ارسالی از طرف اعضا

« گندم‌، يكي‌از نعمتهاي‌بزرگ خداوند »

 

بچه‌ها‌گندم‌رو‌اسراف‌نكنيد

 اونا‌رو‌دونه‌دونه‌، پاك‌بكنيد‌

 

گندم از‌نعمتهاي‌خوب خداست  

آردش‌توي‌دستهاي‌خوب نونواست

 

آسيابان‌گندم رو‌آردش‌مي‌كنه‌تو‌آسياب‌

نونوا‌خمير‌مي‌كنه‌آرد‌رو با‌آب

 

 

ضمن‌عرض‌سلام‌، بايد‌بگويم‌كه‌علاقه‌ي

 زيادي شعر‌گفتن‌و‌داستان‌نويسي دارم .

 

           یوسفی  كد: ‌415 

شعر ارسالی توسط اعضا

  « آرد و نان »

 

نان سفيد سنگك 

خدا نموده خلقت

 

نان بيات تافتون                 زحمت آسيابون

 

من مي خورم نون لواش          مامان برام ريخته آش

 

خوشمزه اي بربري                   تو بين نون ها سري

 

دوست دارمت خيلي من           از همه خوش طعم تري

 

گندم به رنگ طلاست                  بركت سفرة مـاسـت

 

بيائيد اسراف نكنيم                        نون ها رو زائد نكنيم

 

 

                                                                                                                                                                          

                                                                                                                                  فرستنده: مهناز نوري

نوشته شده توسط یکی از اعضائ باشگاه

« در‌مصرف‌نان‌صرفه‌جويي‌كنيد »

 

         در‌يك‌روز‌آفتابي‌،مردي‌كه‌نانهاي‌خشك‌را‌مي‌خريد‌

،به‌محله‌ي‌ما‌آمد.او‌مدام‌، داد‌مي‌زد،

 مردم‌هم‌مي‌آمدند‌و‌نانهاي‌خشك‌خود‌را‌مي‌فروختند‌.‌ در‌اين‌هنگام‌،مرد‌كشاورزو‌يك‌نانوا‌آمدند‌‌و‌تا‌اين‌كارزشت‌مردم‌را‌ديدند،‌

نزديك‌رفتندوآقاي‌نانوا‌گفت‌:«شما‌مي‌دانيد‌كه‌اين‌نان‌، چطوربه‌دست‌مي‌آيد؟‌» آقاي‌كشاورز‌گفت: «بگذاريد‌برايتان‌تعريف‌كنم‌. »

         اول‌، زمين‌را‌شخم‌مي‌زنند‌‌بعد‌از‌آن‌كود‌،

 داده‌سپس‌به‌آن‌، آ‌ب‌مي‌دهند‌‌‌و‌از‌آن‌خوب‌،

 نگهداري‌مي‌كنند‌و‌هر‌كسي‌‌كه‌زحمت‌زيادي‌، كشيده‌است‌،يك‌مزرعه‌ي‌خوب‌و‌پر‌باربه‌دست‌مي‌آورد. ‌سپس‌آن‌را‌دروكرده‌و‌گندمهاي‌درو‌شده‌را،

آسياب‌مي‌كنند.

بعد‌از‌آن‌سوار‌ماشين‌كرده‌، به‌نانوايي‌مي‌برند‌.

و‌نانوا‌هم‌نانها‌را‌درست‌مي‌كند.

       باشنيدن‌صحبتهاي‌نانوا‌،

مردم‌از‌اين‌كار‌خود‌پشيمان‌شدند‌،از‌آن‌پس

‌در‌محله‌ي‌، ما‌ديگر‌كسي‌‌‌نان‌خشك‌،

نداشت‌و‌گاري‌نان‌خشكي‌هم‌ديگر‌به‌

محله‌ي‌ما‌، نيامد.

 

 

 

اميد‌ترابيان، 9ساله‌، از شهراصفهان

 

 

 

داستان

« درس بزرگ»  داستان

       يكي بود، يكي نبود. پسري‌بود، به اسم مجيد كه دائماً مشغول خوردن بود‌وعادت به پرخوري داشت. هرچه پدر و مادرش نصيحتش مي‌كردند، كه نبايد اين قدر، معده اش را پركند به گوشش نمي‌‌ر‌فت كه نمي‌رفت.

       حالا اي‌كاش‌فقط‌خوردن بود.يكي‌ديگر‌از‌عادتهاي‌‌زشت مجيد، اين بود كه، نيمي‌از‌هر‌چيز‌را‌مي‌خورد‌و‌باقي‌را‌به‌گوشه‌اي‌، پرتاب مي‌كرد. معلم مدرسه، بارها به خاطر‌اين‌عمل‌زشت، به‌او‌تذكر‌داده‌‌بود و گفته‌بود: « كه اين‌كار‌تو، اسراف‌است و خدا، اسراف كنندگان را دوست ندارد اما از آن جاكه مجيد، بچه‌ي شيطون و لج‌بازي بود‌به حرف هيچ‌كس، گوش نمي كرد‌. گاهي اوقات از‌ترس‌آقامعلم، به گوشه‌ي حياط مدرسه مي رفت و خوراكي‌هايش را، آن‌جا مي‌خورد تا معلمش‌او‌را‌ نبيند.

       خلاصه اين‌كه همه از اين وضعيت او خسته شده بودند.

يك‌روز، پدر مجيد، خسته از‌راه رسيد و ديد كه مجيد در حال گلابي خوردن است و از هرگلابي، چند‌گازي مي‌زند و بقيه اش را به گوشه‌اي، پرتاب مي‌كند. پدر، عصباني شد و گفت: « پسر جون! آخه با چه زبوني بگم، كه اين جور‌ميوه‌خوردن، گناه‌داره؟ چرا حرف، گوش نمي‌دي؟ اصلاً از اين به‌بعد، حق خوردن هيچ خوراكي‌اي‌را‌ در اين خانه، نداري. »

       مجيد‌كه از پدرش كمي‌حساب مي‌برد سرش را به زير انداخت و از گلابي خوردن، دست‌كشيد.

       مادر، با شنيدن‌اين سروصداها از آشپزخانه بيرون آمد و گفت: « باز چي شده آقا؟ چرا فرياد‌مي‌زني؟

پدر، با ناراحتي‌گفت: « از دست اين بچه، اعصاب براي من نمونده. آخه بچه جون چرا اين قدر، نعمت‌هاي خدا را حيف و ميل مي‌كني؟»

مجيد، در‌حالي‌كه اشك‌هايش سرازير شده بود، گفت: « من ديگه هيچي نمي‌خورم تا از گرسنگي بميرم‌.» و بعد با حالت قهر، ‌به اتاقش‌رفت.

مادر نگران و ناراضي پرسيد: مرد باز چي به اين بچه گفتي؟

پدر تمام ماجرا راتعريف كرد و در آخر گفت: اين طوري نمي شه بايد يك فكر اساسي كرد . بايد كاري كنيم كه مجيد دست از اسراف كردن برداره.

پدر و مادر نقشه كشيدند كه مجيدپرخور را براي مدت كوتاهي گرسنه نگه دارند. به همين خاطر مجيد هروقت سر يخچال مي آمد تا خوراكي بخورد مي ديد كه يخچال خالي است. مجيد با ناراحتي به اتاقش برمي گشت. مادر به سفارش پدر غذا كم درست مي كرد تا مجيد كاملاً سير نشود و با گرسنه ماندن، قدر نعمت ها يي كه هميشه اسراف مي كرد بداند. يك روز مادر در حالي كه مشغول تميز كردن اتاق مجيد بود چشمش به تكه اي نان بربري افتاد كه زير بالش حميد قرار داشت. مادر فهميد كه حميد به خاطر گرسنگي بيش از اندازه به نانوايي رفته و نان خريده تا خودش را سير كند.

مادر از اين كه مي ديد بچه اش گرسنه مي ماند ناراحت بود اما به خاطر مجيد مجبور بود اين روشي كه پدر پيشنهاد داده بود را تحمل كند.

مادر متوجه شد كه مجيد هنوز اصلاح نشده زيرا نان از اطراف گاز زده و بقيه را نخورده بود. وقتي اين مسأله را با پدر درميان گذاشت او گفت: مي روم و به عباس شاطر مي سپارم كه به مجيد ديگر نان ندهد. در ضمن به معلمش هم گفته ام كه به مجيد كم محلي كند و هم كلاسي هايش هم با او براي مدتي بازي نكنند تا به خودش آيد.

خلاصه اين عوامل دست به دست هم داد تا يك روز مجيد ناراحت در حالي كه در كوچه قدم مي زد و بسيار گرسنه اش بود چشمش افتاد به پيرمرد فقيري كه در خانه ها را مي زد و گدايي مي كرد.مجيد ناگهان ديد كه پيرمرد از ميان نان هاي خشكي كه در خانه اي جمع شده بود تكه اي را بيرون كشيد و مشغول گاز زدن شد. مجيد جلو رفت و با تعجب گفت: آقا اين نون خشك ها را نخور ، مريض مي شي؟ اين ها را براي گاو و گوسفندها مي برند نه آدم ها...

پيرمرد كه فهميده بود مجيد متعجب شده لبخندي زد و گفت: آره پسرم اما وقتي آدم مثل من فقير باشه مجبوره با همين نون خشكا كه به قول تو خوراك گاوهاست خودش را سير كنه. من بعضي از آدم ها را ديده ام كه قدر نعمت هاي خدا را نمي دانند و اسراف مي كنند . مثلاً همين نون كه بهترين نعمت خداست را به هدر مي دهندو قدرش را نمي دانند. يا غذاها را حروم و هدر مي كنند.

مجيد با اين حرفها به فكر فرو رفت و ياد خودش افتاد كه هميشه اسراف مي كندو خوراكي ها را نيمه مي خورد.

آن شب مجيد تا صبح به حرفهاي پيرمرد فكر مي كرد و اين كه گرسنگي چقدر سخت است. مجيد از دست خودش ناراحت بود چون فهميده بود عده اي در اين دنيا فقيرند و حتي پول ندارند كه ناني بخرند و او هميشه نعمت هاي خدا را به هدر مي دهد. از طرفي مجيد پرخور مدت ها بود كه احساس ضعف مي كرد. حالا ديگر مجيد قدر همه چيز را به خوبي مي دانست و تصميم گرفته بود ديگر اسراف نكند . مجيد ماجراي آن پيرمرد را براي مادرش تعريف كرد و گفت كه پشيمان است و ديگر اين عادت زشت بدخوري را كنار خواهد گذاشت. مادر و پدر خوشحال بودند كه مجيد درس خوبي گرفته است. مجيد به آنها قول داد كه از اين به بعد قدر نعمت هاي خوب خدا را از جمله نان كه هميشه آن را به هدر مي داد بداند. هرروز مجيد براي پيرمرد غذا مي برد و او را خوشحال مي كرد . مادر هم خوشحال بود كه اين مجيد ديگرمجيد سابق نيست و پسر خوبي شده و پرخوري و بدخوري را كنار گذاشته است.

