نقش دولتها در امنیت غذایی 3
کشور ها برای یک ضرورت کاملا عینی و مشخص – ایجاد خوشبختی و رفاه فراگیر - نسبت به ایجاد و ساخت " سازمانی بزرگ اجتماعی به نام – دولت – " اقدام می کنند . {دولت نهادی اجتماعی است که مهمترین هدف آن تحقق آرزو ها و خواست های جمعی است . }
بدین لحاظ ملت به عنوان سازمانی قدرتمند در داخل کشور برای رسیدن به اهداف خود " دولت " را پدید می آورد . در این تعبیر دمکراتیک ، دولت نماینده تحقق آرمانهای ملتی برای رسیدن به اهدافی خاص است .
هنگامی که از ملت " سازمانی برتر در جامعه ی درون کشوری " سخن به میان می آید و اهدافی که باعث ایجاد آن می شود . مهمترین مسائله ی ابتدایی و در عین حال پایدارکه تا به امروز برای جامعه ی شهروندی مطرح می باشد عبارت است از :
1- تامین غذای کافی برای همه ی افراد ملت با توجه به محدودیت های جغرافیایی ، اقلیمی ، حوادث غیر مترقبه و ...
2- امنیت جمعی – فرایندی است که در آن باید ملت در امنیت کامل و بدور از تهدید و مصیبت به آینده ای پر فروغ چشم بدوزد . بدیهی است که هر گونه عاملی که مانع دست یابی ، توانمندی ، بحران آفرینی ، تنش زایی...در زندگی شهروندی ملت گردد ، مولفه ای تهدید کننده ی امنیت جمعی است که باید از میان برود – به این ترتیب هر عنصری که موجب تباهی آرامش خیال و آسوده گی رفتار شهروندان گردد به عنوان تهدیدی امنیتی در زندگی جمعی مورد توجه " ملت " در مقوله ی امنیت قرار می گیرد .
بدین لحاظ از ابتدای تاریخ تاکنون دو مسائله ی مهم فرا روی تمامی جوامع انسانی قرار گرفته است : تامین غذا و محافظت ازبرخوداری غذا - در هر شرایطی و تحت تاثیری هر عاملی- .
اهمیت غذا از زمانی رو به افزایش گذاشت که در طی نبرد های مختلف برای گسترش محدوده ی سرزمینی ( که برای تامین غذا ، افزایش امنیت ، سعادت شهر وندی و ...) صورت می گرفت ، سخن نخست را تسلیحات و سخن پایانی را غذا بیان کرد . اهمیت غذا در معادلات نظامی – توازن منطقه ای و پیشروی جهان به چنان حدی از اعتبار و اهمیت دست یافت که حکمیان و فلاسفه ی بزرگ یونانی – رمی به آن پرداختند . آنچنان که ارسطو می گئید :" آنکس که از گندم چیزی نمی داند ، شایسته ی حکومت نیست "
بحران های اقلیمی ، جغرافیایی {نظیر سیلاب ، رانش زمین ، تغییرات آب و هوایی ...} در دوره های مختلف عاملی گردید که بخش هایی از کشور ها عملا از باروری غذایی – تامین خوراک مورد نیاز جامعه و... ناتوان گردد ، این مولفه ای مهم گردید که سخت ترین و وحشتناک ترین جنگ های تاریخ بشریت برای تامین غذای کافی ایجاد شود . از جنگ های مرگبار نخستین اقوام مهاجر " هند و اروپایی " به اروپا ، ایران ... تا حمله ی مرگ آفرین چنگیز خان مغول همه یک دلیل واضح داشت : " غذا و تامین خوراک کافی برای جامعه ی شهروندان " ...با ورود به تاریخ مدرن و جنگ های استعماری به ویژه توسط بریتانیای کبیر ، اهمیت غذا افزون گردید . {بریتانیا کشوری محصور در دریا بود که توانایی تولید غذای آن بشدت محدود بود و نیاز مبرمی داشت که غذا را برای جامعه تامین کند . لذا مهمترین درگیریهای تاریخی برای استعمار و استثمار کشورهای فقیر آفریقایی – آسیایی برای تامین غذایی ملت بریتانیا برآمده از ناتوانی آن کشور در تامین غذا برای جامعه بود .}
اما با پایان یابی جنگ جهانی دوم ، کاملا مشخص گردید که در نبرد های زمینی – دریایی عامل تامین غذای سربازان از اولویتی خدشه ناپذیر برخودار است .
