هر کس از مسائل گندم چیزی نمی داند
لایق حکومت کردن نیست
( بقراط )
در جنگ حرف اول را سلاح و حرف آخر را نان بیان می گوید .
انقلاب کبیر روسیه ؛ انقلاب کرامول در انگلستان ، انقلاب مشروطه در ایران
و ... بسیاری از تنش ها و دگرگونی های بزرگ تاریخ بر اثر قحطی و کمبود
نان و گندم ایجاد شده است .
در سالهای اخیر ( 2007 ) قاره ی سیاه آفریقا شاهدی بر این مدعا بود :
شورش بر عليه «گراني» در بورکينا فاسو و کامرون، تظاهرات بر عليه
بالارفتن قيمت نان در داکار (سنگال) و ... مردم آفريقا بار عواقب بالارفتن
قيمت غله در سطح جهاني را بر دوش مي کشند. قيمت برنج وارداتي از
آسيا هر روز به طرز خطرناکي بالاتر مي رود و اين در حالي است که قيمت
ديگر غلات هم در بازار آمريکا به بالاترين حد رسيده است.
درآغاز هزاره نوين، امنيت غذايي مجددا به معضلي نگران کننده، ازجمله در
کشور هاي صنعتي، تبديل شده است. ناظراني چون ژان زيگلر، که تا همين
چندي پيش گزارشگر ويژه سازمان ملل در رابطه با حق تغذيه بود، از خطر
گرسنگي در غرب قاره سياه سخن مي راند.
لوموند دیپلماتیک :
بحران مواد غذایی اکنون می رود که به فاجعه ی مهلکی در ایران تبدیل
شود . اکنون در حالی بحث هدفمندی یارانه ها به اوج خود رسیده است که
همه پیرامون اسراف نان و کندم در داخل کشور سخن می گویند در حالی
که هیچکس نمی گوید که :
1- حمل و نقل نا مناسب گندم و آرد باعث 30 درصد اتلاف گندم از مبدا
به مقصد می شود . هیچکس هنوز نتوانسته بونکر برای حمل و نقل گندم و
ارد تولید کند . این در حالی است که حمل و نقل عمده ی گندم و آرد در
دست دولت است .
2- واردات گندم دامی و گندم های فاقد مرغوبیت موجب افزایش بیش از
۲۵درصد هدر رفتن نان – آرد و نیروی کار در کشور می شود . گندم
وارداتی همگی توسط دولت و سازمان های شبه دولتی با نظارت مستقیم
وازارت بازرگانی انجام می گیرد .
3- پخت نان به وسیله ی جوش شیرین – بکینگ پودر و ...ضمن آن که
باعث پوکی استخوان می گردد ، موجب بیات شده گی نان می شود .
4- دامنه ای اتلاف و هدر رفتن منابع تنها به نان و گندم توسط ساختار
اداری موکول نیست ، زمانی که 40 درصد آب در شبکه ی انتقال هدر می
رود ، 33 درصد انرژی برق در شبکه ی انتقالی در تکنولوژی های مستهلک
نابود می شود و ...کسی در مورد نقش ساختار های عقب مانده ی خدمات
عمومی به گفتگو نمی پردازد ...
با این حال ، آنچه که معضل نان را چشمگیر ساخته است ، آن است که در
حالی که صادر کننده گان گندم نظیر پاکستان ، گرجستان ، روسیه ، لبنان ،
سوریه و ...در سال زراعی جدید صادرات گندم را از کشورشان ممنوع کرده
اند .
دو کشور بزرگ جهان که بیش از 2 ششم جمعیت کره ی زمین را دارند
یعنی – چین و هندوستان – به سبب رشد اقتصادی ، صنعتی فوق العاده به
مصرف کننده گان عمده ی گندم در جهان تبدیل شده اند .