 

                                                                                  "  پايان  "

 

داستان

                                                       داستان، « مثل سپيده »

نو‌يسنده: شهين افشار ازاعضای باشگاه گندم

 

     كم كم، دلهره‌و اضطراب تمام وجود زهره را فرا گرفت و دسته هاي پلاستيكي زنبيل را محكمتر ميان مشت فشرد. بغض سنگين را به زحمت فرو داد و آرام، زمزمه كرد: آقا تو رو خدا يه خورده زودتر. . .   .

      شاطر به نظر عصباني مي آمد و تمام چهره اش از عرق خيس شده بود، فرياد كشيد: تو نوبتت وايسا ديگه بچه! مگه نمي بيني همه منتظرن! همين‌فرياد‌كوتاه كافي بود،‌تا  قطرات اشك زهره را سرازيركند. چشمهاي خيس و گريانش را به آسمان دوخت تا كسي متوجه قطرات اشكش نشود، اما همين كه چشمش به آسمان افتاد، بيشترگريه اش گرفت. هوا داشت تاريك مي شد، و خورشيد با عشوه و نا ز خود را از مقابل چشمهاي ملتمس زهره، پنهان مي كرد.

-  خدايا داره دير ميشه . . .   .

زنبيل را چند باردست به دست كرد اما صف طولاني نانوايي اصلاً تكان نمي خورد. سركي كشيد و مردي را كه‌در حال شمردن نانهايش بود، برانداز كرد. دكمه‌ي بالايي لباس مرد باز بود و قطرات درشت عرق راه ناهموار چينهاي چهره اش را تا داخل يقه طي مي كرد. زهره تعجب مي كرد كه او  چطوردر آن گرماي نفس گير،ته سيگار روشن را همان طور بيحركت گوشة لب، ميان دندانها‌يش نگه داشته است و با حوصله هر قرص ناني را كه شاطر مقابل او مي اندازد از وسط تا ميزند و پس از آن با فاصله آنها را روي ميز مي چيند.

      -   شش، هفت، هشت . . .  .

ناخنش را جويد، نفس داغي كه از بيني اش بيرون مي آمد به خيسي انگشتش مي خورد و خنكي مطبوعي را احساس مي كرد. دلهره و ترس داشت كلافه اش مي‌كرد چشمهايش را بست و سعي كرد حداقل چند تا از سوالات كتاب علومش را به خاطر بياورد، چيزي به خاطرش نمي آمد. باز هم ناخنش را جوييد. دهانش مزه تلخ و زهرآوري گرفت. به زحمت آب‌دهانش را فرو داد .زير ناخنهايش چرك سياه رنگ و كثيفي باقي مانده ب يادش‌آمد كه بعد از بازي ميان اسباب بازيهاي قديمي انبار، دستهايش را نشسته بود.‌‌مدتي طولاني به ناخنهايش زل زد و وقتي متوجه نگاه سنگين خانمي‌كه پشت سرش در صف ايستاده بود، شد. با دستپاچگي دستانش‌را مشت كرد و سرش را پايين انداخت.

صف سه‌ تايي و 5 تايي خلوت بود. زهره چقدر دوست داشت مي‌توانست‌وارد آن صف شود و به سرعت پس از خريد نان به خانه بازگردد. اما اين آرزويي محال بود چون خانواده‌اش هر روزپانزده نان مي خريدند.

   دوباره گريه اش گرفت. پشيمان شده بود كه چرا تمام روزش را به بازي با مليحه و مينا گذرانده بود و حتي يك صفحه از كتابش را‌هم نخوانده‌بود .

       -  هي بچه . . . مگه خوابي ؟با توام . . .  .

از صداي شاطر آنقدر دستپاچه شد كه دويست توماني مچا له شده از كف دست عرق كرده اش به زمين افتاد. به سرعت خم شد و پول را برداشت. هم خوشحال بود و هم خجالت مي كشيد.

-  چند تا نون مي خواي؟

-  پونزده تا . . .  .

شاطر هميشه عصباني و خسته بود شايد به خاطر آن تنور بزرگ و داغي بود كه تمام روز را كنار آن مي ايستادو با مشتري ها سروكله مي زد. صورتش خيس از عرق بود و يقة زير پيراهني سفيدش از كثيفي به سياهي مي زد. انگار او هم مثل زهره وظايفش را فراموش كرده بود و اصلاً به اين مسأله كه بايد لبسهايش تميز باشد توجهي نمي‌كرد .

     زهره نانها را تند تند روي هم‌مي‌چيد، پوست نازك دستش مي سوخت اما  اهميتي نمي داد فقط به امتحـان علوم فردا صبح فـكر

 مي كرد. وقتي همة نانها را با هم در زنبيل چپاند نفس راحتي كشيد .

متوجه سيا هي آسمان شد و قلبش تند تر تپيد. اگر مادر، درمورد  امتحانش از اوسو‌وءال‌كند، چه جوابي دارد كه به او بدهد؟ خيلي پشيمان بود. كاش به مادر گفته بود كه فردا امتحان دارد شايد محمود يا ميلاد را به جاي او براي خريد نان مي فرستاد. اما امروز نوبت او بود و او نمي توانست قانون خانواده را به خاطر بازيگوشي اش زير پا بگذارد.

     از روي جوي پريد. دسته هاي تيز زنبيل در نرمي گوشت دستش فرو مي‌رفت . كاش به حرف مادر گوش داده بود و درسش را مثل ميلاد با دقت بيشتري مي خواند.

    در تاريكي پايش به تخته سنگ نوك تيزي اصابت كرد وتعادلش را از دست داد. زنبيل از دستش رها شد و به فاصله كمي، روي سنگفرش كوچه ولو شد .كوچه تاريك بود و بهترين فرصت‌بود، تا زهره در خلوت از درد ، با صداي بلندي گريه كند.

نشست و زخم پايش را به دقت نگاه كرد. خراشي كه روي زانويش ايجاد شده بود او را ترساند و احساس گيجي به او دست داد. مي خواست دوباره گريه كند كه چشمش به زخم ديگري افتاد. سال گذشته، وقتي با دوچرخه محمود بازي مي كرد دچار آن حادثه شده و تا ساعتهاي طولاني همانطور گريه كرده بود. به زخم قديمي خيره شد. حالا مي ديد كه از آن زخم فقط يك جاي كمرنگ باقي مانده كه آن هم  به زودي از بين‌خواهد رفت. مي دانست اين زخم تازه هر قدرهم دردآور و ناراحت كننده باشد به زودي از بين خواهد رفت از اينكه در تمام اين مدت گريه كرده وآنقدر دچار ترس شده بود، از خودش خجالت كشيد.تصميم گرفت كه به خانه برگردد وبا شجاعت  همه چيزرا به مادر بگويد. مي دانست مادر اشتباه او را خواهد بخشيد و به او كمك خواهد كرد، تا دراين چندساعت باقي مانده درسش را بخواند. از جا بلند شد.خراش روي زانويش كمي مي سوخت اما زهره به خودش قول داد نسبت به آن بي تفاوت باشد، چون مي خواست دختر شجاعي باشد .

     لباسهاي خاكي شده اش را مي تكاند كه صداي مهربان مهري خانم، زن همسايه را از پشت سر شنيد.

-  زهره جان !

 -  سلام مهري خانم.

             -   سلام دختر گلم. خوردي زمين؟

       زهره با شنيدن صداي مهري خانم كمي آرامتر شد، ديرم شده بود          

       خواستم برم خونه كه يهو خوردم زمين و زنبيلم از دستم افتاد.

      -  حتماًداشتي مي دويدي؟

-  بله، آخه حسابي ديرم شده الان مامان دلواپس مي شه .

-  خب دختر گلم تو بايد يك كمي زودتر مي اومدي‌كه‌صف نونوايي هم زياد شلوغ نشده باشه !                                   زهره‌باخجالت سرش را پايين انداخت وساكت شد. دوباره تمام جملات كتاب علوم، با تصاوير جلوي چشمش رژه مي رفتند.

مهري خانم دستي روي سر او كشيد و گفت: اشكالي نداره، حالا بيا با هم نونا رو از روي زمين جمع كنيم خوب نيست به بركت خدا اينطوري‌بي احترامي،‌كنيم.‌حالا بگو ببينم چند تا نون خريدي؟

            -  15 تا  .

      و وقتي حيرت و تعجب مهري خانم را  ديد اضافه كرد: مامان خودش             

      گفت با200 تومن نون بخر .

       -  آره عزيزم، اما تو بايد به مامان و بابا بگي كه هر خونواده بايد به   

 تعداد نفراتشون نون مصرف كنن چون اگه بيشتر از اون تعداد بخرن مي دوني چي مي شه؟ اون نونا بي مصرف مي مونن وخشك مي شن و ديگه نمي شه از اونا استفاده كرد.

 زهره با ناراحتي نانهاي ريخته شده را نگاه كرد ووقتي مهري خانم خم شد تا به زهره در جمع كردن نانها كمك كند با تعجب گفت: آخ آخ اين نونا كه همه خمير شده! مگه موقع خريد اونا رو  خوب هوا ندادي؟

-  هوا دادن يعني چي؟

      - يعني نونا رو داغ داغ روي هم نچيني بلكه توي هواي آزاد   

      بذاري تا يه كمي از آب توي نون تبخير بشه و اونا به هم              نچسبن

زهره با دقت گوش مي داد. مهري خانم با مهرباني ادامه داد : هميشه سعي كن پارچه‌اي تميز، موقع خريد نون داشته باشي تا از خشك‌و خمير شدن نونها جلوگيري كني.

مهري خانم متوجه پاي زهره شد و با ناراحتي پرسيد: « پات درد

مي كنه؟ »

زهره شلوار خاكي اش را تكاند وگفت: « نه زياد درد نمي‌كنه من كه بچه نيستم؛ ديگه بزرگ شدم . »

-  آفرين ! هزار آفرين !

زهره در حاليكه همراه با مهري خانم قدم برمي دا شت گفت: « من امروز خيلي چيزا ياد گرفتم مهري خانم .

-  مثلاً چي ياد گرفتي دختر گلم؟

      -‌  مثلاً ياد گرفتم كه يه بچه خوب بايد به حرف پدر و مادرش گوش بده، درساش رو سر وقت بخونه، اول درساش رو حاضر كنه بعد بره سراغ بازي . . .  .