هنگامی که ارتش آلمان نازی به شوروی رسید و با زمین های سوخته مواجه شد ، هرگز فکر نمی کرد که ممکن است این حمله به قیمت نابودی ارتش آلمان تبدیل شود و دیگر باره سرنوشت لشکریان ناپلئون را احیا کند . ( استراتژی خوفناکی که برای بیش از 300 سال بر روسیه حاکم بود و در آن ارتش روسیه با عقب نشینی به سوی اورال و وادار کردن ارتش دشمن در پیشروی ... با آتش زدن اراضی و منابع غذایی و فرایشی کردن جنگ تا رسیدن زمستان هم در طی جنگ های پروس و روسیه و هم حمله ی ناپلئون و بعد ها در حمله ی هیتلر ...باعث نابودی ارتش مهاجم گردید )
درس مهم دیگری که جنگ جهانی دوم به همراه داشت آن بود که :
به هنگام فاجعه و بروز نبردی مرگبار "هیچ ایدئولوژی – باور دینی – اندیشه ی انسان دوستانه – تفکرفرودست محوری " نمی تواند از ستمگری نیروی غالب بر مغلوب پیشگیری کند . همچنان که هیچ قدرتی فکری – مذهبی ...قادر نیست که از دست یابی گروه پیروز به غذای گروه های ضعیف جلوگیری کند .
در طی همین جنگ جهانی دوم ، هنگامی که ارتش شوروی در استالینگراد آن زمان ( سن پطرزبورگ کنونی و قدیمی ) بشدت درگیر نبرد بود ، گرسنگی بیش از اسلحه درآن کشور تلفات به همراه آورد .{ پس از قتل عام گسترده ی گولاک ها - جنبش سرکوب خرده بورژوازی- نابودی کشاورزان به قیمت گرفتن زمین آنها و فرستادن جوانانشان به جبهه های نبرد }
همین ارتش سوسیالیستی "با بیرق برادری طبقات کارگر و زحمت کش " هنگامی که وارد ایران شد ، در همراهی با قوای انگلیس ...به غارت مواد غذایی جامعه ی بدبخت ایران پرداخت . روسیه با زور انبارها و سیلوهای گندم و مواد غذایی را مصادره می کرد و صاحبان آنها را وادار می کرد که کالا هایشان را به آنها بفروشند . در همان حال با افزایش فقر و مصیبت در جامعه ی ایرانی و فقدان مدیریت اجتماعی ( رضا شاه به تبیعد رفته، محمد رضا شاه از تجربه و توان کافی برخودار نبود ) شهروندان بیکار ایرانی قادر به پرداخت هزینه های غذایی خود در شهرها نبودند . همزمان با این فقر گسترده ، دولت بریتانیا اقدام به خرید هنگفت مواد غذایی می کرد . بدیهی است که تولید کننده گان ( زمین داران بزرگ ، خوانین ، مالکان و تجار ) تمایل بسیاری داشتند که مایحتاج انگلیسی ها را با آن همه پول نقد و طلا تامین کنند . بدین لحاظ در شرایطی که باید دولتی به مثابه نهادی فرا ساختاری به تنظیم نهاد های درون سرزمینی پرداخت و منافع شهروندان را لحاظ کند ، عدم حضور چنین دولتی کارآمد منجر به قدرت گیری تجار، مالکان و فئودال های زمین دار منتهی شد . ( رشد سرطانی بخشی از نهاد های بازرگانی – اقتصادی بدون رشد متوازن دیگر نهاد های اجتماعی – مدنی گردید )
رفقای کارگران جهان در همراهی با کاپیتالیست های بریتانیا- آمریکایی به غارت منابع غذایی ایران پرداختند و سرانجام قحطی بزرگی را پدید آوردند که این قحطی باعث شد بیش از20 میلیون نفر در ایران تلف شوند .
بدین سان ، ایدئولوژی سوسیالیستی با زمینه ی صدور انقلاب بلشویکی به دنیا ، نخستین جنایت علیه بشریت را به سبب غذا انجام داد و با نابودی طبقات فرودست ( زحمتکش ) بی اعتباری و بی هویتی ملموسی را به نمایش گذارد . عاملی که برای بیش از 60 سال همچنان در حافظه ی تاریخی ملت ایران باقی ماند و هرگز فراموش نشد .
