كردن فيزيكي جمعيت را خواهد كرد كه ا

ين امر نيز در جايگاه خود به مفهوم عدم امكان سرمايه گذاري و گسترده تر شدن فقر

عمومي است.

 

·          طبق برآوردهاي كارشناسان سازمان ملل متحد در سال 2020، جمعيت

جهان به حدود 9 ميليارد نفر افزايش پيدا خواهد كرد و نقطة ثقل نرخ انفجاري جمعيت

يز عموماً در سه قارة آفريقا و آسيا و آمريكاي لاتين متمركز خواهد بود كه از نظر

فراواني عوامل توليد، جامعة جهاني در توليد مواد غذايي مورد نياز جمعيت با مشكل

مواجه خواهد شد.

 

·          در سال 2020 با در نظر گرفتن مجموع شرايط، از جمله موارد ياد شده و

تخريب اراضي كشاورزي، چنانچه برنامه ريزان بخواهند فقط وضع موجود تركيب

نيازهاي غذايي جهان به گندم را حفظ كنند و جامعة جهاني فقط با حفظ همين

استانداردهاي ارزش كيفيت غذايي نامطلوب، بخواهـد جمعيت رو به رشد جـهاني را با

گـندم، به عـنوان ارزان ترين و مناسب ترين مادة غذايي سير كند، با احتساب حداقل

سرانة مصرف انساني اين كالاي پراهميت غذايي كه در حدود 100 كيلوگرم است ـ

ميزان توليد جهاني گندم بايد به 900 ميليون تن افزايش يابد.

 

·          كارشناسان پيش بيني مي كنند كه در دهة 2020 ميلادي، گندم به عنوان

يك كالاي كمياب در بازار بورس كالاهاي اساسي با نوسانهاي شديد قيمت روبرو

خواهد شد و كشورهاي توليدكنندة عمدة، گندم را با يك نوع «شوك درآمدي» نظير

شوك نفتي 1973 (براي توليدكنندگان نفت) مواجه خواهند كرد و برعكس كشورهاي

كم محصول و شديداً وابسته به واردات گندم، مجبور خواهند بود تا منابع معدني خود را

(از جمله نفت) با گندم و آب معاوضه كنند. (نفت در مقابل غذا)

 

·          با توجه به تخریب سطح بزرگی از اراضی کشت گندم در کشورهای هند،

پاکستان و استرالیا در سال 2011 در اثر سیل در این کشورها، شکاف بین طرف های

عرضه و تقاضای گندم احتمالا در سال های پیش از 2020 اتفاق خواهد افتاد.

 

·          نکته قابل توجه دیگر این است که بریتانیا چند سالی است که با توجه به

ارزیابی نقش غذا و به ویژه گندم در امنیت سیاسی کشورها در آینده نزدیک مبادرت

به سرمایه گذاری گسترده در قزاقستان برای تولید گندم کرده است. به این منظور

سطح گسترده ای از مناطق قابل کشت این کشور به دلیل وجود منابع آب کافی،

خاک مناسب و نیروی کار ارزان با ماشین آلات کشاورزی پیشرفته مقادیر قابل

توجهی گندم تولید و به بسیاری از کشورهای همین منطقه از جمله روسیه و احتمالا

ایران صادر می کند.

·