 -  همين! يه چيز ديگه هم ياد گرفتي مگه نه؟

زهره كمي فكر كرد ولي چيزي يادش نيامد. مهري خانم لبخند زد، دربارة نون چي ياد گرفتي ؟

ـ  آها يادم اومد . . . ياد گرفتم كه مواظب باشم تا نون، اين نعمت خوب خدا رو هدر ندم. راستي مهري خانم شما به من يادميديد كه نون چطوري درست ميشه؟

مقابل درب خانه رسيدند .مادرايستاده بود و آثار نگراني در چهره اش ديده مي شد. مهري خانم دستي روي سر زهره كشيد؛ حالا بهتره بري خونه مامان منتظره من بهت قول مي دم در يه فرصت خوب همه چيز رو دربارة نون‌، تاريخچة نون و خلاصه هرچي روكه دلت بخواد؛ دربارة نون برات توضيح بدم .

     موقع خداحافظي‌مهري‌خانم‌‌خم‌شدوصورت‌زهره را بوسيد. و به آرامي   در گوشش گفت: « يادت نمي ره كه در بارة نون چه قولي دادي ؟ »

زهره هم يواشكي گفت: «بهتون قول مي دم ديگه صداي گاري نون خشكي توي كوچة ما شنيده نشه.

     با ديدن مادر آرامش عجيبي را احساس كرد و كتاب علوم ديگر برايش يك كابوس نبود.

 

 

دانه گنـــــــــــــــــــــــدم

« دانه‌ي‌گندم »

 نویسنده :مصطفی پزشکی

دانه:

       يك دانه‌ي‌گندم، به عنوان بذر، براي‌تكثير‌گياه، مناسب است. جنين گياه گندم، يك ريشه‌ي‌كوچك دارد كه سيستم ريشه اي را مي‌پروراند. ساقه‌ي‌كوچكي هم در جنين هست، كه ساقه‌ي برگ و خوشه ها را مي پروراند. غلاف، پوسته‌ي سفتي است،‌كه از قسمت داخلي دانه، محافظت مي كند،‌تا موجودات ريز،‌ در خاك، به دانه حمله نكند. قسمت داخلي دانه، آب را جذب و در خود، نگه مي دارد.پرده داخلي دانه، غذا را ذخيره مي‌كند تا گياه جوان زندگي كند و سيستم ريشه، رشد كند.

كدام قسمت آرد مي شود؟

هدف از آسياب، كاهش‌حجم دانه و تبديل آن به پودر است. يك دانه 20000 ذره آرد را مي سازد. براي آرد كامل، همه‌ي قسمت‌هاي دانه را آرد مي‌كنند، در‌حالي كه در توليد آرد سفيد، پوسته‌ي روي آن و جنين‌گندم، جدا مي شود. براي جدا كردن پو سته‌ها از الك ابريشمي و نايلوني استفاده مي شود. اگر به گندم نگاه كنيد، يك، دانه است در حالي‌كه اگر تصويرش بسته‌تر‌شود، يك ميوه با برگ پيچ خورده ویک  شيار در وسط آن مي بينيد. شكل بالا، دانه‌ي گندم را كه داراي برش طولي است، نشان مي دهد، كه 200 برابر بزرگ شده است.

 

مواد غذايي ما:

       آردي كه از گندم گرفته مي شود براي ساخت نان، بيسكويت، كيك، شيريني پزي، دسروپاي‌هاي مختلف، مصرف مي‌شود. آرد گندم سرشاراز كربوهيدرات ( براي تامين انرژي)، پروتئين (براي رشد و نمو)، ويتامين‌هاي‌B ( براي سلامت سيستم عصبي و گـوارش)، مـواد معدني‌مثل‌آهن ( براي خون)، كلسيم ( براي استخوانها و دندانها)، مي باشد. قسمت‌مهم‌گندم، پوسته‌ي بيروني آن است، كه در‌آرد سفيد موجود نيست‌. اين قسمت از گندم، داراي ارزش غذايي بالايي است كه بيشتر به مصرف غذاي چهار‌پايان مي‌رسد. كه البته در توليد تخم مرغ، گوشت و شير خوب بسيار موثر است.

 نان:

       شايد‌نان، مهمترين‌ماده، در رژيم ما بشمار مي‌رود. به ما منافع بسيار‌مي‌رساند. اين ماده، نسبت به ساير‌موادغذايي اصلي بيشترين انرژي، پروتئين، آهن ، اسيد نيكوتينيك و ويتامين‌B 1 را، داراست. نان داراي شكل‌ها و طعم‌هاي مختلف و متنوعي است از قبيل: نان ادويه دار، نان رول، نان زنجبيلي و ... . كه در مدرسه يا سر كار، براي رفع گرسنگي استفاده مي شود.

         وقت‌آن است، كه در زمينه‌هاي مختلف صنعت، قدم بگذاريد و مكانيزم امروزي نان راببينيد. صنعت نان بسرعت مكانيزه شد. مثلاً يك نان معمولي در عرض سه ربع، در اجاق مي پزد. قبل از اين با دستگاههاي الكترونيكي هم مي شد نان را با حرارت بالا در عرض سه دقيقه پخت. و البته يك چنين پيشرفتي لازم است. در جهان حوادث طبيعي غير‌مترقبه‌اي مثل سيل و زلزله، رخ مي داد كه به دنبال آن هزاران نفر بر اثر‌گرسنگي مي‌مردند. پس ديگر با چنين پيشرفتي مي توان به‌كشور‌هاي همسايه نيز كمك‌كرد. شما مي‌دانيد در سال چقدر نان مي‌خوريد و همين طور، گوشت، سيب زميني و سبزيجات‌. شايد بيشتر از دو برابر وزن خودتان، مصرف مي‌كنيد.

مي‌توانيد مطمئن باشيد، كه نان، يكي از بهترين غذاهاست كه امكان دسترسي به آن آسان است. در حقيقت اغراق نيست اگر بگوئيم بدون  نان نمي توانيم زندگي‌كنيم. انواع غذا در اطراف ما هست، مثل بستني، شيريني و غيره كه خيلي هم درسلامت ما مفيد نيست و البته خيلي ضروري نيست. ولي در يك رژيم غذايي متعادل شما را قوي نگه مي دارد و بايد براي سلامت جسم و روح تان رژيمي همراه با نان خوب داشته باشيد.       

 

 وجیزهایی دیگر:

 

دانه گندم

دانه گندم  كه حبه هم نام دارد از بذري است كه گياه گندم از آن رشد مي كند. يك بذر شامل3بخش مجزاست كه در خلال مراحل توليد آرد از هم جدا مي شوند. گندم يك منبع مغذي است كه انسان به آن احتياج دارد.

 

دانه هاي گندم شبيه نيستند

از نظر گياه شناسي، بيش از 30000 نوع گندم در ايالات متحده وجود دارد كه مي توان آنها به شش طبقه دسته بندي كرد. اين طبقه بندي بستگي به كاشـت ، تاريخ برداشت،ميزان شكنندگي، رنگ وشكل دانه دارد. طبقات عبارتند از: گندم بهاره قرمز سخت، زمستانه قرمز سخت، سفيد سخت، سفيد نرم، دورام.

گندمهاي سخت گلوتن و پروتئين بالايي دارند، بنابر اين معمولا براي پخت نان هاي خمير ترش دار استفاده مي شود. گندم هاي نرم براي پخت شيريني هاي خيلي ترد، كيك، كلوچه، نان و شيريني كره اي استفاده مي شود.از تركيب آرد گندم سخت ونرم آردهاي چند منظوره تهيه مي شود.واز گندم هاي خيلي سخت تر و دورام ماكاروني مي سازند.

 

چه فرقي بين نان گندم غني شده با سايرنانها وجود دارد

نانهاي غني شده را ازآردهاي غني شده مي سازند كه اين آرد از قسمت داخلي يا مغز گـندم تهيه مي شود. سپس با آهن، ويتامين هاي  Bو در بعضي موارد كلسيم غني مي شود. اين نان دو برابر نان سبوس دار اسيد فوليك دارد.نان گندم سبوس دارداراي سبوس غلات و يا دانه كامل گندم است كه بطور طبيعي داراي فيبر، آنتي اكسيدان و فيتواستروژن است كـه در كاهش خطر بيماريهاي قلبي و بعضي سرطانها مفيد است. نان گندمي كه از تركيب آرد سبوس دار سايرغلات و سفيد درست شود فوايد بيشتري دارد. همه اين نانها مقدارزيادي مواد مغذي و هيدراتهاي كربن مركب دارند كه در تعديل اشتها مؤثرند.  

 

 

 

طرح آموزشی

به نام خدا

 

« طرح آموزشي و تئوري آموزشي »

 نویسنده : مصطفی پزشکی

مقدمه:

       دانشجويان طرح آموزشي‌، مقدمه و موءخره اي بر عيب يابي تئوريهاي مختلف آموزش دارند، كه استراتژيهاي طرح آموزشي مربوط را مي‌تواند‌كمي مغشوش كند. اين موضوع خارج از حس ناهماهنگ شناختي بوده كه در اين جا به‌وجود آمد.

        چرا بين اين سه تئوري اصلي آموزش اشتقاق وجود دارد؟ چرا استراتژيهاي هر‌تئوري مشترك است؟ چرا تئورسينها به بيش از يك تئوري مربوط مي شوند؟

        پاسخ به اين سئوالات بر اساس تئوريهاي زير و مفاهيمشان براي طرح آموزشي، تحقيق مرا به مطالب سودمندي تبديل مي كند. من مطالب زياد و همينطور سايتهاي اينترنتي، كه با تئوري آموزش و ID سرو كار دارند، پيدا كردم. در حقيقت برايم مشكل بود كه چه وقت و كجا يك خط بكشم ولي وقتي يافته‌هاي جديدم را پيدا كردم‌و مطالبم را از سر‌خواندم شروع به نوشتن كردم.

 

·      تئوريهاي اصلي‌آموزشي:

 اصول رفتار‌گرايي

اصول شناخت گرايي

اصول سازنده گرايي

 

·      تاريخ تئوريهاي آموزشي در طرح آموزش:

 

طرح آموزشي و رفتارگرايي

طرح آموزشي و شناخت گرايي

طرح آموزشي و سازنده گرايي

 

·       مقايسه تئوريهاي آموزشي پيشرفته با تئوري اتمي پيشرفته.

·       تئوريهاي آموزشي و تمرين طرح آموزشي.

·       تئوريهاي آموزشي و قوت و ضعفهاي آنها.