کنشگری در مقوله ی تامین – مدیریت تولید – ساماندهی توزیع – توازن منطقه ای غذا در طی این جنگ بزرگ دیگر باره معین کرد که تمامی تفکرات و ائدولوژیها با برخورد به گرداب های اجتماعی نظیر گرسنگی و قحطی فرو می ریزند و لطمات جبران ناپذیری به حیثیت و شخصیت اندیشه ها وارد می نمایند .
لطمه ی وارد شده به ساحت تفکر و ائدولوژی سوسالیستی در جامعه ی ایرانی همراه بود با پیش زمینه ی خوفناک محاصره های قلعه ها و کوشک های مدیران اجتماعی . در پیش زمینه ی محاصره ی قلعه ها ونابودی منابع غذایی ...همچنان جامعه ی ایرانی بخاطر داشت که : شاه حسین صفوی با تفکر بی نهایت راسخ شیعی هنگامی که در تنگنای محاصره ی محمود افغان قرار گرفت ، هرگز نتوانست از اعتقاد دینی خودش برای مهار جامعه ی اصفهان استفاده کند . در حالی که او نماز می خواند ، مردم گرسنه ی اصفهان با خوردن گوشت سگ و گربه ، خودفروشی برای لقمه ای نان ...سرانجام طاقت نیاورند و در انهدامی تدریجی به سرعت باورهای دینی خود را به زمین گذاشته و برای تامین غذا دست به دامان افغانی ها شدند . این چنان موجی از فاجعه و اضطراب را پدید آورد که در نهایت شاه حسین صفوی علی رغم آن همه اعتقاد دینی و در حالی که دعا می خواند تا افغانی های سنی نابود شوند ، به دست خود تاج پادشاهی را بر سر محمود افغان گذاشت ، دختر و سوگولی حرمش را به ازدواج محمود افغان در آورد ...
برای صدها سال ، این محاصره و تحقیر ایرانیان توسط افغان ها در خاطره ها باقی ماند . تا آن که جنبش ترکمن های گرسنه ایجاد شد . در این دوره ی زمانی بود که ترکمن ها با حمله به شمال شرق کشور به خصوص خراسان و مشهد ...ضمن غارت انبارهای مواد غذایی به ساحت دختران و زنان تجاوز کرده و نسبت به حرم مطهر امام رضا ( ع) اسائه ی ادب کردند . توهین ها و تحقیر های ترکمن های سنی مذهب آنچنان افزایش یافت که در نهایت محمد خان قرائی تربتی به مشهد حمله کرد و مدیریت خراسان را به دست گرفت . ناچاری عباس میرزا به دفع محمد خان قرائی ، ترکمن ها و ...عاملی گردید که تا قریب به صد سال بعد ، همچنان فضای خراسان ملهتب باشد و ترکمن ها به محض گرسنه شدن به تاراج شمال شرقی کشور بپردازند . مصیبتی که به همراه خود موج دیگری از حمله به خراسان را توسط اقوام تربتی به همراه داشت . تربتی ها به بهانه ی دفع حملات ترکمن ها ضمن تسخیر پایتخت شمال شرقی به حمله و آزار سرکشان ، معترضان و...می پرداختند .
بدین ترتیب ، گرسنگی در ترکمن صحرا به دنبال خود ناامنی ، فاجعه ، تجاوز به ناموس ، حملات مهاجمان ، درگیری نظامی و...رابه همراه داشت .
این روند در تداخل با آنچه که در طی جنگ جهانی دوم پدید آمد ، منجر به تولید دیکتاتوری برای تنظیم مناسبات اجتماعی در ایران شد .