ظهور کشور های در حال توسعه و ثروتمندی همچون هند و چین با ثروت
زیاد و امکانات سیاسی و دیپلماتیک بیشمار سبب گردیده است که این دو
کشور با اقتدار نیاز های خود را از جامعه ی جهانی تهیه نمایند.در حالی که
کشور های فقیری همچون ایران با رشد اقتصادی کمتر از 1 درصد قادر
خواهند بود گندم را از بازار جهانی تهیه کنند .
این در حالی است که میزان تولید نفت عراق در حالی که از صفر به 4/2
میلیون بشکه رسیده است ، میزان تولید نفت در جمهوری اسلامی روزانه
140 هزار بشکه کاستی می گیرد . در عین حالی که تولید نفت در
جمهوری اسلامی به سبب تکنولوژی عقب مانده و فقدان توجه به نوسازی
فن آوری پالایشگاهی – استخراجی و .. . به نسبت قیمت جهانی بسیار
گران تر تولید می گردد .
بدین لحاظ در سال زراعی کنونی با عدم بارش پائیزه و عدم کشت گندم ،
سال آینده کشور با کمبود 7 میلیون تنی مواجه خواهد بود . این در وضعیتی
است که روند کاهش تولید گندم فراگیر شده است . روندی که در سال
2020 با توجه به نرخ رشد جمعیت جهانی و سطح زیر کشت گندم و همچنین وابستگی تغذیه جهانیان به گندم ، جهان با کمبود ۷۰۰ میلیون تن گندم روبرو خواهدشد و بطور قطع کشور های تولید کننده ی بزرگ گندم ( آرژانتین ، استرالیا ، کانادا ، ایالات متحده ی آمریکا ) فروش گندم را متوقفکرده و جهان با کمبود شدید گندم مواجه خواهد گردید . دراین صورت کشور ما اگر چنانچه پول داشته باشد ؟؟؟؟ کسی حاضر بفروش گندم نخواهد بود
با این حال ، تحریم شدید جمهوری اسلامی در حالی وارد فاز جدیدی می
گردد که آمریکا و بلوک کشور های توسعه یافته که بزرگترین تولید کننده گان
گندم را تشکیل می دهند ، عزم آن دارند که رژیم جمهوری اسلامی را
ساقط کنند .
بدین لحاظ سال آینده ی زراعی با کاهش چشمگیر تولید گندم در کشور ،
عدم پول لازم برای خرید گندم ، افزایش هزینه های امنیتی و نظامی کشور
، بحران فزاینده ی چالش های فرا روی:
کشور را به سوی بحرانهای جدی خواهد کشاند . قحطی در شرایطی
کشور را فرا خواهد گرفت که پول لازم در جمهوری اسلامی وجود نداشته و
خریداران نفت که اقتصاد تک پایه و وابسته ی ایران را به نفت هدف قرار داده
اند . به نحو سهمگینی حملات خود را بر این بخش متمرکز خواهند کرد تا
جمهوری اسلامی به زانو در آمده و قوانین و شرایط بین المللی را تمکین
نماید .
لذا :
با توجه به ناتوانی در تولید پول برای خرید گندم از کانادا ، آمریکا ، استرالیا و
آرژانتین و وضعیت بارش های نا موزون در کشور سال اینده را به فاجعه ای
مصیبت زا تبدیل خواهد کرد .
از این روی ، نیاز است که همزمان شیوه های زیر اتخاذ گردد :
1- اصلاح روش های حمل و نقل و کاهش اتلاف و اسراف در ساختار
حمل و نقل
2- یافتن مرکز تولید گندم برای انتقال به کشور
3- تصحیح آبیاری و انتقال رودخانه های برون مرزی به داخل کشور برای
توسعه ی اراضی زیر کشت گندم
4- راهبرد های نوین در تغذیه ی ملی
شایسته است که توضیح داده شود که ----- قوت غالب مردم ایران به توجه
به الگوی غذایی نان است ----- و گران شدن و یا کمبود این ماده ی غذایی
موجب شورش و انقلابی ویرانگر خواهد گردید .