·       آيا تئوري آموزشي بهتري براي طرح آموزشي وجوددارد؟

·       نتيجه؛

·       بيوگرافي و مآخذ؛

 خود‌بشر‌تئوريهاي مختلفي در مورد طبيعت مواد دارد. ازنظر يونانيان باستان ما

مقايسه تئوري آموزشي با تئوري اتمي پيشرفته

 تئوري اتمي چيست؟

در طول تاريخ‌ما‌ده، از آب، آتش،خاك و هوا درست مي شده و نظريه ديگري هست، كه مي گويد: «  مواد به اجزاء كوچكتري تقسيم مي شوند بدون اينكه تغييري كنند. »‌ لوسيپوس و دموكريتوس، دو فيلسوف يوناني بر اين‌نظر معتقدند: كه ماده آن قدر به اجزا تقسيم مي شود كه در نهايت ديگر قابل تقسيم نيست كه آن را به يوناني "اتم" مي گويند. يعني؛" تقسيم نشدني" تا قرن 18 كسي نتوانست تئوري بهتري ارائه دهد. در سال 1803 جان دالتون با معادلات چند گانه‌ي خود تئوري ماده بر اساس وجود اتم ها را مطرح كرد.

·       سال 1803 تئوري دالتون

·       سال 1870 كروك، اولين مدرك وجود الكترون ها را كشف كرد.

·       در سال 1890 جي جي تامسون، اشعه هاي كاتد ذرات منفي (الكترون) را كشف كرد.

·   راتر فورد، در سال 1909 ذرات آلفارا كشف كرد و گفت: « كه اتمها، شامل ذرات باردار مثبت، هستندكه بيشتر در فضاي خالي اطراف الكترونها مي‌گردند.»

                                           

·   در سال 1913 بر نيل، مدل جديدي از اتم را با سطوح انرژي الكترونها يا مدارها را كشف كرد.

·   در سال 1930 و 1940 كشف شد كه اتم، داراي هسته‌ي مثبت يا ابر‌باردار الكترون است. اين تئوري، مستند بر مدل مداري و مدل مكانيكي كوانتوم بود.

مقايسه دو تئوري:

همانطور‌كه، هرگز اتم را نمي‌بينيم آموزش را‌نيز‌نمي‌توانيم ببينيم . بنابر‌اين مدلهاي آموزشي ما، تصاوير ذهني هستند كه ما را به درك آنچه هرگز‌نمي‌بينيم قادر مي‌سازد. آيا پيشرفت تئوري آموزش، مانند نمونه‌ي مشابه آن، به تئوري‌ اتمي دنبال مي‌شود؟ به نظر مي‌رسد كه تئوريهاي آموزشي را مانند تئوري اتمي، بايد در يونان باستان دنبال كرد.

       در قرن‌هجده با آغاز بررسي علمي، مردم به مطالعه‌ي جدي مدلهاي‌گسترده‌ي آموزشي پرداختند. تئوري آموزشي رفتار گرايان بر مشاهدات عيني استوار است. فرض كنيد كه هيچ چيز در ذهن رخ نمي دهد. در اصل، رفتار‌گرايي را مي توان با اتم دالتون مقايسه كرد. كه دراين، تئوري، ذره را مي توان به راحتي با چشم ديد.

كار‌برد رفتارعيني، به‌عنوان نقطه‌ي شروع، به افراد مي‌فهماند كه در ارگانيزم، چيزي در حال وقوع است كه بايد فرض شود. از اين پس اثر  و نتيجه‌ي رفتار عيني، مورد نظر است. يعني؛ همان شناخت گرايي. به‌طور مشابه در علم فيزيك، افرادي چون‌: كروك، تامسون ، راتر فورد، و بر نيل دريافتند كه وقوع هر اتفاقي در اتم، معلول يك است. هر‌چند‌كه خيلي زود، معلوم شد كه اتم، ثابت نيست. در اين جا تئوري سازنده گرايان، وارد شده، به ما مي‌گويد: « كه‌هر‌ارگانيزمي دائماً در جريان است و با اين‌كه مدلهاي قديمي بر پايه‌ي مشخصي كار مي كنند، عوامل ديگر بيشتر فرض‌مي‌‌شوند.»

       آيا مي‌توان شيوه‌ي سازنده‌گرايان رادر بحث آموزش با تئوري كوانتوم مقايسه كرد؟ 

تئوري كوانتوم، بر‌پايه‌ي تئوريهاي اتمي‌گذشته، بنا شد. همانطور كه سازنده گرايي، بر اساس رفتار‌گرايي و شناخت گرايي به‌و‌جود آمد. به اين معني؛ كه عوامل موءثر، مي‌پذيرد كه آموزش، تعبيرفردي جهان است. من معتقدم: كه استراتژيهاي رفتار‌گرايانه بخشي از وضع آموزشي شيوه‌ي سازنده گرايان‌‌است. يادگيرنده مي تواند نوع آموزش مناسب را با شيوه‌ي آموزش و تجربه، تغيير دهد. شيوه‌ي شناخت گرايانه هم در سازنده گرايي‌جاي دارد. به اين شكل كه سازنده گرايان مفهوم شكل و ساخت آن را بر طبق دانش و تجربه‌ي قبلي تشخيص مي دهند. شايدبزرگترين تفاوت در نوع ارزيابي آنها باشد . در رفتارگرايي و شناخت  گرايي، ارزيابي بر پايه‌ي جلسات ويژه‌ي عيني است در حالــــي‌كــه در سازنده‌گرايي، ارزيابي، ذهني است. شايد تئوري آموزشي و اتمي به موقعيت و وضعيت آموزشي بستگي دارد. اتم بوهر اغلب پروتن، نوترن، و الكترون ها را در مدارس معرفي مي كند. شايد رفتار گرايي براي موقعيت‌هاي آموزشي پيشرفته مناسب است "همچون كوانتوم در مورد اتم".

تئوري‌هاي آموزشي و تمرين طرح آموزشي:

 

        چه اختلافي بين تئوريهاي آموزشي بر حسب تمرين طرح آموزشي وجود دارد؟

        ممكن است به نظر بيايد كه تئوري شناختي در طرح آموزشي رفتارگرايان، از استراتژيهاي آموزشي آن به دلايل مختلف استفاده مي كنند. براي مثال، رفتار‌گرايان، ارزيابي‌مي‌كنند و يادگيرنده را تا نقطه‌‌ي شروع آموزش، مي برند. در حالي كه شناخت‌گرايان، براي تعيين استعدادفرد، در يادگيري به خود يادگيرنده توجه مي كنند. با اين طرز فكر‌در‌تمرين طرح آموزشي‌رفتار‌گرايان و شناخت گرايان بر خلاف سازنده گرايان بيشتر يادگيرنده مورد بازديد و بررسي قرار مي گيرد.                                            

وقتي موقعيتي در شيوه‌ي آموزشي رفتارگرايان، طرح شود‌، طراحان آن، وضعيت را تجزيه و سپس هدف را آغاز مي‌كنند. وظايف فــردي‌شكسته شده و اهداف معرفي شده و اهداف آموزشي شروع به رشد مي كنند. ارزيابي، شامل تعيين اين‌كه آيا ملاكها براي اهداف، معرفي شده است ياخير. در اين شيوه طراح، تصميم مي‌گيرد كه براي يادگيرنده چه چيز مهمتر است كه بداند، تا بتوان دانش را به او منتقل كرد. آموزش، سيستم بسته اي داردو يادگيرنده، محدوديتهايي در اين شيوه دارد.

       طراحي در شيوه‌ي سازنده گرايان، مستلزم اين است كه طراح، محصولي‌را توليد‌كند‌كه امكانات بيشتري دارد. محتوي، از پيش تعيين نشده است، جهت يادگيرنده، تعيين مي‌شودو سنجش، ذهني‌تر است‌. زيرا به ملاكهاي كمتري وابسته است اما در بيشترمراحل يادگيرنده ( خود ارزيابي) مي‌كند. تستهاي استاندارد مداد و كاغذ، به‌جاي ارزيابي بر اساس نوشته ها‌، پيش‌نويسها و ژورنالها، طرح سازنده اي نيست. به‌دليل ماهيت ذهني واگرايي‌آموزشي، در سازنده‌گرايي ، طراح راحت تر در سيستم كار مي‌كند. نه اين كه بگويم تكنيكهاي طرح آموزشي كلاسيك، بهتر از طرح سازنده‌گراست، بلكه راحت تراست و وقت كمتري، صرف مي شود. هزينه براي طرح، در سيستم بسته،‌گرانتر از سيستم باز است.

  شايد حقايق بيان در سيستم تئوري آموزشي سازنده‌گرايي، بيش از شيوه‌ي تدريس است.

« تئوري هاي آموزشي و نقاط قوت و ضعف »

   نقاط قوت وضعف شيوه هاي تئوريكي معين، در طـــرح آموزشـــي‌چيستند؟

رفتارگرايي:

      ضعف: ياد‌گيرنده خودش را در وضعيتي مي‌بيند، كه تحريك مناسب براي پاسخ، درست نمي‌شود. بنابر‌اين نمي‌تواند پاسخ دهد. يك كارگر، وقتي‌شرطي‌شود، در ازاء علامت توقف‌كار، پاسخ داده، دست از كار مي كشد. و در صورت ناهنجاري سيستم را درك نمي كند.

       قوت: يادگيرنده، بر يك هدف مشخص، متمركز است و اتوماتيك وار به محركهاي آن هدف، پاسخ مي‌دهد.

شناخت‌گرايي:

       ضعف: ياد‌گيرنده، روش انجام وظيفه را ياد مي‌گيرد ولي بهترين روش يا مناسبترين‌ نيست. مثلاً يك نفر ياد مي‌گيرد كه چگونه وارد اينترنت شود، آن هم از طريق‌كامپيوتر‌خود، كه شايد در كامپيو ترهاي ديگر‌روش‌فوق، نباشد.

   قوت: هدف، آموزش است. يادگيرنده، وظيفه را به روش مشابه انجام مي‌دهد. وسازگاري بوجود مي‌آيد. مثل برقراري ارتباط يا قطع ارتباط كامپيوتر محل كار همه‌ي كارمندان‌كه يكي است.

سازنده گرايي:

       ضعف: در اين‌روش‌ هم‌نوعي‌، تفكر‌واگرايي مهم است كه ممكن است مشكلاتي بوجود آورد.

        قوت: چون يادگيرنده، قادر به تفسير واقعيات است و بهتـــــر مي

تواند با وقايع زندگي، سرو‌كار‌داشته باشد. اگر يادگيرنده، بتواند مشكل را حل‌كند، دانش‌موجود، را بهتر در وضعيت جديد، به‌كار مي‌بندد.