به تعبیر دیگر ، پس از امواج خروشان گرسنگی که عاملی برای نابودی کلیه ی تفکرات ، اندیشه ها و باورهای دینی – ائدولوژیک و منهدم ساختن " پرستیژ ، شخصیت و هویت تفکری خاص " است . { آنچنان که تفکر سوسیالیستی و حمایت شوروی از طبقات زجر کشیده با نوع برخورد و کنشآنان به نسبت مردم ستم دیده ی ایران باعث از بین رفتن کلیه ی باورها ( مشروعیت و مقبولیت ) نسبت به شوروی و نیت خیرخواهانه ی آن گردید. و لذا هرگز شوروی نتوانست در میان توده های ایرانی جایگاهی بیابد . در حالی که قبل از آن بسیاری از ملک الشعرا بهار تا میرزاده ی عشقی ....در تمجید انقلاب سوسیالیستی تلاش کرده و شعرها سروده بودند . }
اما فراتر از آنچه که گرسنگی موجب فروپاشی باورها و اعتقادت می گردد ، ان آست که نتیجه ی گرسنگی در جامعه ، عملا توده ها را به سمت خشونت و رادیکال تر کردن جامعه پیش می برند . پیامد رادیکال تر و خشن تر شدن توده ها آن است که درسویی : گروه های افراطی قومی – دینی – اعقتادی ...شکل می گیرد . و در سوی دیگر : مدیریت اجتماعی ناچار از افزایش خشونت شده و به نوعی ایجاد دیکتاتوری توتالیتر وحشتناک می رسد که ساخت دیکتاتوری بشدت به پرستیژ ، هویت و وجه ی بین المللی آن تفکر اسیب زده ، هزینه های مقبولیت و مشروعیت بی کرانی تولید می نماید . مدیریت اجتماعی همراه با تولید دیکتاتوری در عمل خود را در معرض جدایی توده ها از خود قرار داده و بشدت نرخ امنیت برای آن گران تر می شود .
بدین ترتیب جامعه در دور باطلی از خشونت ، دیکتاتوری و تمرکز گرایی غرق می شود که برون رفت از آن چرخه بی نهایت درد آورو مرگ آفرین است .
{ پیامد های گرسنگی در طی جنگ جهانی دوم ، قحطی بزرگ و ...بود که جنبش فرقه ی دمکرات به رهبری شید جعفر پیشه وری در آذربایجان و قاضی محمد در کردستان را ساخت . – فرایند سرکوب دمکرات ها منجر به افزایش قدرت نیروی گریز از مرکز در آذربایجان و کردستان شده و تا امروز هزینه های امنیتی – مالی سهمگینی بر کشور ایران تحمیل کرده است . در عین حال که خود این سرکوب باعث گسترش و ترویج تفکر تمرکز گرایی شدید توسط محمد رضا شاه پهلوی شد و دیکتاتوری خونباری را پدید آورد .
از این روی ، درست است که مقوله ی امنیت غذایی به فرآیند " تولید ، توزیع ، بهره برداری ، تقویت توان نهاد های مولد ، ساختار سازی مدیریتی و ... "مرتبط است ، اما این مولفه ای بسیار حیاتی در حفظ و نگهداری اندیشه – آرزوهای اعتقادی – باورهای دینی و ... است . همچنان که در جوامع مختلف { حتی در پیشرفته ترین آنها نظیر ایالات متحده } گرسنگی و تامین غذای شهروندان به تعیین الگوی رفتاری سازمان های مدیریتی – نوع کارکرد دولت ؛ حاکمیت – منتهی می شود . از این روی ، امنیت غذایی در حالی که به شکلی ساده در ارتباط با غذای شهروندان است ، به شیوه ای کاملا پیچیده نوع ساختار دولت – حاکمیت را تعیین و تکلیف می کند .
بدین لحاظ ، می توان دیگر باره سخن حکمیانه ی ارسطو را باز نویسی
کرد : "آنکس که از غذای شهروندان چیزی نداند ، برای مدیریت اجتماعی-
سیاسی شایسته نیست ."
وبلاگ گل گندم (باشگاه گل گندم)سعی دارد در خصوص فرهنگ سازی و احیائ آیینهای ملی ومذهبی جامعه ایرانی درفرایند بهینه سازی تولیــــــد , توزیـــــع و مصـــــــــرف گنــــــــدم ,آرد و نــــــان تلاش نمایید که بدنبال تلاشهای بی دریغ و توانفرسای اندیشمندان , محققان و فرزانگان کشورمان در مطالعات و پژوهشهای انجام شده دراین خصوص ودر پی دستاوردهای حاصله از آن ,تحقق آنرا میسور نمی داند مگر با همکاری کلیه آحاد جامعه , بعنوان یک عزم ملی که مجری آن کودکان و نوجوانان جامعه بعنوان مدیران وسیاستگزان نسل فردا می باشند, اجرایی گردد .