         آيا تئوري‌آموزشي بهتري براي طرح آموزش وجود دارد؟

فونداسيونسخت در تئوري آموزشي عامل اساسي در آمادگي تخصصهاي ISD مي‌باشد. چون ISD در همه‌ي ابعاد، نفوذ مي‌كند. بر اساس موقعيت ووضع يادگيرنده، تئوريهاي آموزشي متفاوت، به‌كار گرفته مي‌‌شود. طراح آموزشي، بايد قوت و ضعف هر تئوري را به‌منظور بهتر ساختن آنها در خصوص استراتژي طرح آموزشي، بداند. در تئوريهاي ID دستور عمل ممكن است شامل يادگيري، نظريه‌ي طراحان تازه‌كار‌، كه هيچ تجربه‌اي ندارندو نيز طراحان با تجربه اي كه با سابقه هستند‌. تئوريها مفيدند، زيرا چشمها را به امكانات ديگر و روشــــــهاي يدن به‌دنيا باز‌مي‌‌كند. نتايج بهترين‌طرح، بايد مخصوصاً بر اساس تئوريهاي يادگيري دانش باشد.

 

« روش التقاطي در طرح آموزشي »

        كاربرد ID بهتر از كاربرد تئوري است. تلاش به منظور به‌كار بستن طرح‌آموزشي به يك تئوري ويژه مثل مدرسه، در دنياي‌واقع است. آن چه،‌كه ما در محيط مدرسه، ياد‌مي‌گيريم، هميشه با آن چه خارج هست، يعني؛ در دنياي واقع، جور نيست. دستورات تئوريك فقط

در تمرين، استفاده مي‌شود( يعني دنياي واقع) از نقطه نظر عملي طراحان آموزشي، آن‌ چه مي‌كنند را، در‌مي‌يابند.

      شيوه التقاطي، چيست و چگونه بايد از آن استفاده كنيم؟

اين شيوه شامل هر‌سه تئوري مي‌باشد و سعي دارد تا بين شيوه ها ارتباط بر‌قرار‌كند. ما بايد سيستمهاي موجود، در اين شيوه ها را تغيير دهيم، تا ارزشهاي سازنده‌گرايي، را اصلاح كنيم، تا مناسب ترين شيوه‌ي آموزش، به‌دست آيد. لازم است بدانيم كه بعضي مشكلات و مسايل‌آموزشي، به راه‌حلهاي‌تجويزي بالا نياز دارند چون براي كنترل يادگيرنده در محيط، مناسبترند.

 در كار فوق، نه فقط به هدفم رسيدم، بلكه بينش درستي نسبت به تئوري هاي مختلف آموزشي پيدا كردم و كاربرد طرح آموزشي درست را فهميدم. برايم جالب بود، بدانم كه در خصوص تئوريهاي آموزش و طرح‌آموزشي، تنها نيستم. براي تئوري، با تمرين طرح آموزشي جايگاهي دارد كه به مكان و محيط بستگي دارد.  مخصوصاً علاقمند بودم با استفاده از شيوه‌ي عيني، براي اين كه يادگيري را بهبود بخشم تا قبل از اين كه يادگيرنده رهسپار درياي دانش شود، درك اين مسائل به او كمك مي‌كند كه با اين تجهيزات، به اين سفر برود.

 

                         « مركز سنجش پيش دبستاني »

         اطلاعات زير، از‌مر‌كز‌منابع اطلاعاتي‌آموزش وپرورش‌آمريكا، مي باشد. گاهگاهي، طبيعي‌است‌كه والدين، نگران‌رشد‌كودكان پيش دبستاني‌خود، باشند. و از خود سوءوالاتي مثل؛ "كودكم  چه مي كند"؟ "يا به چه فكر مي كند؟" و يا اين‌كه" آيا همه‌ي بچه‌هاي‌چهار ساله در وضعيت مشابه، عمل مي‌كنند يا نه؟  اگر به پاسخ عادي اين سو‌ءوالات رسيد، پس مطمئن باشد كه كودكش، در مسير‌رشد طبيعي قرار دارد. روان شناسان، سالهاي زيادي مقياسهاي هنجــــــاري، به‌كار بستنـد، بفهمند‌كه چگونه يك كودك‌را، در شرايط مشابه، با هم‌سالانش مقايسه كنند. اين مقاله، بر ميزان رشد فرد، با ذكر‌نام، فعاليت مي‌كند. يعني؛ آيا پيشرفت‌كودك، خوب است و او را مي‌توان به‌عنوان يك رشد يافته، ناميديا خير؟ وقتي شما رفتار كودكتان و رشدش را در طبقه‌بندي طرح شده، قرار داديد، حال، بايد ببينيد كه كدام جنبه از رشد كودك، نياز به تشويق ويژه‌، حمايت يا مداخله دارد.

       بايد كدام دسته از رفتارها را ارزيابي‌كرد؟

در جريان رشد فراز و نشيبها، اجتناب ناپذيرند. حتي براي بچه‌هايي كه استعداد ذهني و جسمي طبيعي دارند. گاهي بچه ها اگر در دوره نشيب موفقيتي‌كسب‌كردند بايد تشويقشان‌كرد. والدين، مي‌توانند رفتار فرزند خود را دريازده طبقه بندي، قرار دهند تا كودك خود را كه فكــــر مي‌كنند، از نظر رشدي خللي‌پيدا‌كرده مورد ارزيابي، قرار دهند. و اگــــــر‌كودك در يك طبقه، مشكل داشت، جاي نگراني نيست. براي بچه‌هاي‌سه‌ ساله، ديدن رفتارشان‌بر‌اساس ملاكهاي تعيين شده، براي مدت سه هفته مطلوب است. براي‌چهار ساله‌ها، 4 هفته و5 ساله‌ها، چند هفته، اضافه‌تر، زيرا اين دوران، تصويري ثابت، از چگونگي زندگي كودك به ما مي‌دهد. مواظب‌باشيد، كه قضاوت ثابت شما، نبايد بر اساس مشاهدات روزانه، باشد بلكه بايد بعد از دوره تعيين شده در مورد رفتار كودك، قضاوت‌كنيد. هركسي چه كودك و چه بزرگ، گاهي روز‌بد، يا يك عادت بد، پيدا مي‌كند.

       عادت خوابيدن: آيا كودك شما، به آساني مي‌خوابد و راحت، بر‌مي خيزد؟ داراي بي قراري شبانه است يا كابوس، مي‌بيند و يا بدخلقي هاي صبحگاهي دارد؟ ميانگين متوسط خواب عميق، در صبح بيشتر است. اين نشانه‌ي آن‌است،‌كه ساعات راضي و خوشنودي هم دارد. بي خوابي يا عدم بدخلقي نشانه آن است، كه بچه سعي دارد، تا بر فشار زير خود غلبه كند ورويه زندگي‌اش را تغيير دهد.

       عادت خوردن: آيا فرزند‌شما، با اشتها غذا مي‌خورد. گاهگاهي اگر كودك از غذا خوردن طفره مي‌رود يا حتي‌امتناع مي‌كند و حاضر نمي شود‌كه براي صرف غذا، بر سر‌ميز، بيايد يا ممكن است در يك وعـــده آن قدر غذا بخورد كه در‌وعده‌هاي‌ديگر، ميل به خوردن نداشتــه باشد.

بنابر‌اين، يك‌كودك پيش‌دبستاني، يا ممكن است مانند قحطي زده‌ها، غذا بخورد و يا گاهي ازغذايش بي‌مورد، عيب جويي‌كند و داد و بي داد راه بياندازد.

       عادت توالت رفتن: آيا فرزند شما، به‌طور متوسط، در هفته مي تواند همه‌ي روز، بر، ادرار و مدفوع خود كنترل داشته باشد؟ گاهي ممكن است عواملي، مثل؛ خوردن مايعات زياد، يا مشكل روده اي ويا تمركز بر ساير‌كارها و فعاليتها باعث شود، كه از كنترل خارج شود .                                  

بچه‌هايي‌كه اغلب‌خوب مي‌خوابند مدت طولاني شبها خود را كنترل مي كنند.

       دامنه‌ي هيجانات: آيا كودك شما براي احساسات خود، از قبيل : لذت، خشم، غم، ناراحتي، نگراني، تشويق، تحريك، ناكامي، عشق و. . .  عكس العملي، از خود نشان مي دهد؟ البته نيازي نيست در يك روز همه‌ي اينها را ابراز كند. اما بايد در طول چند هفته اين حالات ابراز شود. بچه اي كه احساسات يكنواخت دارد، مثلاً هميشه اخمو يا هميشه شاد، است شايد مشكل دارد. توجه داشته باشيد كه ابراز حالات غم انگيزلزوماً مسأله‌ي غامضي نيست، زيرا در موقعيتهاي مناسب واقعاً مي تواند از خود نشان دهد.

        دوستي: آيا بچه‌ي شما، با دوستان همسال خود ارتبـــــاط بر‌قرار و حفظ مي‌كند؟ بچه‌اي‌كه اغلب، تنها بازي مي‌كند، از نظر رشد مشكلي ندارد زيرا بازي جمعي، را تجربه نكرده است. بچه‌اي كه از همسالانش مي‌ترسد يا بارها ادعاي برتري بر آنها را دارد،يا به توانايي اش شك دارد و يا مي‌خواهد در آنها، ايجاد اطمينان كند كه به انتظارات زياد والدين از كودك بر‌مي‌گردد.

       تغيير‌در بازي: آيا كودك شما، بازيهاي متفاوت مي‌كند؟ و يا عناصر ديگري را وارد بازي مي‌كند؟ بچه اي كه مكرراً يك بازي را با همان عناصر و همان شيوه‌ي هميشگي انجام مي‌دهد،  بطور احساسي خنثي مي باشد. شايد بچه از نظر امنيت دروني، نارسايي بازي در محيط رادارد.                         

       واكنش به قدرت: آيا فرزند‌شما، ظلم وزور مي پذيرد؟ گاهي مقاومت، ابراز وجود، شكايت، اعتراض و تسليم دربرابر بزرگسالان، مراحل سلامت اجتماعي كودك را نشان مي دهد. پذيرش ثابت خواسته ها و محدوديتها ي بزرگسالان بدون قيد وشرط اشاره بر اضطراب بيش از حد‌كودك دارد.

        كنجكاوي: آيا گاهگاه‌كودك از خودش كنجكاوي، شيطنت‌و ماجراجويي نشان مي‌دهد؟ يك كودك كه با دقت نگاه نمي كند يا نگاه جستجو‌گرنسبت به جاهاي ممنوع ندارد،يا ماجراجو، نيست و يا حد و مرز را درك مي‌كند يا شايد هم از تنبيه مي‌ترسند.

       علاقه: آيا كودك شما جذب و علاقمند به چيزهاي اطراف خود مـي

شود؟ اينجا تأكيد‌بر‌روي در‌گيري مداوم، در كنشها، بيش از انفعالات مثل؛ تلوزيون مي‌باشد. كودك نمي‌تواندجذب‌يك فعاليت، شود يا بندرت مي‌تواند جذب يك پروژه‌شود و يا صبر كند تا يك پروژه، تكميل شود. ممكن است در اين‌مواقع نياز به‌كمك داشته باشد.

       عاطفه‌ي خود انگيخته: آيا كودك شما نسبت به كساني كه از او مراقبت مي‌كنند از خود، مهر‌نشان‌مي‌دهد؟ توجه داشته باشيدشايد اواحساسات عشق را از خود بروز نمي دهد اما احتياج دارد. مثلاً نشان نمي‌دهد‌كه نياز به بوسيدن هنگام خواب، دارد. نشان دادن حالات عاطفي در بين خانواده ها و فرهنگها  را هم بايد در نظر‌گرفت زيرا متفاوت است. با اين وجود در روشهاي مناسب فرهنگي، كودك به‌طور احتمالي، گاه عاطفه و مهر خود را به سرپرستان خود نشان مي دهد و احساس خوب خود را از بودن با آنها ابراز مي‌كند. هر چند ممكن است آنها به احساس‌كودك‌شك‌كنند.

         لذت از چيزهاي‌خوب‌زندگي: آيا بچه‌ي شما از چيزهاي خوب زندگي لذت مي‌برد؟ براي كودك بازي با ديگران، رفتن به تفريح، ميهماني، جشن، جاهاي‌جديد، بازي با اسباب بازيهاي جديد، بخشهاي خوب‌زندگي‌است. اگر‌كودك مشكلاتي مثل؛ كمرويي، ترس از ســگ‌ياتنفر از غذايي دارد. هر‌چند كه خيلي جدي نيست و مانعي براي لذت بردن نسيت، ولي اگر كودك اين مشكلات را براي خود بزرگ كند، آن وقت بايد مداخله كرد. يك سوم اين معيارها و ملاكها مثل خوابيدن، خوردن، توالت‌كردن به‌طور خاص بيان كننده‌ي احساسات خوب بچه است زيرا آنها را كنترل مي‌كند. ملاكهاي ديگر، بيشتر فرهنگي، و تعيين‌كننده‌ي وضعيت‌كودك است. وقتي در طول مدت تعيين شده، يك الگوي‌رفتاري، براي‌كمتر‌از نيمي از ملاكها و معيارهاتعيين شده باشد، آن وقت، روش درماني را به‌كار مي‌گيريم. و بايد براي بچه‌و حل مشكلش، وقت، صرف شود. مثلاً بچه‌ها به بزرگسالاني كه براي آنها وقت صرف مي‌كنند‌، پاسخ مي‌دهند. اين افراد شايد والدين، بستگان، پرستار يا هر‌كسي‌كه رابطه‌ي خاصي با او دارد باشد. براي بچه، وقتي را صرف قدم‌زدن‌كنيد، يا به‌كودك‌كمك‌كنيد، تا كمدش را مرتب كند. با او،‌كيك بپزيد،‌ يا هر‌كار ديگري كه كودك واقعاً از آن لذت مي برد. فعاليت بايد، ساده باشد. چند دقيقه از روز يا چند هفته بطور ثابت، سعي كنيد فشاري را كه كودك با آن مواجه هست، از او كم كنيد تا بچه احساس آرامش كند. و يا شايد باز هم نياز بيشتري به حمايت والدين و كمك و پيشنهادات آنها براي حل مشكلات خود داشته باشد دراين‌صورت اگر مسائل عادي روزمره را برايش ساده كنيد، كودك رشد يافته، مي‌تواند، خط سير زندگي را، خودش به‌دست بگيرد. تغييرات سريع در محيط، ظرف روز يا هفته، باعث مي شود كه كودك پيش دبستاني‌كمي‌سخت با موضوع كنار بيايد كه با همكاري و انجام تمرين خوداري و خودكفايي، مي توان به آنها كمك كرد تا روي پاي خود بايستند.

  « تعريف آموزش بر اساس مغز»

 

          اين‌تئوري‌آموزشي، بر‌اساس ساختار‌و‌كاربرد مغز‌مي‌باشد. تا وقتي‌كه‌مغز، ‌از انجام مراحل عادي‌اش منع نشود، آموزش، صورت نمي گيرد. اغلب مردم، معتقدند كه هر كسي مي تواند ياد بگيرد‌. واقعيت هم، چنين است. همه با يك مغز، كه داراي كاربردهاي مختلف است متولد‌مي‌‌شوند. مدارس قديم اغلب با‌رفتارهاي يأس‌آور‌، جاهلانه و تنبيه مانعي براي‌آموزش طبيعي مغز، به‌وجود مي‌آورند. اصول مهم آموزشي بر‌اساس‌مغز‌عبارتند از: مغز، ‌موازي‌پرداز است. يعني؛ چند فعاليت را با هم در يك زمان انجام مي دهد. مثل مزه كردن و بوئيدن . اين بحث روان شناسي را به خود جذب كرد. جستجو در معني، فطري است جستجو در معني، نوعي الگو يابي است . احساسات، شاخص الگو‌يابي هستند همه‌ي مراحل مغز و بخشهاي آن همزمان هستند. يادگيري شامل توجه متمركز و ادراك پيراموني است يادگيري شامل مراحل آگاهانه و نا آگاهانه است ما دو نوع حافظه داريم، حافظه فضايي و عادي وقتي عوامل در طبيعت جاسازي مي شود، بهتر آنها را درك مي‌كنيم اين حافظه است. مغز بسيار منحصر به فرد عمل مي كند همه تكنيكهاي ساختاري مربوط به آموزش بر اساس مغز عبارتند از: در بر گرفتن

  هماهنگ،" ايجاد محيط آموزشي كه كاملا دانش آموزان را غرق در تجربه‌ي آموزشي كند.

      آگاهي آرام بخش: سعي شود تا ترس از يادگيرنده حذف شود مخصوصاً در محيطي كه رقابت، بالا باشد.

      پردازش فعال: به يادگيرنده اجازه داده شود تا اطلاعات را با پردازش فعال محكم و ثابت كند.

چگونه آموزش بر اساس مغز تعليم را تحت تاثير قرار مي دهد؟

          برنامه‌ي درسي: معلمان بايد آموزش را پيرامون علائق دانش آموزان، طرح كنند و آموزش را وابسته به قرائن سازند.

         دستور عمل : مربي اجازه دهد دانش آموز، در تيمها يادبگيرد و از

آموزش پيراموني استفاده‌كند. معلمان ساختار آموزش را، در پيرامون مشكلات واقعي قرار دهند. دانش آموزان بي‌علاقه را، براي آموزش در خارج از‌كلاس و حتي مدرسه قرادهند.

          سنجش: وقتي دانشها را آموخت، بايد بسنجند كه آيا شيوه‌ي آموزشي‌برتري دارد؟ اين روش، دانش‌آموز‌را باز بيني‌كرده و مراحل آموزش آنها را بالا مي‌برد.

        آموزش بر‌اساس مغز چه پيشنهاد مي دهد؟

 اين‌كه‌چقدر‌مغز‌بر‌بچه‌هايي‌كه فعاليت مفيد آموزشي دارند فشار وارد مي كند. مربيان بايد به دانش‌آموزاني‌كه تجربيات مناسبي دارند كمك كنند و روي تجربيات آنان سرمايه‌گذاري كنند.

رنت‌كين، در صفحه‌ي 113 كتاب (روابط سازنده ) سه عنصر تعاملي كه در اين‌مرحله، مهم است را شرح مي دهد. معلمان بايد يادگيرنده را در تجربيات متقابل و پيچيده قرار دهند كه هم واقعي و هم غني هستند يك مثال خوب: مثلاً دانش‌آموزاني‌كه در فرهنگ بيگانه، قرار مي‌گيرند به آنها، دو زبان آموزش مي‌دهند. مربيان بايد ظرفيت و توانايي مغز را در پردازش موازي بپذيرند. دانش آموزان بايد رقابت معني‌دار فردي داشته باشند. چنين رقابتهايي فكر دانش آموز را در حالت مطلوب آگاهانه تحريك مي‌كند. براي دانش آموز بدست آوردن بينش‌درمورد يك مشكل بايد تجزيه‌ي فشرده اي از روشهاي مختلف باشد تا آنهارا به هم نزديك كند و البته آموزش، امري كلي است. اصول مسلم ديگرآموزش بر پايه‌ي مغز، شامل: فيد بك به حقيقت است، مردم وقتي مشكلات واقعي را حل مي‌كنند بهتر آنرا مي‌آموزند. عكس نمي‌‌توا‌ند از جزئيات جدا باشد چون هر مغزي متفاوت است پس مربيان بايد بگذارند ياد‌گيرنده‌ها به محيط خودشان، سرو سامان دهند. بهترين حلال مشكلات در اين‌مواقع، خنده است. طراحان وسايل آموزشي بايد هنرمند هم باشندو محيطهاي‌دوستانه،‌ خلق كنند، مربيان لازم است كه بدانند، بهترين‌روش يادگيري، مقاله و سخنراني نيست بلكه مشاركت در محيط واقعي است تا يادگيرنده بتواند به آرامي و در امنيت چيزهاي جديد را بياموزد.

 

گوهر تابناک:

از حضرت شیخ ابوالحسن خرقانی منقولست :
 
 
هرکس در سرا درآمد  نانش دهیــــــــــــــــــد
 
                              وازایمانـــــــــش مپرسیـد
 
                             چه آنکــــــــه :
 
در درگــاه باریتعالی به جـــــــــــــانی ارزد
 
 
                     البـته
 
بر خوان بوالحسـن بر نان ارزد .
 

فرایند کشت گندم

                        فرآیند کشت گنـــــــــــــــــــــــــــدم

نویسنده :مصطفی پزشکی

 

عوامل محيطي :

 

  1. جنس زمين:

      گندم از لحاظ زمين، در محدوده‌‌‌ي وسيعي مي‌تواند برويد‌، ليكن،كاشت‌گندم‌در‌زمينهاي‌حاصل‌خيز، زهكشي شده (آب را به راحتي‌عبور‌مي‌دهد)، رسي‌لمي، و نيز،‌ خاكهاي هوموسي و رسي آهكي، نتيجه‌ي بهتري مي‌دهد. گندم در زمينهايي كه ميزان املاح آن، بالا باشد رشد خوبي ندارد .

        2 . درجه‌ي حرارت

       گندم از نظر‌درجه‌ي حرارت، در محدوده‌ي وسيعي مي تواند برويد.گندم داراي انواع و اقسام مختلف است، كه بر اساس شرايط آب و هوايي، در هر منطقه، گندم مخصوص همان منطقه كشت مي‌شود.كمترين درجه‌ي حرارت براي گندم، چهاردرجه‌ي سانتي‌گراد، مي‌باشد. اما مناسبترين درجه براي رويش گندم‌بيست‌تا25 درجه‌ي سانتي‌گراد مي‌باشد.

مناسب ترين درجه حرارت براي گندم 20-25 درجه سانتي گراد مي باشد.

 

 

       3‌ .نور‌:

      از‌نظر‌نور، گندم به روزهاي آفتابي و بدون مه نيازمند است. نور، در‌گياه گندم، داراي اهميت زيادي مي‌باشد هرچه شدت تابش‌نور، زيادتر باشد ميزان محصول ما نيز افزايش مي‌‌يابد.

 

       4 .رطوبت:

      چون اغلب، گندم در مناطق خشك، كشت مي‌شود به همين دليل‌،تأمين آب براي گياه، نقش اساسي و مهم دارد در كشت ديم، ميزان بارندگي‌خيلي مهم است باران اگر در مراحل حساس دوره‌ي رشد، روي‌گياه، بارش نداشته باشد باعث خسارت به گياه مي‌گردد.

زمان بارندگي در كشت ديم مهم

مي باشد بارندگي بايد در مواقع حساس رشد گياه انجام گيرد.

 

 گندم در طول دوره رشد خود بين‌سيصد تا600 ميليمتر باران نياز دارد.گندم، مانند ساير گياهان در زمين خشك، جوانه نمي‌زند. البته‌در‌مورد‌گندم بهاره، اين مورد صادق نمي‌باشد زيرا آب حاصل از بارندگي‌زمستانه، درون خاك، ذخيره شده است و در بهار، مورد استفاده قرار مي‌گيردو باعث رشد گياه مي‌گردد.

به طور‌خلاصه، گندم به زمينهاي سيلتي‌، لمي و لمي رس دار و به آب و هواي خشك و سرد و آفتابي در طول رشد و به آب و هواي خشك و گرم و طبعاً آفتابي به هنگام رسيدن دانه نيازمند است. اما زمين هاي شني ، اسيدي و آب و هواي گرم و مرطوب براي رشد گندم مناسب نمي‌باشد.

 

گندم در مناطق مرطوب و گرم مثل شمال رشد خوبي ندارد.

 

       قبل از اين‌كه وارد بحث كشت گندم شويم لازم است كه يك سري اطلاعات كلي راجع‌به آماده كردن زمين و ساير مراحلي كه روي بذر بايد انجام شود مثل: عمق‌كاشت، ماشين آلات‌مناسب، براي كشت گندم وغيره. . . براي شما توضيحاتي مي‌دهيم.

 

آماده سازي زمين، جهت كشت گندم:

       همانطور‌كه مي‌دانيم تمام موجودات براي زندگي و ادامه حيات خود احتياج به يك محيط مناسب دارند. گندم هم ازاين قانون پيروي مي‌كند. گندم، در‌زميني كه خوب آماده شده و عاري از سنگ و زائدات ديگر باشد و همچنين رطوبت خوب و كافي‌داشته باشد خيلي خوب جوانه زده و رشد مي‌كند. براي اين‌كه به يك چنين تركيب خاكي، برسيم چندين مرحله را بايد طي‌كنيم:

1- شخم زدن: در زمان‌هاي قديم و در حال حاضر در بعضي‌از روستاهاي كشورمان زمين را با خيش و گاو شخم مي‌زنند. قبل از اينكه وارد صحبت چگونگي شخم‌زدن شويم ابتدا، بايد‌بدانيم‌كه شخم‌زدن، يعني چه؟ و چه مزايايي دارد؟

به صورت توضيح ساده، شخم‌زدن يعني زير و رو كردن خاكي

كه داراي مزاياي زيرباشد:

      1-  باعث نفوذ اكسيژن به درون خاك مي‌گردد.

2-   موجب زير و رو شدن خاك زراعي و مخلوط شدن خاك، با بقاياي گياهي‌گردد.

3-   ذخيره آب در داخل خاك.

4-   ريز شدن ذرات خاك.

5-   انجام فعل انفعالات‌شيميايي‌خاك،به‌وسيله‌ي‌ميكروبهاي

       هوازي و در نتيجه تبديل مواد آلي به معدني.

در حال حاضر شخم زدن زمين‌هاي بزرگ و كشت گسترده‌ي گندم، توسط ماشين صورت مي‌گيرد تمام اين وسيله كه خاك را زيرو رو مي‌كند گاوآهن مي‌باشد كه داراي انواع مختلف است. در كشت ديم كه آبياري، توسط باران انجام مي‌شودبهتر است از گاو آهن قلمي يا چيزل استفاده شود.كشاورزان گاو آهن را به پشت تراكتور مي‌بندند و با آن زمين را شخم مي‌زنند. معمولاً براي گندم عمق شخم رابيست‌تا25سانتي‌متردر نظر مي‌گيرند. فصل شخم زدن، در پاييز‌مي‌باشد بعد از اينكه زمين خوب شخم خورد‌و خاك، زير و رو گرديد زمين را ديسك و ماله مي‌كشند. حتماًمي‌پرسيد كه ديسك و ماله‌چه‌هستند؟ و چه كاري انجام مي‌دهند؟

ديسك‌، دستگاهي است كه پشت تراكتور مي‌بندند و صفحاتي به آن متصل است كه شبيه بشقاب مي‌باشد و وارد خاك شده، كلوخه‌هاي بزرگ خاك و همچنين بقاياي گياهاني را كه سال قبل در زمين كشت شده است‌ را خرد مي‌كند، عمق ديسك رابيست‌تا25سانتي‌مترد‌ر نظر مي‌گيرند و ماله هم باعث يكنواخت شدن سطح خاك زير و رو شده مي‌گرددو آخرين كاري است كه زمين را براي بذر افشاني آماده مي‌كند.

در مناطق خشك، براي كاشت گندم بهاري، بهتر است در پاييزسال قبل، زمين‌را شخم زده تا آب باران و برف در داخل خاك، نفوذ نموده و در بهار از آب ذخيره شده استفاده نمايد. در مناطق مرطوب، اگر مشكل فرسايش خاك وجود نداشته باشد عمل شخم، در پاييز انجام شود بهتر است زيرا كشت در بهار سريعتر انجام مي گردد.

2-كود دادن:

      هر‌گياهي، براي رشد و نمو خود به عناصر غذايي احتياج دارد مثل شما كه براي رشدتان به غذا احتياج داريد و بايد خاكي كه گياه، درون آن رشد مي‌كند مقوي بوده و اين عناصر را داشته باشد. پس ما قبل از اينكه اقدام به كشت گندم كنيم بايد يك مقدار مناسبي كود به خاك بدهيم. امروزه در بازار انواع مختلفي كود وجود دارد از كودهاي حيواني گرفته تا كودهاي شيميايي كه ساخته‌ي دست انسان است.

كود شيميايي، داراي انواع مختلف مي‌باشد: كود ازته _كود فسفره _ كود پتاسه و ...

عناصر غذايي مورد نياز براي گندم عبارتند از :

1.     كربن، اكسيژن و هيدروژن.

2.     ازت، فسفر، پتاس، گوگرد ، كلسيم و منيزيم.

3.     آهن، منگنز، روي،مس، بر، موليبدن، كلر و سديم.

4.     كبالت، واناديم، سيليسيم، يد، فلرو آلومينيم.

كه تمام اين عناصر هر كدام به نوعي در گياه، نقش خاصي را ايفا مي‌كنندو كمبود‌اين‌عناصر، باعث خسارات زيادي در گياه‌مي‌شود. كه در اين‌جا شكلهايي كه نشان دهنده‌ي كمبود‌عناصر‌غذايي و علايم موجود در گياه است را نشان مي دهيم .

نحوه‌ي مصرف كود شيميايي در گياه گندم :

ميزان مصرف‌كودهاي شيميايي، در انواع گندمهاي مختلف متفاوت مي‌باشد ولي اصول كلي به اين صورت است كه بايد قبل از‌كشت نصف كود ازته و تمام كود فسفره و پتاسه را به خاك داده با ديسك كه قبلاً توضيح داديم ويا گاو آهن ايراني با خاك مخلوط كنيم‌و بعد اقدام به كشت نماييم. بقيه‌ي‌كود ازته را دراوايل بهارو درهنگام ساقه رفتن گندم در‌سطح زمين پخش مي‌كنند. پخش به موقع كود ازت، موجب تشكيل تمام قسمتهاي دانه شده و باعث افزايش مواد پروتئيني مي‌گردد. در مورد نحوه دادن كود‌به زمين، ما دو كار، انجام مي‌دهيم اگر‌كشت ما به صورت دست پاش باشد، كودهاي شيميايي‌را با دست و يا با ماشينهاي كود پاش به صورت يكنواخت در سطح زمين پخش مي‌كنند و اگر زراعت به صورت جوي و پشته و رديفي باشد بهتر است از بذرپاشهائي استفاده مي‌كنندكه همزمان با كشت بذر، كود را به صورت نواري در زير خاك پخش نمايد.

كدام يك از روشهاي دادن كود بهتر مي‌باشد؟

دادن كود به صورت نواري بهتر مي باشد چرا كه باعث مي شود ريشه گياه، بهتر با كود برخورد كند و استفاده‌ي بيشتري داشته باشد.

روش دادن كود به صورت نواري توصيه مي شود . همچنين دادن كود ازته در افزايش محصول مهم مي‌باشد.

 

 3- عمق كاشت بذر:

        عمق‌كاشت‌بذر، يعني اينكه بايد بذر را در چه عمقي درون  خاك قرار‌دهيم. كه اين بستگي به رطوبت خاك و جنس آن و درشتي بذر دارد. موقعي كه آب درون خاك براي گياه كافي باشد، عمق را درون خاك چهارتا‌5سانتي‌متر، در نظرگيريم ولي اگر‌رطوبت‌كافي‌نباشد‌عمق‌كشت را بيشترمثلاً شش‌تا7 سانتي‌متر قرار‌مي‌دهيم و همچنين در زمينهاي سبك مثل‌زمينهای‌شني، بذر را عميقترمي‌كارند تا زمينهاي رسي و سنگين.  در هر صورت بايد دقت كنيم كه عمق كاشت ما خيلي زياد نشود چون بذر درون خاك، خفه مي‌شود و يا بوته‌اي كه توليد مي‌كند قدرت زيادي ندارد و از بين مي‌رود.

4-تاريخ كشت گندم:

قبل از وارد شدن به مبحث تاريخ كشت انواع گندم را از لحاظ زراعي بررسي مي‌كنيم.

گندمها‌را از لحاظ احتياج و عدم‌نيازشان به‌يك دوره سرما، به سه دسته تقسيم‌مي‌كنند:

1.   گندمهاي‌پائيزه: اين‌گندم، احتياج به يك دوره سرما دارد تا نياز فيزيولوژيكي‌اش‌بر‌طرف شود و گندم در موقع معين به سنبل رفته و محصول ما كم نشود. اين‌گندمها، چون در فصل پاييزكشت مي‌ شوند بهمين‌دليل، زمان‌كافي براي استقرار در خاك را پيدا نموده و ميزان محصولي كه توليد مي‌كنند بيشتر خواهدبود.

2.     گندمهاي‌بهاره: در اواخر‌زمستان و‌يا اوايل بهار كشت مي‌شوند و نياز به سرماي سخت زمستاني ندارند.

3.     گندمهاي بهاره زمستانه (بهاره پائيزه)

گروهي‌از‌گندمها چون نياز به سرماي زمستانه ندارند مي توان آنها راهم‌در‌پاييزو هم‌در بهاركشت‌نمود به اين گندمها، گندمهاي بهاره پاييزه‌مي‌گويند.

    كشت گندم هم با توجه به آب و هوا و نوع خاك و حتي نوع بذر‌گندم‌در‌زمان‌هاي مختلفي انجام مي‌شود و هر كدام از گندم‌ها داراي تاريخ كشت مخصوصي هستند.

اماهيچ‌گاه‌نبايد اين نكته‌را فراموش‌كنيم، كه گندم را بايد موقعي كشت نمود، كه قبل از رسيدن سرماي زمستاني، رشد اوليه نموده‌باشد. گندم‌گياهي‌است مقاوم‌نسبت به سرما و در مناطق مختلف‌خراسان‌و‌‌آذربايجان و ساير نقاط سردسير در اواخر شهريور‌تا اواسط آبان ماه، قابل كشت است. گندمي كه در فصل پاييز‌كشت مي‌شود، حتماً بايدچهل‌روز، از كشت را طي كرده باشد‌، تا به فصل زمستان برخورد كند. به طور‌كلي‌گندم پاييزه، بايد موقعي‌كشت گردد، كه گرماي تابستان، تمام شده و سرماي زمستان هم هنوز شروع نشده باشد.

 5-ضد عفوني‌كردن بذر گندم:

          قبل از ضد عفوني حتماً بايد اين نكته را در ذهن خود داشته باشيم كه:

چه نوع بذر گندمي را براي كشت انتخاب كنيم ؟

 

بذر انتخاب شده بايد داراي خصوصيات زير باشد:

1.     از ارقام پر‌محصول باشد. يعني؛ گندمهايي را كشت كنيم كه ميزان محصول آنها بيشتر ازا‌نواع‌ديگر باشد.

2.     از ارقام مقاوم به بيماري، آفت ، سرمازدگي، گرمازدگي، خوابيدگي‌و خشكي باشد.

3.     داراي ارزش نانوائي بالا باشد؛(ميزان پروتئين آنها بالا باشد.)

4.     عاري از تخم‌علف هرزو ذرات زائد، از قبيل خاك و خاشاك باشد.

5.     بذرهايي‌كه‌در‌كشت‌از‌آنها استفاده مي‌شود از يك نوع باشند و مخلوط با ساير بذرهاي ديگر نباشند.

6.     داراي قدرت جوانه زني بالا باشد.

7.     پس از‌سبز‌شدن، زودتر‌جوانه زده و توليد پنجه كند تا در مقابل سرماي زمستان مقاومت‌كند.

امروزه‌در‌كشوردر مؤسسات كشاورزي‌، گندمهاي مختلف را اصلاح نموده و مختص هر‌آب و هوايي، براي كشاورزان آن منطقه، معرفي‌مي‌كنند. وزارت‌كشاورزي، بذرهاي هر‌منطقه را براي‌كشت، در اختيار كشاورزان آن منطقه قرار داده و توصيه‌هاي لازم، جهت‌كشت را براي كشاورزان بازگو نموده و در‌حين‌كشت‌و‌داشت‌زمين‌كشاورز‌را بازديد مي‌كند.كشاورزان، بايد‌براي بدست آوردن محصول بيشتر از اين بذرها استفاده كنند.

بذر‌گندم، بايستي قبل از كشت، به‌دليل آلوده بودن به قارچ‌هاي بيماري‌زا با سموم مختلف، ضد‌عفوني‌گردد. تا آلودگي را به خاك و در نتيجه‌به‌گياه امسال، انتقال ندهد. معمولاً يك سري بشكه‌هاي‌مخصوص‌ضدعفوني، وجود‌دارد كه بذر را در داخل اين بشكه‌هامي‌ريزندوبا‌سم استفاده نموده و آنها را با هم مخلوط مي‌كنند.

6-ميزان بذر:

ميزان بذر در كشت ديم 60-120 كيلوگرم براي يك هكتار

در كشت آبي 100-220 كيلو گرم براي يك هكتار

         يعني آن مقدار بذري كه بايد در زمين كشت شود تا كشاورزان، حداكثر محصول را داشته باشند. هرچه زمين و آب و هواي منطقه خشك باشد، ميزان بذر مصرفي كمتر مي‌باشد رطوبت‌زياد در زمين باعث افزايش ميزان بذر مصرفي درهر هكتار مي‌گردد. معمولاً براي زراعتهاي ديم ميزان بذر را 120، نودو60براي هر هكتار در نظر مي‌گيرند و در زراعتهاي آبي ميزان بذر220  تاصدكيلوگرم براي يك هكتار توصيه مي‌‌كنند. 

 

7-فواصل خطوط كشت :

 فاصله‌ي‌خطوط كشت در دو كشت آبي و ديم با هم متفاوت است در كشت ديم، فاصله‌ي خطوط را بيشتر از كشت آبي در نظر‌مي‌گيرند اين فاصله در اين زراعت‌سي‌تا45 ‌سانتي متر و در كشت آبي و‌كشتي‌كه به صورت جوي و پشته مي‌باشدپانزده‌تا25 سانتي متردر نظر مي‌گيرند.

 كاشت گندم:

در كشاورزي دو نوع زراعت داريم: ‌زراعت ديم _ زراعت آبي

زراعت ديم، يعني؛ آن نوع كشتي كه آبياري توسط انسان انجام نمي‌شود وفقط آبياري، توسط باران صورت مي‌گيرد و توسط طبيعت، اما در‌زراعت آبي، آبياري توسط انسان صورت مي‌گيرد.

گندم‌ هم به صورت آبي و هم به صورت ديم كشت مي‌گردد.

در زراعت آبي، آبياري توسط انسان انجام مي‌شود. فاصله‌ي خطوط كشت گندم را كمتر وحدودپانزده‌تا25 سانتي‌متر در نظر مي‌گيرند. اما اين فاصله در‌زراعت‌ديم، بيشتر است يعني حدود سي‌تا 45‌سانتي‌مترمي‌باشد.

 

طرق كشت گندم :

 

كشت سنتي:

       در‌حال‌حاضر‌درصد ناچيزي از گندم آبي كشور، به روش سنتي‌كاشته مي‌شود. در اين‌روش بعد از شخم زدن زمين و آماده‌كردن آن، بذر را در زميني كه رطوبت؛( حاصل از آبياري يا باران) لازم براي سبز شدن گندم را داشته باشد با دست مي‌پاشند، براي اين‌كار كشاورز مقداري بذر را درون پارچه اي كه دو‌گوشه‌ي آن را به دور‌گردن خود گره زده است مي‌ريزد و از يك‌سمت‌مزرعه، به سمت ديگر، ‌حركت‌كرده و بذر را در زمين‌پخش‌مي‌‌كند و‌سپس با گاو و يا اسب يا الاغ شخم مي‌زند و بذر‌را زير‌خاك مي‌‌كند.

اما هم اكنون‌كشت‌اكثراً مكانيزه مي‌باشد.

كشت مكانيزه :

كه به دو صورت انجام مي‌گيرد:

الف- كاشت به صورت پخش:  كه توسط بذر پاش كه به صورت افشان، بذر‌گندم را در سطح زمين پخش مي‌كند صورت مي‌گيرد. دستگاه بذر افشان را به پشت‌تراكتور، مي‌‌بندند و عمل بذر‌پاشي‌را توسط آن انجام مي‌دهند. بعد از عمل بذر پاشي سطح زمين را، توسط ماله يا ديسك، صاف نموده تا بذرها  داخل خاك قرار گيرند.

ب- كاشت رديفي: در بذر افشاني‌رديفي، كه توسط دستگاه بذر كار‌غلات دانه‌ريز، انجام مي‌گيرد، بذرها با فاصله‌ي خطوط مشخص‌و‌در‌عمق معين، با فاصله‌ي مساوي‌روي رديف و سرانجام با ميزان معين كشت مي‌شوند. اين نوع كشت، خيلي بهتر‌از كشت پخش، مي‌باشد چرا كه گياه را از‌خطر‌سرما زدگي حفظ مي‌كند و همچنين امكان‌حركت وسايل آبياري در داخل زمين‌را فراهم مي‌‌كند. دستگاه، شامل مخزن بزرگي است كه در كف آن سوراخهايي، براي خروج بذر‌از مخزن وجود‌دارد. خاك دادن روي بذر، بعد از كشت توسط خود دستگاه انجام مي‌گيرد.

موقع كاشت گندم :

      با در‌نظر‌گرفتن درجه‌ي حرارت وشرايط محيطي هر چه گندم‌زمستاني را در پاييز، زودتر بكاريم به طوري كه جوانه زدن گندم همزمان با بروز سرما، نگردد بهتر مي‌باشد و محصول توليدي‌‌نيز افزايش‌پيدا‌مي‌كند. موقع‌كشت‌و‌كار‌گندمهاي پاييزه در اواخر مهر و اوايل آبان مي‌باشد. موقع كشت و كار گندمهاي بهاره نيز در مناطق مختلف بر حسب آب و هوا، متفاوت مي‌باشد و هر‌چه قدر، هوا گرم تر باشد گندم را زودتر مي كارند.يعني در اواخر اسفند ماه و يا اوايل فصل بهار.

 

 

 

 

شعر: نون گندم            نوشته :  عضو باشگاه

                     « نون‌وگندم »

 

آي‌بچه‌ها، آي‌بچه‌ها آي‌بچه‌هاي‌مهربون

چرا‌نون‌رو هدر، مي‌كنيد‌                                     زحمتها‌رو‌بي‌ثمر‌مي‌كنيد

بابا‌كه‌ما‌رو‌دوست‌داره‌                                                نون‌رو‌برامون‌مياره

به‌خاطرزحمت‌بابا                                                       نكنيد‌باشگاه‌رو‌رها

نون‌واسه‌مايه‌نعمت                                                          بودن‌اون‌بركت

نونها‌رو اسراف‌نكنيد‌، نونهارواسراف‌نكنيد

 

 

زهرا‌غفاري‌، شهريار                                             26 / ارديبهشت‌/‌82

كد: ‌734